عجیب بودن انتخاب‌ها و انتخاب‌های عجیب برای اسکار
مروری بر شیوه انتخاب فیلم برای اسکار و ترین‌های این ماجرا

عجیب بودن انتخاب‌ها و انتخاب‌های عجیب برای اسکار

نویسنده : احسان رحیم زاده-علی نیک فرجام

مدتی است با انتخاب فیلم «گذشته» فرهادی برای اسکار بحث شیوه انتخاب نماینده سینمای ایران در این جشنواره داغ شده است. انتخابی که با تغییر معاونت سینمایی و ... گاهی شکل سلیقه‌ای به خود می‌گیرد. برای همین نه تنها نحوه انتخاب یک نماینده برای حضور در اسکار گاهی عجیب می‌شود، بلکه خود انتخاب‌ها هم در مواردی خاص هستند. سال گذشته پس از انتخاب فیلم «یه حبه قند» برای ارسال به آکادمی اسکار، مدت کوتاهی نگذشت که اخباری مبنی بر تحریم جشنواره اسکار از سوي كشورمان منتشر شد و «رضا میرکریمی» و سایر دست‌اندرکاران فیلم، با اعلام حمایت از تصمیمِ گرفته شده، عطای اسکار را به لقایش بخشیدند و این درحالی بود که معاونت سینمایي وقت وزارت ارشاد مدعی بود که «لابی کردیم، جدایی نادر از سیمین اسکار گرفت»! رفتارهای متفاوت تصمیم‌سازان سینمای ایران که ناشی از تغییرات گسترده در سطح مدیریتی پس از تغییر وزرا و معاونان دولتی است، هر سال به گونه‌ای نمود پیدا می‌کند که سبب اعتراض بخشی از بدنه سینما می‌شود، به عنوان مثال در سال 89، مدیریت دولتی این انتخاب را خودش انجام می‌دهد و یک سال زیر نظر بنیاد فارابی این تصمیم گرفته می‌شود و سال دیگر وزارت ارشاد اعلام می‌کند که امسال به اسکار نمی‌رویم. 


انتخاب‌های طبیعی و گاهی عجیب

براساس مطلبی که در سایت اینترنتی آکادمی اسکار آمده است، «انتخاب فیلم‌ها در هر کشور خارجی، توسط یک سازمان و یا یک هیئت داوری متشکل از هنرمندان و اهالی صنعت سینما، انجام می‌شود.» و خوشبختانه در کشور ما هم این شیوه، مورد توجه قرار می‌گیرد و روال انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار به این شکل بود که 7 تا 9 نفر از نمایندگان خانه سینما در کنار نماینده بنیاد سینمایی فارابی در این مورد تصمیم می‌گرفتند، اما این روال در سال 1389 دچار تغییر عجیبی شد که برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به ثبت رسید. در آن سال به‌دلیل سفر معاونت سینمایی به‌همراه ریاست‌جمهوری وقت به نیویورک و همچنین سفر مدیرعامل بنیاد فارابی به خارج از کشور، این مسئولیت از سوی جواد شمقدری به عهده سیدعلیرضا سجادپور مدیرکل اداره ارزشیابی گذاشته شد. سجادپور هم در کمال تعجب اعلام کرد که طی تماس‌ها و مشورت‌های متعدد با دست‌اندرکاران و اهالی سینما از بین گزینه‌های موجود سرانجام فیلم «بدرود بغداد» ساخته مهدی نادری را انتخاب کرده است، درحالی که چند روز بعد مدیر امور بین‌الملل بنیاد سینمایي فارابی از انتخاب «بدرود بغداد» به عنوان نماینده ایران در جوایز اسکار اظهار بی‌اطلاعی کرد.


دو راهی مخالفان و موافقان

از سال 1956 میلادی که برای نخستین بار جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان در آکادمی اسکار اعطا شد، کشورهای بسیاری این اتفاق سینمایی را به‌عنوان فرصتی برای مطرح کردن نام خود به‌همراه شاخص‌ترین اثر سینمایی هنرمندان آن کشور می‌دیدند و ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. با این حال می‌توان گفت که انتخاب هیچ فیلمی به اندازه «گذشته» به‌صورت همزمان مورد انتقاد و ستایش قرار نگرفته است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که مخالفان این انتخاب مانند جمال شورجه، صادق کوشکی و سیروس الوند اعتقاد دارند که این فیلم اصلا ایرانی نیست، اما موافقانی مانند رضا درستکار، منیژه حکمت و کیوان کثیریان بر کیفیت بالای این اثر و کارگردان، بازیگر نقش اول، نویسنده و گروه ساخت ایرانی آن تاکید می‌کنند و امتیازاتی چون پخش‌کننده بین‌المللی و دیده‌شدن اثر در محافل جهانی را یادآور می‌شوند که شانس «گذشته» را اگر نگوییم برای دریافت اسکار اما حداقل برای حضور در بین نامزدها افزایش می‌دهد. در ادامه این مطلب مروری داریم بر خاص‌ترین آثاری که از سوی ایران تا به امروز به آکادمی اسکار ارسال شده‌اند.


غیر ایرانی‌ترین 

 بدرود بغداد (2010)

این فیلم از طرف ایران به اسکار معرفی شد؛ اما موضوعش آن قدر جهانی بود که می‌توانست نماینده هر کشور دیگری باشد. شخصیت‌های فیلم دو سرباز آمریکایی (دنیِل دالکا با بازی مزدک میرعابدینی) و عراقی (صالح المزروق با بازی مصطفی زمانی) بودند. در فیلم یک کلمه فارسی هم شنیده نمی‌شد و شخصیت‌ها به زبان انگلیسی و عربی صحبت می‌کردند. مضمون اصلی فیلم اشغال عراق توسط سربازان آمریکایی بود. این فیلم نه لوکیشن ایرانی داشت، نه موضوع ایرانی و نه مخاطبان ایرانی. اگر دقت کنید می‌بینید که در اسم فیلم هم کلمه «بغداد» استفاده شده که بر غیر ایرانی بودن آن تاکید دارد. البته یادمان نرود تهیه کننده فیلم یک نهاد دولتی به نام مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود و همین نکته باعث می‌شد که شانس زیادی برای انتخاب شدن داشته باشد. 


 ایرانی‌ترین 

 یه حبه قند (2012)، بادکنک سفید (1995)

زنانی که چادر رنگی به سر کرده‌اند، سفره عقد و آینه و شمعدان، بادگیرهای شهر یزد، خانواده‌هایی که از گوشه و کنار ایران به یزد آمده‌اند، روضه‌خوانی در مراسم عزا، حیاط باصفایی که چراغانی شده است، خانه‌ای که باغچه و حوض و ایوان دارد و ... این‌ها بخشی از عناصری هستند که باعث می‌شود «یه حبه قند» را ایرانی‌ترین فیلم معرفی شده به اسکار بدانیم. اين فيلم در نهايت با نظر مسئولان سينمايي كشور با عنوان تحريم اسكار از رقابت خارج شد . در فیلم بادکنک سفید هم تلاش یک دختر بچه برای خرید ماهی قرمز سفره هفت سین را می‌بینیم که به شدت بازتاب فرهنگ ایرانی است. 

پرحاشیه‌ترین

گذشته (2013)

در هیچ دوره‌ای به اندازه سال 92 موافقان و مخالفان رو در روی یکدیگر قرار نگرفتند. بحث موافقان و مخالفان درباره انتخاب فیلم «گذشته» این قدر جدی بود که پای نمایندگان مجلس هم به قضیه باز شد. مثلا سید مرتضی حسینی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: فیلمی که اصغر فرهادی ساخته، فرهنگ ایرانی در آن نیست و با دوبله شدن به فارسی نه تنها کمکی به شناخت ایران برای جهان نمی‌کند بلکه تأثیر سوئی نیز شاید داشته باشد. اصلی‌ترین محور مشترک سخنان مخالفان همین نکته بود که این فیلم ایرانی نیست. آن‌ها به مسائل دیگری هم اشاره می‌کردند مثل این که اسکار یک بار به فرهادی جایزه داده و برای دومین‌بار این کار را نخواهد کرد. در مقابل موافقان انتخاب فیلم به این نکته اشاره می‌کردند که عوامل خلاقه فیلم (نویسنده، بازیگر، کارگردان، فیلمبردار و ...) ایرانی هستند. ضمن این که شخصیت احمد (علی مصفا) بر روند اتفاقات فیلم بسیار تاثیر گذار است و او با ورود و خروجش به یک خانواده فرانسوی منشأ تاثیرات بسیاری می‌شود. 


پرکارترین کارگردان‌ها

 مجید مجیدی، اصغر فرهادی

مجید مجیدی تا به حال چهار بار شانس حضور در فهرست فیلم‌های غیرانگلیسی زبان اسکار را پیدا کرده است. او با فیلم‌های بچه‌های آسمان، باران، رنگ خدا و آواز گنجشک‌ها در سال‌های مختلف راهی این رقابت فرهنگی شد. موفقیت نسبی اولین فیلم او یعنی «بچه‌های آسمان» در اسکار باعث شد که در سال‌های بعد نیز مسئولان به او به عنوان یک گزینه مطمئن برای اسکار فکر کنند. فیلم بچه‌های آسمان در سال 1375 جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم پانزدهمین جشنواره فیلم فجر را به‌دست آورد و در سال ۱۹۹۸ به‌عنوان یکی از ۵ نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار برگزیده شد. بچه‌های آسمان اولین فیلم ایرانی بود که نامش در اسکار بر سر زبان‌ها افتاد. بعد از این فیلم مجید مجیدی هر فیلمی که ساخت (به جز بید مجنون) راهی اسکار شد. اصغر فرهادی هم با سه فیلم درباره الی، جدایی نادر از سیمین و گذشته در رده دوم این جدول قرار می‌گیرد. 


پر ستاره‌ترین و کم ستاره‌ترین فیلم‌ها

معمولا وقتی قرار است یک اثر ایرانی به اسکار معرفی شود تعداد ستاره‌های فیلم معیار قضاوت قرار نمی‌گیرد. به این دلیل ساده که بازیگران ایرانی در داخل کشور شناخته شده هستند و شهرت جهانی ندارند. به همین خاطر در بین فیلم‌های معرفی شده اثری که ستاره‌های زیادی در آن حضور داشته باشند یافت نمی‌شود. جدایی نادر از سیمین با بهره‌گیری از حداقل چهار بازیگر مطرح وضعیت بهتری نسبت به بقیه فیلم‌ها دارد. لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی و مریلا زارعی بازیگران شناخته شده این فیلم بودند. برای معرفی کم ستاره‌ترین فیلم باید به سراغ دو فیلم بهمن قبادی یعنی «زمانی برای مستی اسب‌ها» و «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» برویم. در هر دو تعدادی از بازیگران بومی منطقه کردستان در کنار نابازیگران آنجا جلوی دوربین رفته بودند. نابازیگرانی که هر چه در اینترنت بگردید سابقه و پیشینه‌ای از آن‌ها پیدا نمی‌کنید. 


کم فروش‌ترین و پر فروش‌ترین

بدرود بغداد (2010)، درباره الی (2009)

دو فیلم «درباره الی» و «میم مثل مادر» هر دو جزو پر فروش‌ترین فیلم‌های سال اکران‌شان بودند. درباره الی حضور پرسر و صدایی در جشنواره فیلم فجر داشت و همین نکته باعث شد در زمان اکران توجه مخاطبان عام را به سمت خودش جلب کند. این فیلم علاوه بر این که تعلیق مناسبی برای نگه داشتن تماشاگر تا دقیقه نود داشت، قصه‌اش را هم خوب و روان تعریف می‌کرد. حضور بازیگران پرطرفدار و نقش آفرینی درخشان‌شان امتیاز دیگری بود که مخاطب را به سالن‌های تاریک می‌کشاند. «میم مثل مادر» ساخته زنده یاد ملاقلی‌پور اگر چه حضور جشنواره‌ای نداشت ولی به‌خاطر مضمون ملتهبش مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. مردمی که به دیدن فیلم رفتند اغلب با چشمان خیس از سینما بیرون می‌آمدند و با شخصیت پسر بچه معلول فیلم (با بازی علی شادمان) بسیار همزات پنداری می‌کردند. اما «بدرود بغداد» را باید کم‌فروش‌ترین فیلم ایرانی معرفی شده به اسکار بدانیم. فیلم اکران محدودی در گروه سینمای مخاطب خاص داشت تا بتواند مجوز ورود به رقابت اسکار را پیدا کند. بدرود بغداد صرفا برای رفع تکلیف چند روزی در چند سالن اکران شد و خیلی سریع هم از پرده‌ها پایین آمد. به‌همین خاطر هیچ‌کس رقم ناچیز فروشش را نمی‌داند!


کودکانه‌ترین فیلم‌ها

بچه‌های آسمان (1998)، بادکنک سفید، رنگ خدا (1999)

از این که از میان 18 فیلم انتخاب شده سه تایش کودکانه بوده خیلی نباید تعجب کنیم. تازه اگر بخواهیم ژانر کودک و نوجوان را در نظر بگیریم باید فیلم من ترانه 15 سال دارم را هم به این فهرست اضافه کنیم. ضمن این‌که آواز گنجشک‌ها به خاطر قهرمانان فرعی کودکش هم می‌تواند در فهرست فیلم‌های کودکانه قرار بگیرد. سینمای ایران خیلی از جاذبه‌های ظاهری دیگر فیلم‌های خارجی را نمی‌تواند به نمایش بگذارد و به همین خاطر همواره با محدودیت‌هایی دست و پنجه نرم می‌کند. با این حساب بیشتر موفقیت‌های جهانی‌اش متعلق به فیلم‌هایی است که دنیای پاک و لطیف کودکان را به تصویر می‌کشد و معنویت این آدم‌ها را بازتاب می‌دهد. فیلم‌های اشاره شده در بالا هر سه قهرمانانی کودک دارند و روایت‌شان حول ماجراهای این کودکان می‌چرخد. 


پر شانس‌ترین و کم‌شانس‌ترین

جدایی نادر از سیمین (2011)، بدرود بغداد

در هیچ دوره‌ای به اندازه هشتادوچهارمین دوره اسکار ایرانی‌ها امیدوار به دریافت جایزه نبودند. فرهادی زمانی با فیلمش راهی اسکار شد که به یک کارگردان جهانی و شناخته شده بدل شده بود. در آن زمان فیلمش در حدود ۵۰ جایزه جهانی را از آن خود کرده بود. فیلم از یک توزیع کننده خارجی قدرتمند به نام شرکت سونی پیکچرز بهره می‌برد. دیده شدن فیلم در جشنواره‌های خارجی و اکران‌های عمومی کشورهای مختلف یکی دیگر از عواملی بود که موجب شد داوران اسکار به این فیلم روی خوش نشان دهند. در مقابل «بدرود بغداد» در شرایطی راهی اسکار شد که امیدواری کمی درباره موفقیتش وجود داشت. یکی از معیارهای داوران آنجا این است که فیلم مورد اقبال مردم کشور مبدا قرار گرفته باشد، در حالی که بدرود بغداد اکران محدودی در ایران داشت و حتی اسمش هم به گوش خیلی از سینما دوستان نخورده بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی