اندر حکایت ابوجارچی و روند قانونی
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و روند قانونی

نویسنده : ایمان فروزان-مهدیه جوادی-محمدحسین وکیلی

 آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی بر خر خویش سوار بود و نعره زنان راه بیابان در پیش گرفته بود. چون بر سر دوراهی رسید، مریدان را دید که بانگ زنان و جامه دران سمت وی می‌آیند. بی‌درنگ سبب پرسید. مریدان گفتند: یا خفن، ما را چکی در دست بود، از شما! چون موعد آن رسید و حساب شما را خالی یافتیم، در صدد برگشت زدن آن برآمدیم. لذا الان یک هفته است که در روند قانونی آن به سر می‌بریم و ترس از آن داریم که با سختی این روند قید پول خویش را بزنیم.

ابن جیم که در رندی و ذکاوت شهره بود، گفت: «بی‌سبب وقت خویش بیش از این تلف نکنید. مگر خبر ندارید که مشاور رئیس‌جمهور درباره بازگشت 16 میلیارد تومانی که در دولت دهم برای دانشگاه احمدی‌نژاد (دانشگاه ایرانیان) برداشت شده بود، گفته: یک فقره چک در این خصوص به نهاد ریاست جمهوری ارائه شده است. دستگاه قضایی وصول چک را مسدود کرده بود و به طور کلی نیز این پول تاکنون به صورت فیزیکی هنوز به حساب نهاد ریاست جمهوری واریز نشده است. وصول این چک برعهده قوه قضاییه بوده و باید مسیر قانونی خود را طی کند.»

مریدان چون این بشنیدند، از اندکی مبلغ چک خویش سخت شرمنده گشته و نعره‌ها زدند و جامه دریدند و خاک بر سر و چشم خویش کردند. لذا چون یادشان بیامد که بدهکار آن‌ها ابن جیم است، او را از خر به زیر کشیدند و راویان نقل کرده‌اند که «پولت می‌کنم» از این واقعه به ادبیات پارسی وارد شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات