ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

خورشید رخا من به کمند تو درم

بارت بکشم به جان و جورت ببرم

گر سیم و زرم خواهی و گر جان و سرم

خود را بفروشم و مرادت بخرم 

سعدی

 

اندوه شعر نیست

اندوه آدمی‌ست

كه شعر می‌گوید

علیرضا روشن

 

از آدم‌ها خسته‌ام

مثل جنگجویی 

از شمارش زخم‌هایش...

مژگان عباسلو 

 

به هر که بود و

به هر جا که بود و

هرچه که بود

رجوع کردی

الا دلت که قطب‌نماست! 

شفیعی کدکنی

 

از چرخ به هر گونه همی‌دار امید

وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

گفتی که پس از سیاه رنگی نبود

پس موی سیاه من چرا گشت سفید

حافظ

 

من از باران و آتش جامه دارم

دلي خونين در اين هنگامه دارم

مرا شمس آنچنان از خود جدا کرد

که شش دفتر فقط ني نامه دارم  

ميلاد عرفان‌پور 

 

رسیده که باشی

طعم‌ات اشتهای خاک را باز می‌کند

نارس هم ـ فرقی نمی‌کند

تنها بی‌اشتها جویده می‌شوی

محمد علی بهمنی 

 

راستش را بگو

نکند تو همان

«این نیز» 

هستی که 

همیشه می‌گذری؟! ...

بهرنگ قاسمـی

 

بر این سنگ چیزی ننویسید

یا فقط بنویسید

گیاهی دلواپس

که همه بره‌ها را

گم کرده بود

محمدرضا عبدالملکیان 

 

از کویر آمده‌ام

چشمم از خاطره‌ی ریگ پر است

ابر من باش و دلم را بتکان

سید علی میرافضلی

 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزل‌های من نزن

با خاطرات خوب من این‌گونه تا نکن

حامد ابراهیمی 

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام ممنون.عالــــــــــــی بود. _-_-_-_-_-_ راستش را بگو..........همیشه می‌گذری؟! ...