روزمره آنلاین
روزمره آنلاین

روزمره آنلاین

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه

 کاروان حج در وبلاگ

این‌که در سال‌های اخیر برخی مدیران کاروان‌های حج برای ثبت فعالیت‌های‌شان به وبلاگ روی آوردند مورد استقبال قرار گرفته است، به طوری که سال به سال تعداد این وبلاگ‌ها بیشتر می‌شود. بعضی از این وبلاگ‌ها آن‌قدر در این کار با انگیزه هستند که حتی حال واحوال و عکس‌های حاجیان کاروان‌شان را به صورت روزانه در وبلاگ‌شان قرار می‌دهند،‌ اتفاقی که خانواده‌های حاجیان را به وجد آورده!

ازوبلاگ «من و دخترم»
 تولدش مبارک
 یک سال است که نتوانستم به اندازه کافی بخوابم ....یک سال است که نتوانستم خوب درس بخوانم. یک سال است نتوانستم خوب تفریح کنم. یک سال است نتوانستم به مسافرت بروم. یک سال است خلوتی برای خودم ندارم... یک سال است کودکی دارم از جنس فرشته‌ها...یک سال است یک مادرم....یک مادر.... تنها مادر است که تمام ندارم‌ها و نداشتن‌هایش را با وجود کودکش می‌پذیرد و گله‌ای نمی‌کند...من با تمام صرف این فعل‌های منفی در یک سال گذشته شاد بودم و کودکم در سه مکان ارزشمند من همیشه حضور داشت ...در فکرم.....در قلبم.. و در دعایم. درست درکنار پدرش...
ازوبلاگ«حکایه»
 داستان هراس
گاهی می‌ترسم. نه از کسی یا چیزی. بلکه از نوشتن. نه از خودِ نوشتن. بلکه از بد نوشتن. بد نوشتن تلف کردن وقت و مال مردم است. دیوار بی اعتمادی بدترین چیزی است که ممکن است برای کسی بوجود بیاید. وقتی بد بنویسی، باید بد بودن آن را توجیه کنی. برای توجیه کردن آن باید دروغ بگویی. دروغ هم بگویی معلوم نیست جای تو در کجاست؟ برهوت. برای رانده نشدن به برهوت، بهترین کار آن است که بد ننویسیم و با دست خودمان، خودمان را به برهوت تبعید نکنیم. به هر حال من اینگونه از نوشتن هراس دارم. هنوز دلیلش را نمی‌دانم و نمی‌دانم آیا کسی دلیل این هراس هولناک را می‌داند؟
از وبلاگ «قایق ذهن»
 مرهم
یه زمانایی هم بود اون قدیما که زندگی واسه ما نوجوونا خیلی سخت می‌شد. هیچ چیز بر وفق مراد نبود! یکی مثل من از همه جا می‌خورد. چه مدرسه چه خانواده و چه (گاهی) دوستان ناباب! اون‌وقت وسط این همه دغدغه و غصه و غم که به هیچ چیزمون هم نمی‌گرفتیمش، یکی پیدا می‌شد یهو که شادی و امید رو به روحت برگردونه! یه معلم که بتونی بهش اعتماد کنی. بتونی باهاش درددل کنی و همه حرفات رو بهترازخودت بفهمه! هرکاری هم که گفت وقتی انجام دادی به بهترین نتیجه برسی. حالا بعد از این همه سال اگر همون آدم رو ببینی چکار براش می‌کنی؟ چه راه‌هایی هست که بهش بگی دوسش داری؟
ازوبلاگ«خشت»
 در دور درآ چو چرخ دوّار مخسب
برای پرتاب موشک نیرو و انرژی زیادی لازمه تا به فضا بره و پس از آن که در مدار قرار گرفت به نیروی کمتری نیاز هست. این بی شباهت به نیروی عشق نیست و در مدار قرار گرفتن نیز دلیلی بر سرد شدن عشق، یک ریتم و رَوند تقریبا یکنواخت لازمه و باید تا مادامی که چرخش وجود داره به اون انرژی رساند.
از وبلاگ «شب نوشته‌ها»
 هوای دیوانه کننده
کاش آنهایی که قرار نیست در زندگی آدم بمانند تمام یاد و خاطره‌هایشان را با خود ببرند و هیچ ردی از خود باقی نگذارند تا وقتی پاییز می‌رسد دم غروب اشک میهمان چشم‌ها نگردد. وقتی جوانی تصورت براین است که کم کم پیر می‌شوی و این فاجعه تمام می‌شود ولی وای از زمانی که ببینی پیر شده‌ای اما هنوز یادها ولت نمی‌کنند بله این کابوس تمام شدنی نیست. یاد ایام جوانی جگرم خون می‌کرد، خوب شد پیر شدم کم‌کم و نسیان آمد اما هوشیار باشید که این نسیان نمی‌آید هرگز نمی‌آید مخصوصا وقتی که هوای خنک پاییزی هوشیارت کند و حس کنی که غمگینی و به پهنای آسمان دلت باریدن می‌خواهد.. 
معرفي وبلاگ
http:// gozar64.persianblog.ir/
 حرف هایی برای نگفتن
از تیر83 به روز می‌شود. در ابتدای تاسیسش تنها یادداشت‌های خصوصی و رمزدار در آن گذاشته می‌شد. اما چند سالی است که نویسنده به نوشتن پست‌های کوتاه و چند خطی روی آورده. یک وبلاگ شخصی با سابقه است. پیوسته به روزشدن‌هایش باعث شده لینک وبلاگ‌های زیادی باشد اما در جذب نظرات گذشته بهتری داشته و در ماه‌های اخیر کامنت‌های کمی پای پست‌هایش ثبت شده است.
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
سلام ... متشكرم