احساس می‌کنم خود «رنجرو» شده‌ام!
میثم فرهومند، بازیگرِ «تنهای‌تنهای‌تنها»

احساس می‌کنم خود «رنجرو» شده‌ام!

نویسنده : ملیحه جهانبخش

میثم فرهومند، نوجوانی‌ است که در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی کودک و نوجوان به عنوان بهترین بازیگر انتخاب شد و بازی روان و ساده او تحسین داوران و تماشاگران را برانگیخت. درخشیدن نوجوانی که دو سال است بازیگری را شروع کرده است و با بازی خوب در فیلم «تنهای‌تنهای‌تنها» تبدیل به چهره‌ای رسانه‌ای شد بهانه‌ای شد تا در آستانه اکران این فیلم   با او گفت‌وگویی در این باره داشته باشيم:

 چند ساله هستید و کار بازیگری را از کی شروع کردید؟
 13 ساله هستم و بازیگری را از کلاس پنجم شروع کردم.
 کارهای شما همه سینمایی بودند؟
 دو تا سینمایی کار کردم. یک سریال. دو تا فیلم کوتاه.
 آشنایی شما با آقای عبدی پور چطور اتفاق افتاد؟
 کلاس پنجم كه بودم با ایشان یک فیلم سینمایی کار کردم و همین زمینه آشنایی ما شد.
 چطور برای فیلم «تنهای‌تنهای‌تنها» انتخاب شدید؟
 آقای عبدی‌پور من را می‌شناختند. منتهی چون من خیلی چاق بودم (93کیلو بودم) به من گفتند اگر لاغر کنی برای این فیلم انتخاب می‌شوی. من هم بیش از 20 کیلو برای این فیلم در تابستان کم کردم تا بتوانم بازیگر این فیلم باشم. 
 نقشی که در فیلم «تنهای‌تنهای‌تنها» داشتید به شخصیت خود شما هم نزدیک است؟
 اول نه! نزدیک نبود. اما بعد که این فیلم را بازی کردم به تدریج شخصیتم به این نقش خیلی نزدیک شد. الان احساس می‌کنم خود رنجرو هستم! 
 این همه روی شما تاثیرگذاشت؟
 بله من خیلی تحت تاثیر بازی در این فیلم قرار گرفتم. 15 بار این فیلم را خودم نگاه کردم. حتی راه رفتنم شبیه رنجرو شده است!
 هم بازی شما یه نوجوان روسی بود. چطور با او ارتباط می‌گرفتی؟
 با حرکت دست کار می‌کردیم. 2 ماه که اینجا بود با علائم با هم حرف می‌زدیم... با وجود این که زبان هم را نمی‌فهمیدیم اما خیلی صمیمی شده بودیم. طوری که واقعا زمان جدایی برای من خیلی سخت بود.
 شما با موضوع این فیلم یعنی انرژی هسته‌ای توانستید ارتباط بگیرید؟ 
 خیلی سیاسی و درگیر موضوعات سیاسی نیستم ولی نقش‌ام را خیلی دوست داشتم.
 دوست دارید یک روز ستاره سینما بشوید؟
 بله. من هم شبیه همه بازیگرهای دیگر که زحمت می‌کشند دوست دارم روزی بازیگر خوبی باشم. معروف شدن برایم مهم نیست دوست دارم بازیگر موفقی باشم.
 تاثیرگذارترین سکانس این فیلم برای شما کدام بود؟
 آخر فیلم وقتی رنجرو برای رییس‌جمهور نامه می‌نویسد و حرف‌هایی که روی تیتراژ پایانی می‌زند. همه متاسفانه فکر می‌کنند فیلم تمام می‌شود و بلند می‌شوند... اما دقیقا در پایان فیلم قشنگ‌ترین دیالوگ‌ها را رنجرو به زبان می‌آورد. 
 در جشنواره وقتی کنار مردم این فیلم را تماشا می‌کردید، واکنش آن‌ها چطور بود؟
 مردم اول فیلم با خوشحالی و خنده فیلم را دنبال می‌کردند و آخر فیلم به اندازه‌ای تحت تاثیر قرار می‌گرفتند که با گریه بلند می‌شدند.
 به عنوان حرف پایانی، خاطره‌ای برای‌مان تعریف کنید.
 خاطره‌ای که دارم درباره لحظه جدایی من و همان هم‌بازی روس‌ام بود. خیلی وابسته شده بودیم و وقتی که قرار بود خداحافظی کنیم خیلی گریه کردیم. درباره تیم هم با این که در گرمای خیلی زیاد کار می‌کردیم و بچه‌های تهرانی که در تیم آقای عبدی‌پور بودند به این گرما عادت نداشتند اما ارتباط‌ها به اندازه‌ای صمیمی و خوب بود که هیچ‌کس متوجه سختی و گرما نبود.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات