دنیــــــــــای ما دنـیای آن‌هـــــا
محرمانه مستقیم

دنیــــــــــای ما دنـیای آن‌هـــــا

نویسنده : حامد نادری راد

خیلی وقت‌ها این ستون محرمانه مستقیم، یادداشت‌هایش «به بهانه» نوشته می‌شود. یادداشت‌هایی که حاصل یک خبر، اتفاق یا یک دغدغه مشترک در یک ظرف زمانی مشخص هستند. ولي یادداشتی که در ادامه می‌خوانید نه در مورد رابطه با آمریکا است و نه در مورد نرخ جدید تورم! موضوعی ظاهرا تکراری ولی مهم که اگر هر هفته هم بخواهیم در موردش بنویسیم، حرف برای گفتن هست.

چند هفته پیش بود که بعد از یک تماس تلفنی متوجه اتفاق ناگواری شدم که برای پدرم پیش آمده بود. در طول مسیر بار‌ها و بارها دعا کردم کسی که خبر را داده راست گفته باشد و حال پدر خوب باشد. حادثه تلخ بود ولی برای من آن درس بزرگی که از حادثه گرفتم، ارزش این همه تلخی را داشت. حداقل فهمیدم که فرصت من (و شاید شما) خیلی کم است.

برای اینکه اصل حرفم را بزنم، در ابتدا بگذارید کمی از نسل پدرها و مادرهایمان صحبت کنم. نسلی که جوانی‌شان را در فضایی سپری کردند که اطاعت کامل از دستورات پدر و مادر امری طبیعی و مورد انتظار بود و میان سالی و بعضا پیری‌شان را در فضایی سپری می‌کنند که نرمش در برابر فرزندان طبیعی و مورد انتظار است! نسلی که باید گذشت کند و درک کند و همه عالم و آدم از او می‌خواهد بچه امروزی را (که از قضا با او خیلی متفاوت است) درک کند. نسلی که فاصله‌ای او با فرزندانش خیلی خیلی زیاد شده است.

شاید هیچ‌وقت نبوده که فاصله منِ جوانِ امروزی با پدر و مادرم این همه زیاد باشد. شاید نبوده زمانی که ما ظاهرا در کنار هم باشیم ولی به اندازه یک دیالوگ ده دقیقه‌ای هم در روز با هم حرفی برای گفتن نداریم. وقتی حرفی نباشد، حاصلش جز دوری و دوری و دوری نخواهد بود. ما با هم هستیم ولی دور از هم هستیم. این تفاوت دنیا‌ها به ذات چیز بدی نیست ولی نتیجه بدی دارد! منِ جوانِ امروزی باید بر حسب ادای وظیفه یا حس انسان‌دوستی یا تکلیف شرعی به پدر و مادرم محبت کنم! آیا اصلا بلدم؟ آیا اصلا فرصت و حال و حوصله‌اش را دارم؟ آیا اصلا توجه دارم که پدر و مادرم هر چقدر سن‌شان بیشتر می‌شود، بیشتر به توجه من نیاز دارند؟ آیا حواسم هست که قرار نیست همه عمرم به من کمک کنند و باید از یک جایی من به آن‌ها کمک کنم؟

حالا شما بنشينید و این لیست سؤالات را ادامه بدهید ولی می‌دانیم که واقعیت تغییر نمی‌کند. شاید تنها راهش این‌ باشد که نسل تکنولوژی زده ما گاهی لپ‌تاپش را کنار بگذارد، کانکشن اینترنتش را غیر فعال کند و از موبایلش دل بکند تا بتواند یک دل سیر کنار پدر و مادرش باشد. برایشان وقت بگذارد و یک‌بار «او» «آن‌ها» را درک کند. برای من یک نفر که خیلی لازم است!

 

نقل است که وقتی حكمت یتیم شدن رسول‌ا... در کودکی را از امام صادق(ع) سؤال کردند ایشان فرمودند: «نگه‌داری از پدر و مادر و رسالت پيامبري دو بار سنگین بر دوش رسول خدا بود و خداوند به این وسیله یکی از این دو بار را از دوش ایشان برداشت و کارشان را راحت‌تر کرد»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
درباره تاثیر چرخ گردون بر عاشقانه نویسی‌های ما

از صدای سخن عشق...

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات