خلاقیت در راه دفاعی مقدس
نگاهی به نوآوری‌های خرد و کـــــلان در صحنـــه جنگ تحمیلی

خلاقیت در راه دفاعی مقدس

نویسنده : حامد نادری راد

جنگ هشت ساله بین ایران و عراق در حالی شروع شد که کشورمان در کم‌ترین سطح از آمادگی‌های سیاسی، دفاعی و امنیتی برای ورود به این معرکه بزرگ بود. اوضاع امنیت داخلی اصلا خوب نبود، ارتش هنوز سرو سامانی پیدا نکرده بود و دعواهای سیاسی در اوج خود قرار داشت که صدام به ایران حمله کرد. این حجم از محدودیت باعث شد که همه افرادی که دغدغه دفاع از کشور را داشتند، دست به ابتکار، نوآوری و خلاقیت در صحنه نبرد بزنند. این خلاقیت‌ها از امام (ره) تا مردم کوچه و بازار ادامه داشت. هر کسی در هر جایی که بود. البته این نوآوری‌ها ابعاد مختلفی داشت. برخی‌ها راهبردی بودند و برخی‌ها تکنیکی، برخی‌ها بزرگ و برخی‌ها خرد. مهم این است که اگر این خلاقیت‌ها اتفاق نمی‌افتاد، ایران هرگز نمی‌توانست از پس ارتش بعثی عراق و فرمانده قدرت‌طلب و متوهمش برآید. هر یک از این پازل‌ها روایت نوآوری‌هایی است که ملت ایران برای دفاع از وطنشان انجام داده است.


شاهکار مهنـــــــدسی جنگ!

پس از فتح فاو در آن طرف اروند رود، لازم بود تا بر روی این رودخانه خروشان پل احداث گردد. عرض رودخانه حدود 900 متر و عمق آب در آن 16 متر و سرعت آب حدود 70 کیلومتر بر ساعت(!) است. هیچ کارشناس نظامی و فنی امکان احداث پل روی این رودخانه را نمی‌داد. گروهی که شامل 1000 مهندس از دانشگاه‌های کشور بخصوص دانشگاه شریف و امیر کبیر بودند در طول کمتر از 6 ماه این شاهکار مهندسی را خلق کردند. «پل بعثت» از 3400 لوله با قطر بیش از 3/1 متر ساخته شد. نحوه حمل، اتصال و به آب اندازی این لوله‌ها نوع جدیدی از نوآوری دفاعی بود. عراق هیچ‌گاه نتوانست با بمباران هوایی این پل را تخریب کند!


 باتلاقی برای تانک‌ها
دشمن بعد از ناتوانی از اشغال سریع خرمشهر، متوجه اهواز شده بود. اشغال اهواز مساوی با جدا شدن خوزستان از ایران بود. نیرو‌های نظامی موجود در شهر کم‌تر از 500 نفر بودند و امکان درگیری نظامی با عراقی‌ها نبود. دکتر چمران به نیرو‌های بسیج دستور داد تا دو پمپ آب بزرگ روی کارون نصب کنند. بعدش یک کانال با طول حدود 20 کیلومتر و عرض حدود یک متر اطراف اهواز کندند، شب‌ها پمپ‌ها کار می‌کرد و آب کارون را داخل کانال می‌ریخت و به این ترتیب آب زیر تانک‌های عراقی می‌رفت. عراقی‌ها برای خنثی کردن این طرح روی این کانال یک سد بزرگ آبی خاکی زدند که بخش زیادی از آب کانال در پشت آن جمع شد. چمران و نیروهایش با اتصال تعداد زیادی تیوپ که داخل هر کدام مواد منفجره بود، سد را منفجر کردند و آن قدر آب در زمین منطقه رها شد که تانک‌ها در باتلاق ایجاد شده زمین‌گیر شدند. اهواز با همین ابتکار نجات پیدا کرد.


طولانی‌ترین پل متحرک جهان
باور این که یک پل آبی به طول حدود 14 کیلومتر را بتوان در 18 روز آن هم در هوای سرد زمستانی تمام کرد، غیر ممکن است. پلی که بعد‌ها به «پل خیبری» معروف شد از ابتکارات مهندس بهروز پور شریفی (فرمانده مهندسی رزمی جهاد سازندگی)،  یک سازه سبک از ترکیب فایبر گلاس و فوم است که درون محفظه‌ای از ورقه‌های محکم فلزی قرار گرفت. این پل با سر هم کردن بیش از 2000 قطعه ساخته و به دلیل وزن سبک هر قطعه، در صورت بمباران بلافاصله تعویض می‌شد و باعث شد که تدارکات لازم به جزایر مجنون که در عمق 14 کیلومتری داخل هور (چیزی شبیه یک دریای کم عمق) قرار داشت برسد.


نماد دفاع
یک دستمال ساده در شرایط جنگی چه کار‌ها که نمی‌کند! سجاده نماز، پوشاننده از سرما، خنک کننده در برابر گرما، محافظ گرد و خاک، حوله حمام، باند استریل برای زخم‌ها و جراحت‌ها، پیش‌بند آرایشگاه، کمربند برای تجهیزات، چشم‌بند اسیران دشمن، سفره غذا، ماسک ضد شیمیایی و ... این‌ها بخشی از کارایی‌های اعجاب انگیز «چفیه» است. دستمالی که بخشی از وسایل شخصی رزمندگان بود و به تدریج به نماد دفاع مقدس و ایثار‌گری تبدیل شد.


کابوس آمریکایی‌ها
از ابتدای سال 66، آمریکا و شوروی دو ابرقدرت آن زمان دنیا، جنگ نفتکش‌ها را علیه ایران شروع کردند. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد ایران بتواند پاسخ حملات ناو‌های آمریکایی را بدهد زیرا ایران در زمینه نیروی دریایی و هوایی به شدت ضعیف شده‌ بود. «اژدر‌های انسانی» لقبی است که مجله تایم به قایق‌های تندرو کوچکی داد که ایرانی‌ها توانستند با نصب موشک‌انداز‌ها استینگر و همچنين تسلیحات نیمه سنگین، آن‌ها را به عنوان یک نیروی دریایی جدید معرفی کنند. به علت سرعت بالا (تا 100 کیلومتر بر ساعت!) و همچنین قدرت مانور زیاد، ردگیری و هدف قرار دادن آن‌ها به شدت دشوار شد. قایق‌های تندرو بعد‌ها به گردان دریایی عاشورا معروف شدند.



نیروی 20 میلیونی
یکی از محدودیت‌های بزرگ ایران برای جنگ، کمبود قابل توجه نیروی نظامی‌اش در مقابل عراق بود. عراق کشوری بود که از حدود 15 میلیون نفر جمعیت‌اش حدود 1 میلیون نفر را مسلح کرده‌ بود که این افراد پیشتر نیز سابقه نظامی داشتند و کم‌تر نیروی مردمی بودند. در مقابل ایران با جمعیت نزدیک به 40 میلیون در ابتدای جنگ حدود 80 هزار نفر نیروی نظامی‌ داشت. اقبال نیروهای مردمی در قالب بسیج و... پس از پیام‌ امام خمینی (ره) به جبهه‌ها باعث شد که ایران بتواند بخش زیادی از عملیات‌های موفق را با اتکا به مردم جلو ببرد. نیرو‌های مردمی به دلیل داوطلب بودن دارای انگیزه بسیاری برای جنگ بودند که همین موضوع بارها در گلوگاه‌های جنگ به کمک ایران آمد.


قدرت پــــنهـان
محدودیت در صحنه نبرد باعث شد فرمانده جوانی به نام حسن باقری تیمی را پایه‌گذاری کند که بعد‌ها عامل پیروزی‌های ایران شد. 
«واحد اطلاعات و عملیات» در پیچیده‌ترین مأموریت‌های شناسایی تا عمق خاک دشمن می رفتند. حسن باقری می‌گفت جمله «خبری نیست» برای من خبر است. بچه‌های اطلاعات- عملیات آنقدر دقیق کار می‌کردند که حتی می‌دانستند فرمانده لشکر عراقی چه ساعتی می‌خوابد، کی ورزش می‌کند و کی به صدام گزارش می‌دهد. باید می‌فهمیدند که دشمن در خط مقدم چند نفر است، چه تجهیزاتی دارد و حتی چه نوع اعتقادات مذهبی دارند! گاهی شناسایی ها ماه‌ها طول می‌کشید ولی شعار بچه‌های اطلاعات – عملیات یک چیز بود: «شناسایی دقیق‌تر، عملیات موفق‌تر»


جنگ انقلابى
تجربیات سال اول جنگ، فرماندهان جوان را به این نتیجه رساند که باید روش دیگری برای جنگیدن انتخاب شود. جنگ کلاسیک در برابر ارتش عراق به دلیل برتری نفری و تسلیحاتی عراقی‌ها امکان‌پذیر نبود. تجربه جنگ‌های چریکی با ضد انقلاب و جنگ با عراق نوع تازه‌ای از جنگ به نام «جنگ انقلابی» را ایجاد کرد. شناسایی‌های بسیار دقیق (که گاهی تا 9 ماه هم طول می‌کشید!) عملیات در شب، اتکای زیاد به نیروهای پیاده، شلیک به دشمن از فاصله نزدیک و شهادت طلبی نیروهای عمل‌کننده از ویژگی‌های این نوع جنگ بود. در این نوع جنگ رزمنده‌ها گاهی تا پشت خط دشمن هم می‌رفتند و سازمان دفاعی آن‌ها را از داخل متلاشی و اصطلاحاً خط را می‌شکستند. این نوع جنگ ریسک بالایی داشت ولی تنها روشی بود که ایران توانست با آن به عراق غلبه کن


خودکفا می‌شویم!
تا سال 64 جنگیدن برای ایران خیلی سخت بود. ما در کوچکترین مهمات هم محتاج واردات بودیم. این محدودیت باعث شد که صنایع خودکفایی در وزارت سپاه و وزارت دفاع ایجاد شود. از سال 64 به بعد انواع فشنگ و گلوله توپ و آر پی جی به خوبی در دسترس بود و برخی از سلاح‌های سبک در داخل کشور ساخته می‌شد. نتیجه این خودکفایی در آن سال‌ها عملیات‌های بسیار پیچیده و موفق والفجر 8 (فتح فاو) و کربلای 5 (فتح شلمچه) بود. دامنه‌ی آن حرکت بعد‌ها به صورت موشک‌های قاره‌پیما (شهاب 3)، تانک‌های زرهی (ذوالفقار)، ناوشکن (جماران) و اخیرا جنگنده شکاری (قاهر) به ثمر نشسته است.


کربلا کربلا ما داریم می‌آیيم ...
واحد تبلیغات یکی از ارکان اصلی میدان نبرد به شمار می‌آمد و بچه‌های تبلیغات تأثیر زیادي در روحیه رزمندگان داشتند. برگزاری مراسم عزاداری و سخرانی مذهبی، توزیع پیشانی‌بند، نام‌گذاری خطوط، توزیع دفترچه خاطرات و پر کردن وقت رزمندگان همه بر عهده واحد تبلیغات بود. بچه‌های تبلیغات هر جایی که می‌رسیدند نمازخانه برپا می‌کردند و نماز جماعت به راه می‌انداختند. جنس کار بچه‌های تبلیغات از نوع تقویت قهرمان‌بازی و تهور نبود بلکه از جنس تقویت ارتباط با خدا و توکل و توسل و شهادت‌طلبی بود. مداحی‌های به‌یاد ماندنی آقایان آهنگران و کویتی‌پور یادگار فعالیت بچه‌های تبلیغات است.


جاده‌ای به مجنون
پس از احداث پل‌های خیبری، به دلیل هزینه زیاد نگه‌داری‌ این پل‌ها، نیروهای مهندسی جهاد سازندگی به فکر احداث یک جاده در درون هور افتادند.
خاک جاده از همه چیز مهم‌تر بود. خاک باید طوری می‌بود که بتواند هور را پر کند و جاده از درون ریزش نکند. بیش از هزاران کمپرسی خاک، زیر آتش شدید دشمن به سمت هور روانه شدند. کمپرسی‌ها خاک می‌آوردند و بولدوزر‌ها پهن می‌کردند. در مدت دو ماه و نیم، 14 کیلومتر جاده خاکی در درون آب‌های هور احداث شد. در این مدت بیش از 12 هزار گلوله توپ به سمت جاده و کمپرسی‌ها شلیک شد و بیش از 100 بار دشمن به جاده حمله هوایی کرد. جاده «سید الشهدا» تا انتهای جنگ جزایر مجنون را برای ایران تثبیت کرد.
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام متشكرم