سینما ...  حوزه ... حركت!
نگاهی به 3 اثر سینمایی که در حوزه‌های علمیه را به روی تماشاچیان باز کرده است

سینما ... حوزه ... حركت!

نویسنده : وحید تفریحی

تعداد فیلم‌های سینمایی که موضوع اصلی آن حوزه‌های علمیه باشد حتی به اندازه تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد. حال آن‌که این موضوع همواره برای مخاطب جذاب بوده و می‌توان در سایه آن بسیاری از ناگفته‌ها را به تصویر کشید. در ادامه نگاهی دوباره داریم به 3 اثر سینمایی که به نحوی زندگی طلبه‌ و حوزه‌های علمیه را بن مایه اصلی داستان خود کرده‌اند. 


طلا و مس؛ نمونه ای ملموس از زندگی یک طلبه

طلا و مس که روایت ماجرای زندگی طلبه جوانی به نام سیدرضا است را به نوعی می توان ملموس‌ترین اثر سینمایی در حوزه سینمای حوزوی دانست. فیلمی به کارگردانی همایون اسعدیان که در آن جزئیات و ریزه کاری‌های زندگی یک طلبه به خوبی نمایش داده شده است. سطح تاثیرگذاری طلا و مس و بازی‌های ملموس و باور پذیر دو بازیگر اصلی آن یعنی نگار جواهریان و بهروز شعیبی موجب شد که چهره سید رضا در فیلم ماندگار شود و زندگی او نیز نمادی از یک زندگی طلبگی باشد. همین طلا و مس به خوبی نشان داد که سینمای ما می‌تواند از ظرفیت بالقوه‌ای که در حوزه‌های علمیه و زندگی طلبه‌ها وجود دارد استفاده کند تا هم به فیلمی با مخاطب بسیار تبدیل شود و هم بتواند زندگی روحانیت را بدون عبور از خط قرمزها و با ظرافت‌ها و جذابیت‌های داستانی به نمایش در آورد.

«زیر نور ماه» و طلبه‌ای دوست داشتنی

یکی دیگر از آثار سینمایی که طلبه‌ها در آن سوژه اصلی فیلم هستند و اتفاقات و ماجراها حول محور آن‌ها می‌چرخد، فیلم سینمایی «زیر نور ماه» ساخته رضا میرکریمی است. در این فیلم شاهد زندگی شخصیتی به نام «سید حسن» هستیم که پایان دوران تحصیلش فرا رسیده است و می‌خواهد لباس روحانیت بپوشد. داستان فیلم دقیقا از همین جا شروع می شود؛ از جایی که او دچار یک سردرگمی می‌شود چرا که انگیزه اولیه او از تحصیل علوم حوزوی برآورده کردن آرزو و نذر پدر بوده و می‌خواسته است به شخصیت پدر بزرگش که به عنوان فردی امین و روحانی، در روستا به مشکلات مادی و معنوی مردم رسیدگی می‌کرده است، نزدیک شود. همین سردرگمی موجب می‌شود که در تصمیم‌گیری درباره پوشیدن لباس روحانیت دچار تردید شود چون فکر می‌کند از پس مسئولیتش بر نمی‌آید. 

گهواره ای برای مادر؛ تصویر اولین بانوی طلبه سینما

«گهواره‌ای برای مادر» به کارگردانی «پناه بر خدا رضایی» فیلمی بود که توانست به دور از کلیشه‌های رایج در فیلم‌هایی با این موضوع، روایتی تازه و بکر از زندگی یک بانوی طلبه ارایه دهد. این فیلم داستان بانوی طلبه جوانی به نام «نرگس» است که بعد از فارغ‌التحصیلی از رشته ادبیات روسی دانشگاه مسکو تصمیم می‌گیرد طلبه حوزه علمیه شود؛ به او پیشنهاد می‌شود که برای تدریس به دانشجویانی که تازه مسلمان شده‌اند به روسیه برود اما این پیشنهاد او را در دو راهی سختی قرار می‌دهد؛ یکی ماندن در ایران و مراقبت و پرستاری از مادر زمینگیرش و دیگری قبول پیشنهاد کار در روسیه. این فیلم اگر چه با نقدهای فراوانی در زمینه فنی و برخی اشکالات محتوایی مواجه است اما موضوع بکری دارد که نمی توان از آن گذشت.

نظرات کاربران
کد امنیتی