تلخی‌‌های شیرین زبانی!

تلخی‌‌های شیرین زبانی!

نویسنده : سید مصطفی صابری

طنز ابزاری است برای بیان کاستی‌‌ها قبل از آن‌‌که آن‌‌قدر نگفتن‌‌شان جمع شود که در اشکال نامناسبی مطرح شوند؛ اما طنازی و خنداندن دیگران انواع دارد همان‌‌طور که خندیدن انواعی دارد چون زهرخند، شکرخند، پوزخند، لبخند، نیشخند، تلخند، ریشخند و... اما این انواع و اقسام با استانداردهایی که در دیگر مطالب این پرونده مطرح می‌‌شود و با مرزهایی که با هجو و هزل و فکاهه دارد چندان بی چالش و راحت هم نیست، طنز از بی تناسبی، تناقض و اغراق ناشی می‌‌شود، یعنی فرمول ارائه یک طنز خوب این است که نسبت مسائل، رفتارها و گفتارها واقعی نباشد، یا دو اتفاق یا موضوع یا رفتار متناقض را با مقدار غافلگیری کنار هم بگذاریم یا در بیان یک موضوع اغراق داشته باشیم، درست مثل دماغ‌‌های گنده در کاریکاتور، اما وقتی هنوز ظرفیت‌‌های مسئولان و گاهی مردم در مواجهه با طنز پائین است، این اتفاق در ابعاد واقعی خود نمی‌افتد، ماجرای حکم عجیب برای یک کاریکاتوریست به خاطر شکایت یک نماینده یا اعتراض‌‌های گاه و بی‌‌گاه نهادها و سازمان‌‌ها و گروه‌‌ها به سریال‌‌ها یا فیلم‌‌ها که خاطر مبارک‌‌تان هست؟ 

می‌‌خواهیم، می‌‌توانیم اما نمی‌‌شود

تازه اگر طنزپرداز بتواند و بخواهد و بشود آن‌‌جاست که ذائقه مخاطب باید آمادگی پذیرش طنز و پیامش را داشته باشد، وقتی برای طنز قائل به کارکردی اصلاحی و هشدار دهنده نباشیم نتیجه‌‌اش این می‌‌شود که به یک پیامک سطحی می‌‌خندیم و آن‌‌را طنز می‌‌دانیم اما به یک طنز خبری خرده می‌‌گیریم چون چندان باعث خنداندن ما نشده!! در متون ادبی ما سعدی نمونه اعلای طنازی است، حتی وقتی حکایت یا شعرش طنز نیست اما پر از نکته سنجی و رندی است، اما با تغییر ذائقه مخاطب و علاقه بسیارش به ساندویچی شدن هر چیز، تامل در عمق موضوع از حوصله مخاطب خارج شده و نکته‌‌های امثال سعدی و مولانا که هیچ، اگر در یک سریال تلویزیونی از حجم مشت و لگد بازیگران به هم یا تکه پرانی‌‌شان کم شود آن‌‌را پس می‌‌زنیم. البته ذائقه مخاطب مدام در حال تغییر است اما این تغییر به منزله تکامل نیست، امروز اگر طنزهای موفق دهه 70 مثل «ساعت خوش» یا دهه 80 مثل «زیر آسمان شهر» را ببینیم حتی اگر برای بار اولی باشد که به تماشای‌‌شان نشسته باشیم و تکراری هم نباشد به طور مشخص آن حس شادی و شعف سال‌‌های قبل را نداریم، استقبال بسیار کم از برنامه‌‌ای مثل «جمعه ایرانی» که سال‌‌هاست در یک فُرم تولید می‌‌شود هم همین طور است اما این اتفاق به معنی ارتقاء ذائقه نیست. 

این زبان شیرین

از دیگر چالش‌‌های طنز در کشور ما ویژگی‌‌های خاص زبان فارسی است، زبان ما به خاطر پیچیدگی‌‌های خاص، معنای مشابه واژگان و چند معنی داشتن یک واژه هم فرصت است برای طنزپردازی، هم نه!! یک وقتی از معنای دور و نزدیک یک واژه استفاده می‌‌کنیم تا طنز شکل بگیرد و یک وقتی آن‌‌قدر در بند این امکانی که زبان فارسی به ما داده و شوخی‌‌های کلامی - که ساده‌‌تر هستند - می‌‌مانیم که نمی‌‌توانیم موقعیت‌‌های طنز خلق کنیم، گاهی هم به خاطر همین ویژگی زبانی شوخی‌‌های‌‌مان مخصوص یک گروه، شهر یا طبقه خاص اجتماعی است. فاصله زیاد دستور زبان فارسی و محاوره هم چالش دیگر ماجرا است؛ از طرفی زبان طنز به خصوص مکتوب آن نباید خیلی رسمی و ادیبانه باشد، از طرف دیگر نزدیک شدن طنز به محاوره مردم به خصوص در فضای مجازی و جراید زبان فارسی را با خطر جدی مواجه کرده است. این نفوذ فضای مجازی در طنز نه تنها برای زبان فارسی خطرناک است، بلکه خود طنزپردازی را هم در حد شوخی‌‌های پیامکی و لطیفه گفتن نازل کرده و کم نداشتیم در سال‌‌های اخیر فیلمنامه‌‌های پر مخاطبی که با سرهم کردن چند پیامک و شوخی اینترنتی مثلاً فیلم شده بودند! اما طنز نبودند!!

مرزها را شفاف کنیم

عمیق‌‌تر بودن طنز به نسبت گونه‌‌هایی چون فکاهه و ... دلالت بر این ندارد که جامعه فقط به طنز نیاز دارد و شوخی‌‌های دم دستی بی مصرف است. اما نکته اصلی این است که باید مرز ماجرا به خصوص برای مخاطب مشخص باشد، تا هم به خاطر اقبال مخاطب به یک سمت، فرم و محتوای طنزهای فاخر مطبوعاتی، رادیو و تلویزیونی و سینمایی نازل نشود، هم مخاطب بتواند به روحش با نسبت مشخصی از هر گونه طنازی مقداری تزریق کند. در این بین آثار امثال رضا عطاران به رسالت واقعی طنز نزدیک‌‌تر است چون با پرهیز از بیان فانتزی داستان، با استفاده از چالش‌‌های واقعی مردم مخاطب را می‌‌خنداند، حتی سریال قدیمی محمد رضا هنرمند یعنی «کاکتوس» یا اثر کیومرث پوراحمد یعنی «قصه‌‌های مجید» هم همین طور بود. در سینما و طی سال‌‌های اخیر شاید هیچ اثر طنزی نتوانست چون «بی‌‌پولی» حمید نعمت‌‌ا... تلخند باشد و عمیق، اما می‌‌توان بزرگترین آفت سریال‌‌سازی و سینمای کشور در طنز را بی توجهی به فیلمنامه و داستان قوی و تمرکز زیاد روی انتخاب بازیگران دانست، آفتی که حتی گریبان امثال مهران مدیری را گرفته و شاهد این هستیم از وقتی برادران قاسم‌‌خانی در کنارش نیستند آثارش با اقبال قبلی مواجه نمی‌‌شود و اگر بداهه گویی و مزه پرانی شخصیت‌‌ها با تغییر لحن و... نباشد در آثارش طنز که هیچ، نکته با مزه‌‌ای هم در کار نیست.                  

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
آنتن

جیم و ناپایداری هوا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
نگاهی به چهار برنامه نوروزی سیما که با سبک زندگی ما ارتباط دارند

سبک زندگی تلویزیونی

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

در تشریح مختصر رابطه پیچیده خشم با تصمیم‌های مهم ما

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

باغچه اتوکشیده

٩٧/٠١/٢٥