هم حجره‌ای سلام!
گزارشی ویژه در روزهای آغازین سال تحصیلی از یک مدرسه متفاوت

هم حجره‌ای سلام!

نویسنده : مهدی اعتمادی-سید مصطفی موسوی

یک ساختمان 2 نبش بزرگ آجری، نه از این آجر 3سانتی‌های عصر جدید، آجر سفالی کوره‌پزخانه که کاشی‌های آبی رنگ بالای در چوبی‌اش می‌گوید مدرسه عباس‌قلی‌خان همین‌جاست. نه از گل و بلبل و آذین‌بندی روز اول مدرسه و دانشگاه خبری هست و نه صدای بلندگوی مدرسه، محله را برداشته! پا گذاشتن به داخل ساختمان کافی است تا تاریخ مغزتان چنددهه به عقب برگردد و معماری‌ را ببینید که فقط در فیلم‌ها و سریال‌های قدیمی نمونه‌اش را به یاد دارید؛ حوض نسبتا بزرگی وسط حیاط پر از دار و درخت است، دور تا دور حیاط اتاق‌های کوچک با در و پنجره‌های چوبی قرار دارد. 

این روزها که بوی «ماه مهر» کوچه و خیابان‌های شهر را پر کرده است، تصمیم گرفتیم برای‌تان آغاز یک سال تحصیلی متفاوت را روایت کنیم، آن هم از مدرسه‌ای که شاید آن‌جا را از نزدیک ندیده باشید. گزارشي از ساعتي حضور در مدرسه علميه عباسقلي خان شاملو، نگاهي به بخش‌هاي مختلف آن و گفت‌وگو با مدير مدرسه و چند طلبه جوان مطالبي است كه در بخش‌هاي مختلف اين گزارش مي‌خوانيد.


متفاوت اما دلنشین

نکته اولی که در لحظه حضورم به این مدرسه توجه‌ام را جلب می‌کند، صفا و صمیميت و راحت بودن آدم‌های اینجاست؛ صفا و صمیمیتی که در گفتار و رفتار «سید محسن موسوی» طلبه سطح اول و پایه پنجم مدرسه عباس‌قلی‌خان موج می‌زند. «آسید محسن» که در روز بازگشایی مدرسه رهبر ما شده است، می‌گوید: «این‌جا حدود 200 نفر طلبه دارد که در 6 پایه مشغول تحصیل هستند. همه با هم خیلی صمیمی هستیم و تقریبا این‌جا همه همدیگر را می‌شناسند و با اسم کوچک همدیگر را صدا می‌زنند» سید محسن می‌گوید: «این‌جا یکی از وظایف ما درس خواندن است. رفتن به تبلیغ، اردوهای جهادی، اردوهای آموزشی، برنامه‌های فرهنگی و... برنامه‌های دیگری است که به طور مرتب پیگیری می‌شود» قبلا اطلاعات پراکنده‌ای از نظام تحصیلی حوزه داشتم اما برایم جالب بود که از جزئیات آن سر دربیاورم و چه زمانی بهتر از حالا و چه زبانی صمیمی‌تر از سید محسن: «به طور خلاصه، دروس حوزوی 3 سطح دارد. سطح اول 6 پایه، سطح دوم 2 پایه و سطح سوم هم 2 پایه دارد. به طور معمول گذراندن هر پایه، حدود یک سال زمان می‌برد اما براساس استعداد طلبه، این زمان ممکن است کمتر یا بیشتر هم بشود. بعدش هم که درس خارج شروع می‌شود که شما می‌روی و در محضر بزرگی، نظریه‌های مختلف را درباره موضوعی می‌شنوی و تحقیق و پژوهش می‌کنی. آن 6 پایه اول، دروس ادبیات عرب، فقه و اصول فقه خوانده می‌شود و یک جورهایی مثل پزشکی عمومی است تا آن پایه. اما با ورود به سطح 2، دروس تخصصی‌تر می‌شود و هر طلبه براساس علاقه‌اش روی زمینه‌ای خاص درسش را شروع می‌کند.» البته ملبس شدن هم برای طلاب، معمولا از پایه 4 با کسب عنوان حجت الاسلامی، مقدور است ولی در مدرسه کمتر طلبه‌ای ملبس است و معمولا با لباس راحت‌تری در مدرسه حضور دارند.

زنگ اول ساعت 6 و نیم صبح!

اگر خیال کرده‌اید که برنامه هر روز در اینجا این‌طوری است و با این‌که عقربه‌های ساعت از 10:30 هم رد شده‌اند اما  هرکسی در یک گوشه حیاط مشغول صحبت با دیگری است، سخت در اشتباهید! سید محسن و بیشتر طلاب، سحرخیزتر از این حرف‌ها هستند: «معمولا هر روز، کمی قبل از اذان صبح بیدار می‌شوم. اگر بخواهم از خانه راه بیفتم سمت مدرسه، بلافاصله باید آماده شوم و راه بیفتم تا برای کلاس ساعت 6:30 این‌جا باشم. اما اگر حجره باشم، تا شروع کلاس کمی وقت دارم. اولین کلاس تقریبا 7:30 تمام می‌شود و وقت مختصری داریم برای صبحانه.» 

یک روز تحصیلی در حوزه

سید برنامه یک روز تحصیلی در مدرسه را ادامه می‌دهد و می‌گوید: «مدت کلاس‌ها در حوزه معمولا 45 دقیقه است که بین آن‌ها هم مباحثه داریم؛ یعنی با بقیه دوستان طلبه می‌نشینیم و درباره درس استاد بحث می‌کنیم. بعد از پایان کلاس‌ها هم که حدود 11 ظهر است، مطالعه می‌کنیم و تا زمان اذان ظهر، حدود 30 دقیقه چرت کوتاهی می‌زنیم که به آن قیلوله می‌گویند و سفارش هم شده است. بعد از ناهار هم کلاس‌ها تا اذان مغرب ادامه دارد. بعد از مباحثه کلاس‌های عصر، دوستان متاهل می‌روند منزل و ما هم شامی آماده می‌کنیم و گپ دوستانه‌ای با هم داریم و معمولا قبل از ساعت 22:30 می‌خوابیم تا برای فردا صبح آماده باشیم.» شاید برای‌تان دانستن نظام درس خواندن حوزه جالب باشد. آقا محسن می‌گوید: «مدتی است نظام حوزه دارد شبیه دانشگاه و ترمی - واحدی می‌شود. برای همه دروس هم امتحان داریم آن هم به صورت ثلثی؛ اولین ثلث آذرماه، دومی اسفند و سومی اواخر خرداد است و اکثر امتحانات کتبی است و کسب نمره حداقل 12 برای گذراندن هر درس، الزامی است. البته برای کسانی که درس را می‌افتند هم امکان امتحان دوباره در تابستان وجود دارد.» این‌جا البته نظام مشروطی و اخراج هم برقرار است: «این‌جا هم مشروطی داریم اما خیلی خیلی به ندرت پیش می‌آید کسی مشروط و اخراج شود و اگر اخراجی باشد بیشتر به دلایل مسائل انضباطی است.»

جوانی به وقت حوزه

تفریح‌های سید محسن 24 ساله هم در نوع خودش جالب و باصفاست: «از قدیم بچه هیئتی بودم و با همان بچه‌ها انس دارم و رفیق هستم. به کوهنوردی و اردو می‌رویم. گاهی هم سینما. آخرین فیلمی که دیدم، «رسوایی» بود. در مجموع فیلم بدی نبود اما کمی اغراق‌آمیز بود، چه در تصویر آن روحانی با بازی اکبر عبدی که اتفاقا بازی فوق‌العاده‌ای بود، چه در تصویر زندگی و اعتقادات آن دختر خانم.» شاید برای‌ آدمی مثل من نداشتن و ندیدن تلویزیون چیزی در حد محالات باشد، اما برای سید محسن این‌طور نیست: «به ندرت تلویزیون می‌بینم. اینجا یک تلویزیون داریم که معمولا هنگام اخبار روشن است؛ خودم اخبار 20:30 را دوست دارم.

حجره و دیگر هیچ!

حجره‌ها عموما در اختیار طلبه‌های غیرمشهدی و مجرد قرار می‌گیرد؛ اما اگر مشهدی باشید و منزل‌تان دور از مدرسه، در این صورت هم می‌توانید با یک یا دو نفر دیگر هم حجره شوید؛ مثل سید محسن گزارش ما! به حجره آقا سید می‌رسیم؛ قبل از ورود به حجره، طاق کوتاه در چوبی مجبورت می‌کند سر خم کنی. آقا سید عذرخواهی می‌کند بابت به هم ریختگی اتاق. من هم که تجربه زندگی خوابگاهی داشته‌ام، در ذهنم تصویر یک اتاق دانشجویی می‌گذرد که رفتن از یک طرف اتاق به طرف دیگر، مثل گذر از میدان مین است! اما همه عذرخواهی سید بابت چند جلد کتاب و میز کوچکی است که داخل اتاق است! اتاق ساده و کوچک است؛ چند دست پتو و تشک یک طرف چیده شده و روی طاقچه هم مسواک و عطر و جانماز توجه آدم را جلب می‌کند. پنجره اتاق هم رو به حیاط باز می‌شود که به قول سید محسن «وی یو» فوق‌العاده‌ای دارد! حجره همان جایی است که می‌شود محل خواب قیلوله قبل از ظهر و کلاس مباحثه شب.

هدف و امید فقط خداست

همان‌طور که گفتم کل برنامه امروز استثناست! آبگوشتی هم که برای ناهار دعوت شدیم، جزو همین استثناها بود! سید محسن می‌گوید این‌جا مثل دانشگاه از سلف سرویس خبری نیست: «ناهار را معمولا از آشپزخانه‌های دور و بر می‌گیریم و با قیمت پایین‌تر. برای شام هم با وسایل اولیه‌ای که در یکی از اتاق‌ها است، معمولا یک غذای سبک مثل نیمرو تهیه می‌کنیم.»

حالا که صمیمی‌تر شده بودیم درباره این‌که زندگی یک طلبه از نظر مالی چطور می‌گذرد، از سید محسن پرسیدیم: «به هر طلبه با توجه به این‌که در کدام مدرسه درس می‌خواند و چه پایه‌ای است، شهریه‌ای‌ می‌دهند که درباره طلبه‌های متاهل این مبلغ متفاوت است.» با خنده می‌گوید: «مبلغش هم آن‌قدر هست که بخوریم و ضعف نکنیم. با این مقدار شهریه، چون کار دیگری هم به دلیل نداشتن زمان خالی، غیر از درس خواندن نمی‌شود انجام داد، بچه‌های طلبه معمولا با ادای نماز و روزه قضا، مختصر درآمدی دارند. این‌جا هدف و امید فقط خداست.»

عقربه‌های ساعت که از 11 ظهر گذشته و غرغرهای عکاس روزنامه که ندای «دیرم شد، دیرم شد» را سر می‌دهد، مجبور می‌کند از «آ سید محسن» و آن آبگوشت خوشمزه، دل بکنم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٠٩
١
٠
ایُّهَا الْاَحِبَّةْ، ایُّهَا الْكِرامْ، یَا اَشْرَفَ النَّاسْ وَاَطْهَرَ النَّاسْ وَاَكْرَمَ النَّاسْ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ.
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨