نترسیم درباره بعضی موضوعات فیلم بسازیم
مصاحبه با احسان عبدی پور، کارگردان فیلم «تنهای‌تنهای تنها»

نترسیم درباره بعضی موضوعات فیلم بسازیم

نویسنده : ملیحه جهانبخش

احسان عبدی پور، کارگردان خلاق، خوش‌ذوق و متواضع بوشهری‌ است که با فیلم «تنهای‌تنهای‌تنها» در جشنواره فیلم فجر درخشید و توجه رسانه‌ها را از فیلم‌هایی با حضور بازیگران سوپراستار به فیلمی متفاوت با سوژه‌ای جالب و بازی بازیگران بومی بوشهر جلب کرد. فیلمی که مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و در جشنواره‌های گوناگون جوایز بسیاری را از آن خود کرد. در آستانه‌ اکران این فیلم گفت‌وگویی با ایشان داشتیم:

 چرا تنهای تنهای تنها؟ انتخاب این اسم دلیل خاصی داشت؟

 «تنهای‌تنهای‌تنها» سه شخصيت هستند که مثلث اصلی این فیلم را می‌سازند. سه تنها به هم می‌رسند، از تنهایی در می‌آیند و در نهایت به دلیلی از هم جدا می‌شوند. منتهی در فرآيند اسم‌گذاری این فیلم، حساسیت‌هایی بر روی بعضی واژه‌ها وجود داشت، نام این فیلم انتخاب اول من نبود. اما باز هم برای انتخاب این نام دلیل داشتم. خودم اسم فیلم را دوست دارم.

 این فیلم در مقایسه با سایر فیلم‌های جشنواره بودجه کلانی نداشت. می‌توانیم بگوییم برای درخشیدن یک فیلم نیاز به صرف بودجه‌های هنگفت نیست؟

 ببینید همیشه این حرف درست نیست! اول این که گاهی بعضی از فیلم‌نامه‌ها بودجه خیلی کلانی را نیاز دارد. در واقع نمی‌شود میزان بودجه یک فیلم را برای سنجش كيفيت آن ملاک قرار داد. دوم این که فیلم‌های زیادی با هزینه مشابه فیلم من ساخته شده است و در جشنواره هم حضور داشته است. سوم این که فیلمی که بازیگر سوپراستار ندارد، هزینه زیادی هم نمی‌طلبد. چهارم این که حمایت‌هایی از سوی تلویزیون انجام شد که این‌ها ممکن است دیده نشود اما در بودجه نهایی فیلم بسیار تاثیر داشت. منتهی برای کار نکردن نمی‌توان بودجه کم را دلیل منطقی دانست. با محدودیت مالی می‌توان به خلاقیت در فیلم‌نامه رسید. 

 ایده شکل گرفتن این فیلم چطور اتفاق افتاد؟ از سوژه‌هایِ روز به این موضوع رسیدید یا دغدغه شخصی شما بود؟

 هر دو بود. منتهی اگر بخواهم بگویم نقطه شروع این فیلم کجا بود هنوز نتوانسته‌ام جواب درستی به این سوال بدهم. به هر حال نمی‌شود منکر مسائل روز جامعه شد که همه ما با آن درگیر هستیم. منتهی نحوه مواجه شدن هر یک از ما با آن‌ها فرق می‌کند. 

 پرداختن به بعضی از موضوعات جسارت می‌خواهد. شما چطور این جسارت را در خود دیدید؟

 جواب این سوال خیلی سخت است. من مثل هزار انسان دیگر که ممکن است در ذهن خود با هزار موضوع درگیر شوند، درگیر با این موضوع شدم و تصمیم گرفتم درباره‌اش کاری بسازم.

 مفهوم فیلم سیاسی و سنگین است. شما چطور توانستید به این سادگی و روانی پیام اصلی فیلم را منتقل کنید؟

 من تمی فانتزی در همه کارهایم هست. حتی در جدی‌ترین‌اش! و بخشی از این البته به زادگاهم بر می‌گردد. زندگی در شهری که همه آدم‌ها با طعنه و کنایه با هم حرف می‌زنند. این را وام‌دار جایی هستم که در آن زندگی می‌کنم.

 استقبالی که از این فیلم شد برای شما قابل پیش‌بینی بود؟

 نه در این حد! من خودم هم این فکر را نمی‌کردم. می‌دانستم این فیلم به هر حال با فضای متفاوتی ساخته شده است ولی نه ! انتظارش را نداشتم.

 اکران بین المللی هم شده است؟

 جشنواره رفته است. ولی اکران بین المللی نشده‌است. چون فیلم به سفارش تلویزیون است. نمی‌توانم دیگر دخل و تصرفی در‌این‌باره داشته باشم و این مسائل دیگر در اختیار خود آن‌هاست. البته این بهترین حالت ممکن است که فیلم در یک فرهنگ و جغرافیای دیگر اکران شود و بازتاب جهانی داشته باشد. 

 مي‌خواهيد هميشه در فضای بوشهر فیلم بسازید؟ 

 انتخاب لوكيشن بستگی به این دارد که قصه‌ای که در ذهن شماست، قصه کجاست؟! مثلا اگر در ذهن من قصه‌ای درباره دختری باشد که در پاکستان اسید روی صورتش ریخته‌اند یا... باید همانجا این فیلم را بسازم. شاید قصه‌ بعدی که من را با خودش درگیر کند قصه آدمی باشد که در کلبه‌ای جنگلی در گیلان زندگی می‌کند! خود فیلم‌نامه به شما می‌گوید که چه سبک بازی و چه بازیگرانی و چه فضایی را می‌خواهد. قصه‌هایی که تا الان من را با خود درگیر کرده‌اند، اطراف خودم شکل گرفته‌اند. حتی کار بعدی من هم در بوشهر است.

 دلیل اصلی موفقیت‌های این فیلم را چه می‌دانید؟ سوژه، فیلم‌نامه یا بازی خوب بازیگران؟

 من نمی‌توانم این‌ها را از هم تفکیک کنم. برای یک فیلم خوب باید همه این‌ها خوب باشند. همه به هم ربط دارند و وقتی از یک سطحی تمام این‌ها بالاتر هستند، اتفاق خوب بودن یک فیلم رقم می‌خورد. 

 برخی انتقاد می‌کنند که فلاش بک‌ها به اندازه‌ای در فیلم طولانی‌ است که مخاطب فراموش می‌کند این فیلم را کسی روایت می‌کند. قبول دارید؟

 راستش من اینجا دستم را به علامت تسلیم بلند می‌کنم و می‌گویم: اگر بودجه داشتم ایده خلاقانه دیگری برای روایت این فیلم داشتم که محقق نشد. بله این را به دلیل محدودیت بودجه قبول دارم.

 شما معتقد هستید در برابر فیلم‌هایی مثل آرگو باید فیلم ساخت نه سخنرانی کرد، درست است؟

 ما باید جسارت داشته باشیم و به فیلمسازان این فرصت را بدهیم که درباره موضوعاتی که در جامعه و خانواده و... با آن‌ها درگیر هستیم، فیلم بسازند. کسی در کشوری دیگر که به اندازه فیلم‌سازان ما محرم مسائل خودمان نیست، فیلم می‌سازد. بعد واکنش‌های ما چیست؟! گاهی خیلی بدتر است. مثلا یک جمله روی یک پرده می‌نویسیم و اعتراض می‌کنیم! نترسیم درباره بعضی موضوعات فیلم بسازیم. وقتی اجازه نمی‌دهیم فیلمسازان ما درباره مسائل کوچک مبتلابه جامعه فیلم بسازند آن‌ها از همین سواستفاده می‌کنند. ما همیشه بازی خورده‌ایم، ما هیچ وقت بازی شروع نمی‌کنیم! در سینما آینده‌نگری نداریم! یک سری مسائل هست که باید از سینماگران بخواهیم درباره آن‌ها فیلم بسازند.

 چطور توانستید از بازیگران محلی بازی‌های به این خوبی بگیرید؟

 انتخاب درست اگر باشد دیگر نیازی نیست کار خاصی انجام بدهیم. بازیگران این فیلم شناخته شده نیستند اما درست سر جای خود قرار گرفته‌اند و به همین دلیل گل کردند. 

 پس انتخاب خود شما بود که از بازیگران شناخته نشده استفاده کردید، به دلیل کمبود بودجه نبود؟

 همیشه به خاطر بودجه نیست. الزام فیلمنامه می‌طلبد که چه بازیگری را به کار بگیری. 

 خاطره‌ای از اين كار در ذهن‌تان مانده؟

 نوجوان روسی که در فیلم بود 25-20 روز با ما بود. یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست. مترجم هم نداشتیم. یک کلمه بین ما رد و بدل نمی‌شد، من همه را با حرکت و علائم یک بار برایش توضیح می‌دادم و او بازی می‌کرد! خیلی گیرا و مستعد بود. به نظرم شاهکار بود. یک بار جلوی دوربین برایش بازی می‌کردم و همان کافی بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب ترین کاراکترهای تاریخ بازی های ویدئویی را بشناسید

#سوپراستار_بازی ها

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

خودکشی سازنده نهنگ آبی!

٩٦/٠٦/٢٣
مینیمال

نهنگ‌آبی یا نیسان آبی؟

٩٦/٠٦/٢٣
نگاهی به فیلم نگار که ورای سینمای محافظه کارانه ماست

خلسه های دختری انتقام جو

٩٦/٠٦/٢٣
نگاهی به پراکندگی تیم‌های فوتبال چند لیگ معتبر اروپایی و مقایسه آن با لیگ ایران

خاک های فوتبال خیز

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

با بروبچه‌های رامبد آشنا شوید

٩٦/٠٦/٢٣
درباره همه رفتارهای شگفت‌انگیز و غافلگیرکننده‌ای که از رامبد جوان دیدیم

رامبد چقدر سوپرایزمون می کنه؟ خیلی!

٩٦/٠٦/٢٣
کافه جهان نما

اتریش، سرزمین مدرنِ محترم

٩٦/٠٦/٢٣
چهره هفته

ماجامون خیلی هم خوبه

٩٦/٠٦/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 503

٩٦/٠٦/٢٣
به بهانه اکران فیلم «نگار» و روزهای پایانی «خندوانه» همه چیز درباره شخصیت و کارنامه رامبد جوان

رامبدانه

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

لطفا خودمان را دوست داشته باشیم

٩٦/٠٦/٢٣
پایان‌نامه

موسسات کشککی، اعتراضات اُملتی

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

سینما رفتیم و افتاد مشکل‌ها...

٩٦/٠٦/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 503

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

خوب و بد خندوانه در 4 فصلی که گذشت

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

رامبد به روایت رفقا

٩٦/٠٦/٢٣
به بهانه ثبت شدن نام «محمود خوردبین» در کتاب گینس سال 2018

شناسنامه پرسپولیس!

٩٦/٠٦/٢٣
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و وعده 100 روزه

٩٦/٠٦/٢٣
شگرد

طرز تهیه یک اسکرین شات بالا بلند!

٩٦/٠٦/٢٣
تبلیغات