وضعیت کار ما ایرانی‌ها...
با افتخار، رتبه سوم از پایین!

وضعیت کار ما ایرانی‌ها...

نویسنده : عاطفه ذبیحی

ما ایرانی‌ها ذاتا آدم‌های تنبلی نیستیم! این را تاریخ به ما می‌گوید. وقتی پای کار و همت کردن باشد، کم نمی‌گذاریم. اما دقیقا چه بلایی سر ما آمده است که ساعت مفید کاری‌مان رتبه سوم جدول دنیا، از پایین را باید داشته باشد؟ یعنی بعد از کویت و عربستان که پشت‌شان حسابی به چاه‌های نفتِ تمام شدنی، گرم است، ما باید سومین کشور کم کار و تنبل دنیا باشیم؟! آن هم دقیقا در شرایطی که سیل تحریم‌ها رو به ما روانه است و کشورمان به یک همت جمعی نیاز دارد. چند تا جامعه‌شناس نشسته‌اند، کلی تحقیق و پژوهش کرده‌اند، ازآدم‌های مختلف پرسیده‌اند و... تا ته و توی قضیه را در بیاورند. علت‌های زیادی باعث شده‌اند که ما هم بعد از این دو کشور، بی‌خیال و تنبل باشیم ،کیف چینی زیر بغل‌مان بزنیم، با کفش چینی راه برویم و گوشی موبایل ژاپنی توی دستمان بگیریم. بعد صبح تا شب‌مان جوری کار کنیم که کل ساعت مفیدش، روی هم یک ساعت و چهلدقیقه بشود! 

نیم نگاهی به این دلایل بیندازیم تا وقتی پشت یکی از همین میزهای کشورمان نشستیم، آن همت و تلاش ایرانی رو شود و رتبه‌مان، به اول از بالا، ارتقا پیدا کند:

 دیده‌اید وقتی یک نفر کارمند دولت می‌شود، اول سال تقویم را برمی‌دارد و با کلی سلام و صلوات، تعطیلی‌ها را می‌شمارد و با دُمش گردو می‌شکند؟! بعد همین آدم وقتی بازنشسته می‌شود، یا در شیفت عصر خودش برای خودش یک کار خصوصی دست و پا می‌کند، چقدر نگران است که تعطیلی سراغ کارش نیاید تا ضرر نکند؟ اولین و مهم‌ترین دلیل این است که ما کمی منفعت طلب شده‌ایم.  وقتی کار مال خودمان است، از جان و دل مایه می‌گذاریم تا به سود بیشتر برسیم: فکرمان را به کار می‌اندازیم، همه‌جوره وقت می‌گذاریم، به روز می‌شویم و... اما وقتی کار مال همه‌ مردم است...

 به کار مان علاقه نداریم. صبح با کتک از رخت‌خواب بیرون می‌زنیم و بعد لحظه شماری می‌کنیم که ساعت کاری‌مان تمام شود. نیم ساعت به اتمام، عملا صحنه را ترک می‌کنیم و جمع‌بندی... آدم یا کارش را عاشقانه دوست دارد و یا اگر این کار، همان کار مطلوبش نیست، پس زمینه‌ایست تا سرمایه و تجربه کافی جمع کند و در قدم بعدی، بزند به دل کار ِ دوست‌داشتنی...این‌طور نیست؟ اگر نیست، پس همین الان کنار بکشید و حق این جایگاه را ضایع نکنید!

 به روز نیستیم! از امکانات و فناوری‌های تازه برای بالا بردن سرعت و دقت کارمان استفاده نمی‌کنیم. سرمان را به همان چرتکه و دفتر و دستک قدیم بند کرده‌ایم و وقت‌کشی می‌کنیم. حاضر نیستیم وقتی از ما تقاضا نشده، از مخ‌مان کار بکشیم.

 جوری کار نمی‌کنیم که همه‌چیز واضح و مشخص باشد تا نفر بعدی همه‌ی کارها را از صفر شروع نکند!

نظرات کاربران
کد امنیتی