همه سنگ‌های یک جفت پای لنگ!
جان به جان ملتی شود، هم‌چنان بی‌پولند...

همه سنگ‌های یک جفت پای لنگ!

نویسنده : فاطمه محمدپور

وقتی آدم بداند دردش چیست و کجای کارش می‌لنگد خیلی بهتر است از دست و پا زدنی که بدون هدف و نتیجه باشد! توی این دوره و زمانه فقط شغل خوب و بابای پولدار که حلال مشکلات نیست، خیلی‌ها هستند که با جان کندن به پول و پله می‌رسند اما هنر مدیریت این پول را ندارند و به راحتی سرکشیدن یک لیوان آب، از دستش می‌دهند! این‌جور افراد، بدون این‌که بدانند، یک گوشه‌ای از زاویه نگاه‌شان به مسائل اقتصادی و مدل تفکرشان دارد لنگ می‌زند و اساسا دارای ویژگی‌های شخصیتی زیر هستند:

 هرگز توی زندگی‌شان اورژانسی نبوده‌اند!

این دسته از افراد آدم‌هایی هستند که هیچ وقت اجازه ریسک به خودشان نداده‌اند، یعنی اهل سرمایه‌گذاری و وام‌های بانکی نبوده‌اند، آسه رفته‌اند و آسه آمده‌اند، پولی را که درآورده‌اند، در جا خورده‌اند و یک لیوان آب هم رویش. سر ماه هم که می‌شود، دغدغه هیچ گونه پرداختی را ندارند. این دسته از افراد توی زندگی خودشان دلیلی برای پس‌انداز نمی‌بینند و یکی از اصلی‌ترین راه‌های رسیدن به مایه‌داری را از دست می‌دهند و در زندگی همان بخور و نمیر همیشگی باقی می‌مانند...

 بیمارگونه می‌خرجند!

دوست مارک‌باز، همسر ولخرج، جوگیری و تحت تاثیر مد بودن، همگی از دلایل و انگیزه‌هایی هستند که یک انسان را به سمت ولخرجی هل می‌دهند و باعث می‌شوند آدم مثل ریگ پول خرج کند و گاهی چیزهایی بخرد که اصلا مورد نیازش نیست و نخواهد بود. این ویژگی مثل خوره به جان پول و حساب بانکی می‌افتد و فاتحه جیب و پس‌انداز را می‌خواند. پزشکان احتمال می‌دهند این دسته از افراد خواب سرمایه‌داری و جزایر پولداری را زیاد ببینند و به افسردگی و یاس فلسفی دچار شوند...

 بی‌خیال نان و تره‌اند!

«آدم‌ها پولدار متولد نمی‌شوند» این یک اصل است، البته برای کسانی که شور و سودای سرمایه‌گذاری را در سرشان می‌پرورانند و دوست دارند بچه پول‌دار فامیل شوند، آن هم بدون پشتوانه مالی! اما شعار زندگی‌شان با این رویا جور در نمی‌آید! شعار زندگی این گونه از افراد در زندگی این جمله است که «حال را دریاب و فردا غصه فردا بخور!» با عرض ارادت به این جمله زیبا و این شيوه تفکر، باید خدمت این دوستان عرض کنیم اگر به سمت شعار «چند روز بخور نون و تره، یک عمر بخور نون و کره» پیش بروند، دربست در دنیای بچه‌مایه‌دارها پیاده می‌شوند...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات