ديالوگ ماندگار
30جيم‌نم

ديالوگ ماندگار

نویسنده :

قرار بود در اين ستون علاوه بر يادگيري اصول اوليه سينمايي، با هم در لذت سينما هم سهيم شويم. بنابراين مي‌خواهم طي اين شماره و شمارههاي بعدي، چند تا از لذتبخشترين سکانسها و داستانهاي سينمايي را با هم بخوانيم.

در فيلم داستان عامه‌پسند ساخته کوئنتين تارانتينو با 2 تبهکار به نام‌هاي جولز و وينسنت طرفيم که براي به دست آوردن يک کيف دردسرهاي زيادي را تحمل مي‌کنند و حتي نزديک است کشته شوند و فقط با اتفاقي که به عقيده جولز يک معجزه است، نجات پيدا مي‌کنند. سر صبحانه و پيش از تحويل کيف به رئيس، جولز به وينسنت اطلاع مي‌دهد که تحت تأثير اين معجزه قرار گرفته و تصميم دارد بي خيال تبهکاري شود غافل از اين‌که يک زوج سارق به نام‌هاي رينگو و يولاندا که حس باني و کلايد بودن بهشان دست داده، قصد ساختارشکني دارند و مي‌خواهند آن کافي‌شاپ را سرقت کنند. رينگو اسلحه را رو به جولز گرفته و از او مي‌خواهد کيف را تحويل او بدهد.

جولز: نمي‌خوام اعتماد به نفست رو خراب کنم ولي اين اولين بار نيست که کسي اسلحه توي صورتم مي‌گيره.

رينگو: اگه ظرف 3 شماره کيف رو ندي، قول مي‌دم دفعه آخرت باشه.

جولز: خيله خب. تو بردي.

در کيف را باز مي‌کند و به سمت رينگو هل مي‌دهد. رينگو که تحت تأثير محتويات کيف قرارگرفته يک لحظه تعلل مي‌کند. همين يک لحظه کافي است تا جولز او را خلع سلاح کند و حالا اسلحه جولز است که صورت رينگو را نشانه رفته است. يولاندا کلي قشقرق راه مي‌اندازد ولي جولز او را آرام مي‌کند و مي‌گويد ما فقط مي‌خواهيم حرف بزنيم.

جولز رو به رينگو: به‌طور معمول بايد تا الآن شما رو مثل مرغ سوخاري برشته مي‌کردم ولي شانس آوردين که وقتي گير من افتادين که توي دوره گذار به سر مي‌برم و نمي‌خوام بکشمتون. در عوض مي‌خوام بهتون کمک کنم. تو کتاب مقدس مي‌خوني رينگو؟

- معمولا نه

يه آيه‌اي هست که من از حفظم: راه نيکوکاران از همه جهات توسط بيدادگري خودخواهان و استبداد مردم اهريمني پوشيده شده است. ستايش کسي را که به نام رستگاري و خيرخواهي، رمه ناتوانان را در دره تاريکي چوپاني مي‌کند. چنين فردي به راستي نگهدار برادرش و يابنده کودکان گمشده است و من با نهايت خشم آن‌هايي را که بخواهند برادران مرا زهر دهند و نابود کنند، مجازات خواهم کرد و آن‌گاه که خشم‌ام را بر تو فرود مي‌آورم خواهي دانست که من خداوند يکتا هستم.

اين آيه رو سال‌هاست که مي‌خونم و هرکي که اونو مي‌شنيد کشته مي‌شد. زياد به معناش فکر نمي‌کردم. فقط حس مي‌کردم يه عبارت ظالمانه است که گفتنش قبل از کشتن يه آدم پست خيلي حال ميده ولي امروز چيزي ديدم که منو به فکر واداشت. گفتم شايد طبق اين آيه تو اون اهريمن باشي و من آدم نيکوکار و اين تفنگي که دست منه هم نقش چوپاني رو داره که توي دره تاريکي از جون من محافظت مي‌کنه. يا اين‌که تو آدم نيکوکاري و من چوپان و اين دنياست که ظالم و اهريمني هستش. بدم نميومد اينجوري بود ولي واقعيت اين نيست. واقعيت اينه که تو اون ناتواني و من هم استبداد اهريمن، ولي رينگو......

من دارم تلاش مي‌کنم......

باور کن دارم سخت تلاش مي‌کنم که اون چوپانه باشم.

حالا مي‌توني بري.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات