تراشیدن کالبدی نو  از کلامی کهن!
نگاهی به اُپرای عروسکی بهروز غریب‌پور، به بهانه روز بزرگداشت مولانا

تراشیدن کالبدی نو از کلامی کهن!

نویسنده : زهیر قدسی

وقتی نخستین‌بار اپرای عروسکی مولانا را، نه در سالن نمایش که در قاب نمایشگر، تماشا کردم به صورت غیر قابل توصیفی شگفت‌زده و متاثر شدم. اجرایی که از هر نظر، کامل و قابل ستایش بود. هماهنگی شعر و موسیقی، حرکات ظریف و هماهنگ عروسک‌ها، انتخاب اشعار، همه و همه چنان بی‌عیب و نقص بود که باعث شد چندین و چندبار بی‌خستگی آن‌ را تماشا و هرباره ستایشش کنم. و بگذارید همین‌جا اعتراف کنم و بگویم من اگرچه با سروده‌های مولانا پیش‌تر آشنا بودم و چندی از آن‌ها را در حافظه‌ام داشتم اما انتخاب اشعار در این نمایش چنان بود که باعث شد مثنوی معنوی (این گنجینه بزرگ عرفانی، اخلاقی و ادبی) را - بدون جا انداختن حتی یک بیت آن- به خوانش بنشینم.

اُپرای عروسکی چیست؟
اُپرا آمیزه‌ای است از نمایش و موسیقی. حالا اگر به جای آدم‌ها، نقش‌ها را عروسک‌ها و عروسک‌گردان‌ها عهده‌دار شوند این نمایش را اپرای عروسکی می‌خوانند. البته عروسک‌ها هیبت انسانی دارند اما در اندازه واقعی انسان ساخته نشده‌اند، ‌بلکه در اندازه‌ای هستند تا عروسک‌گردان بتواند با نخ آن‌ها را به بازی بگیرد. اپرای مولوی از این قالب نیز فراتر رفته است، نمایش‌نامه‌ای از اشعار مولوی، به همراه موسیقی اصیل سنتی و آوازهایی در دستگاه‌های کهن ایران، ویژگی‌هایی است که باعث شده خود کارگردان، اثرش را به حق یک اثر ملی بداند. این نوشتار به بهانه روز بزرگداشت مولانا، از اُپرای زندگی او سخن می‌گوید که بی‌شک بهروز غریب‌پور -کارگردان آن- از جذبه شوق مثنوی آن را آفریده است.
 
نویسنده پیکرتراش!
از هنرمند بزرگ اعصار میکل‌آنژ رمز هنرمندی‌اش را در پیکرتراشی می‌پرسند و چنین پاسخی می‌شنوند که: وقتی من به قطعه سنگی نگاه می‌کنم، مجسمه‌ای درون آن می‌بینم و تنها کاری که باید بکنم این است که آن‌چه را که به مجسمه تعلق ندارد از آن دور کنم!
استاد بهروز غریب‌پور بی‌شک در پیکرتراشی نمایش‌نامه به استادی میکل‌آنژ عمل کرده‌اند؛ چراکه باید در نظر داشت نمایش‌نامه این اجرای دوساعته عروسکی، تنها و تنها با به کارگیری ابیات یا مصرع‌هایی از سروده‌های مولانا و البته در برخی موارد با بهره‌گیری از اشعار شاعران دیگری چون سعدی و سیف فرغانی و... نوشته شده است. و این شگفتی کار را صدچندان می‌کند! چراکه نوشتن یک متن آزاد، بسیار ساده‌تر از قالب‌زنی سروده‌هایی است که پیش‌تر شکل گرفته‌اند و در بسیاری موارد داستان‌شان هیچ ارتباطی با داستان پیش روی ما ندارد.
باید توجه داشت که نویسنده برای نوشتن این نمایش‌نامه تا چه اندازه مطالعه و پژوهش داشته و تا چه اندازه شجاعتی دلاورانه ورزیده؛ چراکه باید به حساسیت مردمی – به‌ویژه محققان- درباره نویسندگیِ یک اثر تصویری با موضوعی تاریخی - ادبی برای مولانا‌ جلال‌الدین توجه داشت. می‌توان ادعا کرد که هیچ شخصی نمي‌توانست جرات ورود به چنین موضوعی را به خود بدهد و اگر می‌داد شاید جمعی را خشمگین می‌ساخت!
چرا عروسک؟!
توجه داشته باشید که بهروز غریب‌پور پیش‌تر نویسنده و کارگردان سینمایی بوده. شاید «دونده»اش را دیده باشید. اما او در سال‌های اخیر با ذکاوتی ستودنی به ظرفیت‌های منحصر به فرد نمایش عروسک نخی توجه کرده و این ظرفیت را به دیگران نمایانده است!
شاید پیش از این وقتی صحبت از اجرای عروسک نخی می‌شد، ذهن‌مان می‌رفت سراغ برنامه تلویزیونی «هادی و هدی». البته این برنامه را هم دهه شصتی‌ها شاید به یاد داشته باشند و تجربه به یادماندنی دیگری احتمالا وجود نداشته باشد! یعنی یک هنر چنین بکر و مغفول مانده بود تا این‌که یک شخص آن را در هیبتی عظیم و سحر کننده در مقابل چشمان قرار داد.
پس از تماشای این اپرای عروسکی تازه به ذهن‌مان خطور می‌کند که: عجب! با عروسک چه کارها می‌توان کرد!
شما هر بازیگر پرتوانی را به بازی بگیرید و هر کارگردان مشهوری بر این کار بگمارید که زندگی مولانا یا حافظ را به تصویر بکشد؛ لاجرم قداست کار را مخدوش می‌کند. چون ما سال‌هاست که از این اشخاص جز تصویری خیالی که بر دیوان‌شان نقش بسته چیزی ندیده‌ایم. حالا اگر کسی را به همان شکل دربیاوریم شکلی کاریکاتوری از ایشان ساخته‌ایم و اگر شکلی دیگر را برایشان برگزینیم، عادت‌زدایی ناپسندی انجام داده‌ایم که هیچ‌گاه مقبول نخواهد افتاد!
موسیقی نمایش
چنان‌که از نام «اپرای عروسکی مولانا» پیداست، موسیقی و نمایش چنان در هم تنیده شده‌اند که قابل تفکیک نیستند؛ صد البته آهنگسازی ستایش‌ برانگیز «بهزاد عبدی» نمونه‌ای کم‌نظیر در هماهنگی شعر و موسیقی به حساب می‌آید. گزینش خوانندگان و جنس صدای ایشان برای ایفای نقش و هم‌چنین فراز و فرود آوازی ایشان، استفاده از مجموعه متنوعی از دستگاه‌های آوازی ایران مثل: نوا، همایون، ماهور، شور، چهارگاه و آوازهای بیات اصفهان، شوشتری و دشتی این اجرا را منحصر به فرد کرده است.
چند نکته دیگر
اگر کوتاه‌وار بخواهیم به دیگر برجستگی‌های این اثر توجه کنیم باید نورپردازی بسیار زیبا و هم‌چنین طراحی صحنه و لباس این نمایش را ستایش کرد. عروسک‌گردانان این نمایش -که هنرمندان نامرئی نمایش هستند و هیچ‌کس، هیچ‌گاه توی خیابان یا پارک جلوشان را نمی‌گیرد و از هنرمندی‌شان در عروسک‌گردانی تشکر نمی‌کند، در حالی که یک سیاهی‌لشکر در برنامه تلویزیونی را همه در خیابان با انگشت اشاره نشان می‌دهند- هنرمندانی هستند که به حق بیش از این‌ها در خور ستایش‌اند، انگشتان‌شان از گزند دور باد!
بهروز غریب‌پور اُپراهای دیگری را هم روی صحنه برده است، عاشورا، رستم و سهراب، حافظ و این‌ روزها اُپرای عروسکی «مکبث» که در سالن رودکی به روی صحنه خواهد رفت. اپرای مولوی هم که اول بار در سال 1388 به روی صحنه رفت در ماه‌های اخیر حرف اجراي دوباره آن در تالار رودکی بر سر زبان‌هاست،‌ حرفی که خود کارگردان هم آن را تایید کرده است و وعده داده که پس از اجرای دبی به همین زودی‌ها عملی خواهد شد، البته علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاعات بیشتر درباره نحوه و زمان اکران به سایت «سی‌گذر» مراجعه كنند. لکن اثر تصویری ضبط شده آن چندان در دسترس قرار نگرفته، چرا که متاسفانه هنوز به صورت شرکتی وارد بازار نشده و توزیع مناسبی نداشته است. راستی چرا در مشهد ما نباید از تماشای چنین آثاری بهره ببریم؟! در حالی که مشهد دومین شهر پرجمعیت ایران است؟ آقای غریب‌پور در پاسخ اعلام می‌کنند که اگر جایی از ایشان دعوت کنند حتما می‌آیند. 
خلاصه اطلاعات نمایش:
نویسنده، طراح صحنه، نور، لباس و کارگردان: بهروز غریب‌پور
آهنگساز: بهزاد عبدی
خوانندگان: همایون شجریان (شمس تبریزی) ، محمد معتمدی (مولانا)، حسین علیشاپور (بهاءولد پدر مولانا)، علی خدائی (شیخ عطار) و 15 خواننده بزرگ‌سال و 6 خواننده خردسال دیگر
رهبر ارکستر: ولادیمیر سیرنکو
اجرای موسیقی: ارکستر ناسیونال اوکراین
فعالیت 20عروسک‌گردان
نظرات کاربران
کد امنیتی