اندر باب خطاهای انتخاب همسر
بااجازه بزرگترها

اندر باب خطاهای انتخاب همسر

نویسنده : حمیده زمانی

راستش چشمان‌مان را که خوب باز کردیم و نگاهی به دور و برمان که انداختیم، دیدیم شواهدی موجود است دال بر این‌که زندگی احتمالا قابل تکرار است... به همین دور و بر خودتان نگاه کنید! چقدر آدم وجود دارد که تجربیات همدیگر را تکرار می‌کنند؟! چقدر جوان وجود دارد که اشتباهات رفقایشان را در ازدواج تکرار می‌کنند؟! چقدر پدر و مادر وجود دارد که به زور فرزندشان را مجبور به کاری می‌کنند؟! مثلا همین قضیه ازدواج را در نظر بگیرید! توی دوره و زمانه حالا آدم نصف عمرش را - چه بسا بیشتر - مجرد است و نصف دیگرش را متاهل! خب توی همین نصفِ زندگیِ اشتراکی با یک نفر دیگر، چقدر خطا وجود دارد که دیگران کردند و ما هم می‌کنیم؟! لابد همیشه با خودمان فکر می‌کنیم که هنوز فرصت داریم... کسی چه می‌داند شاید زندگی‌مان تکرار شد! بعضی خطاها در امر ازدواج زیاد به چشم می‌خورد. این خطاها را می‌گوییم تا به درد کسانی بخورد که قبول دارند زندگی‌شان تکرار نمی‌شود، بنابراین پند پذیرند!

 خطای اول: پاهای روی گاز!

این گونه افراد در امر خطیر ازدواج به سرعت باد می‌خواهند اقدام کنند و سریع زندگی مجردی‌شان به متاهلی تبدیل شود و فکر کرده‌اند حالا چه خبر است!! باید خدمت این افراد عرض کنیم که عجله برای هر کاری مناسب نیست چه برسد به ازدواج! آدم وقتی سرعتش زیاد است خیلی چیزها به چشمش نمی‌آید! پس لطفا پایتان را از روی گاز بردارید و هی اینجا و آنجا نگوييد که من قصد ازدواج دارم و هر کسی را دیدید فکر کنید که همین آدم کسی است که او را می‌خواهید و حتی اگر از این مرحله گذشتید زود بخواهید همه مراسم با سرعت نور انجام شود و شما به جرگه متاهلان بپیوندید.

 خطای دوم: به خاطر دل دیگری!

دیدید بعضی‌ها می‌گویند به خاطر مامانم این کار را کردم یا به خاطر بابا بابابزرگم که دوست داشت زن من را ببیند و بعد از دنیا برود با فلانی ازدواج کردم یا خیلی بدتر از آن بعضی‌های دیگر می‌گویند به خاطر خودش با او ازدواج کردم، آخه طفلکی نمی‌توانست بدون من زندگی کند یا کسی زنش نمی‌شد! این حرف‌ها و حدیث‌ها را بگذارید کنار! فقط به خاطر دل خودتان ازدواج کنید که اگر خدایی نکرده گند زدید به زندگی‌تان، گردن خودتان خم باشد، نه گردن این و آن! رضایت دیگری، دل مامان، دل پسر خاله، دل عاشق سینه چاک‌تان نه! فقط صلاح و مصلحت خودتان!

 خطای سوم: کوری!

وقتی می‌خواهید وارد دوره متاهلی زندگی‌تان شوید، یک موقع خدایی نکرده نیازهایتان کورتان نکند؛ مثلا دچار کوری مالی، کوری عاطفی و احساسی، کوری در آمدن از تنهایی یا هر نوع کوری دیگر نشده باشید و تن به ازدواج دهید. منظورمان از کوری این است که آن‌قدر نیازتان زیاد شده باشد که بخواهید با ازدواج از این کوری در بیایید! این‌جوری وقتی عطش‌تان خوابید شاید تازه به این فکر بیفتید که اصلا چرا ازدواج کردم؟!

هستند خطاهای بسیار دیگری که پیدا کردن‌اش را به خودتان واگذار می‌کنیم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

فی‌ المناقب جنجال مردان 95

٩٥/١٢/٢٦
آنتن

ما و قسط‌های آخر سالی...

٩٥/١٢/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 479

٩٥/١٢/٢٦

پاسخ نویسندگان جیم به ۳سوال و انتخاب ایموجی سال 95

٩٥/١٢/٢٦
پایان‌نامه

وعده‌هایی برای سال جدید!

٩٥/١٢/٢٦
سال جدید در پس سالی پـــراز حادثه و اتفاق می‌رسد سال گذشته را در قالب رخـداد مهم جور دیگری مرور کرده‌ایم

خوب بد جلف95

٩٥/١٢/٢٦
مینیمال

و اما عید دیدنی!

٩٥/١٢/٢٦
محرمانه مستقیم

چه روزگاری داشتیم!

٩٥/١٢/٢٦
مروری متفاوت و شیرین بر 20 فیلم‌ برتر اکران 95 سینمای ایران

از برفوش‌ترین تا بی‌اعصاب‌ترین

٩٥/١٢/٢٦
پیشنهادهایی برای آغاز فصل جدید

از سیر تا پیاز نوروزانه!

٩٥/١٢/٢٦
لچکی‌های موضوع ویژه

سال پول ساز سینما

٩٥/١٢/٢٦
بررسی اتفاقات جالب و به یادماندنی ورزش در سال 95

سالی که خوش گذشت!

٩٥/١٢/٢٦
در ستایش 8 چهره تاثیرگذار و شایسته ورزش ایران در سال 95

بچه‌ها مچکریم!

٩٥/١٢/٢٦
کافه جهان نما

نجف، دیار مهمان‌ شدن‌های بی‌شمار

٩٥/١٢/٢٦
جالباسی

باغ‌های پر گل و میوه روی سر خانم‌های اروپایی!

٩٥/١٢/٢٦
تبلیغات
تبلیغات