جدال دو نیمه‌ یک ویکنت شقه شده!
جاکتابی

جدال دو نیمه‌ یک ویکنت شقه شده!

نویسنده : الهام یوسفی


یک گاز از کتاب!

‌ دایی‌ام (ویکُنت) که به شکم روی تخته سنگی دراز کشیده... گفت: «کاش می‌شد هرچیز کاملی را به این شکل دو نیم کرد، کاش هرکسی می‌توانست از این قالب تنگ و بیهوده‌اش بیرون بیاید. وقتی کامل بودم، همه‌چیز برایم طبیعی، درهم و برهم و احمقانه بود، مثل هوا، گمان می‌کردم همه چیز را می‌بینم ولی جز پوسته سطحی آن چیزی نمی‌دیدم، اگر روزی نیمی از خودت شدی که امیدوارم این‌طور بشود، چون بچه هستی چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است، تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد ولی نیمه دیگرت هزاران بار ژرف‌نگرتر و ارزشمندتر خواهد شد...»

داستان چیست؟

‌ دایی‌اش یعنی همان ویکنت، یک اشراف‌زاده بود، یک اشراف‌زاده که بر مردم حکومت می‌کرد، دست بر قضا به جنگ رفت و باز هم دست بر قضا نمرد، بلکه دست بر قضا دوشقّه شد! دایی راوی داستان را می‌گویم. او یک ویکنت نسبتاً خوب بود و مردمش قبل از رفتن به جنگ از او راضی بودند، اما وقتی تنها با یک نیمه از بدن سابقش (نیمه راست) به سرزمین‌اش بازگشت، قصه آغاز شد، قصه‌ای را که نویسنده ایتالیایی یعنی «ایتالو کالوینو» آن را نوشته است. قصه‌ای با نام «ویکنت دو نیم شده».

نویسنده کیست؟

 ایتالو کالوینو، نویسنده داستان‌های فراوانی است، کسی که تا سال 1985 نفس می‌کشیده! کسی که داستان‌هایی مثل «شوالیه ناموجود»، «شاه‌ گوش می‌کند»، «یک روز ناظر انتخاباتی» و... را نوشته است. «ویکنت دو نیم شده» هم مثل بسیاری از داستان‌هایش اسم عجیبی دارد! و در فضایی بین تخیل و واقعیت شناور است. در کُنه داستان او، مفهومی حقیقت‌طلبانه و حتی پیامی خردمندانه وجود دارد اما قصه‌اش دور از ذهن است و نشات گرفته از تخیلی خلاق! آیا شما دیده‌اید آدمی را که در عالم واقع تنها یک نیمه بدن داشته باشد؟ تنها نصف سر و یک دست و یک پا!

برگشت به داستان

‌ نیمه نخستین دایی ویکنت، به شهرش باز می‌گردد تا آتش بسوزاند و شر به پا کند، البته تنها نمی‌ماند، او به راستی نماد نیمه شر بشر است! نیمه نیک او پس از فاجعه دو نیم شدن در یک داستان عجیب دیگر نجات می‌یابد و باز می‌گردد، نیمه‌ای که همه خیر و نیکی است. داستان در هیاهو و جنجال میان این دو نیمه شکل می‌گیرد، در دعوای بین خود و در ارتباط با مردم و راوی داستان -خواهر زاده دو نیمه- بچه‌ای است که داستان را از نگاه معصومانه و پرسش‌گر خود روایت می‌کند. کالوینو هم گویا از آن دست نویسنده‌هایی است که همه ابزار نوشتن را در خدمت مفهوم گرفته، حتی تخیل وسیع را! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
شاخ هفته

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

بازار رمالی در فوتبال دودوتا چارتای ساده

٩٦/٠٨/٢٥
دات کام

ساوند کلاود؛ غنیمتی برای موزیک دوستان

٩٦/٠٨/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 512

٩٦/٠٨/٢٤
تبلیغات