گونه شناسى انواع دانشجو
اندر احوالات ورودی‌های جدید دانشگاه یا همان وی جِی‌های دوست داشتنی...

گونه شناسى انواع دانشجو

نویسنده : عاطفه ذبیحی-زهرا نخعی

دست خودشان نیست که، 12سال بچه مثبت بوده‌اند و سایه مامان جون و باباجون همه جا همراه‌شان، آسه رفته‌اند و آسه هم برگشته‌اند! ساندویچ بهداشتی مامان ساز هر روز صبح ته کیف‌شان بوده و آبمیوه آخرشب‌شان ترک نمیشده! اما حالا با ورود به دانشگاه انگار که درهای جدیدی به روی این بشرها باز شده باشد، مامان‌ها و باباها آزادی‌های بیشتری به آن‌ها داده‌اند و کم‌تر سوال پیچ‌شان می‌کنند. خب این هم از عجایب روزگار است که در عرض چند ماه حال و رفتار پدر و مادرها دگرگون می‌شود. دانشگاه هم می‌شود عرصه عرض اندام و هنرنمایی، هرکس هرجور که دوست داشته باشد رفتار می‌کند و واویلایی می‌شود. اصولا دانشجو جماعت به یکی از تیپ‌های شخصیتی زیر دچار می‌شود، بگردید ببینید شما چه تیپی هستید...

جَو بگیرها

این جماعت یک هفته قبل از شروع رسمی کلاس‌ها به دانشگاه سر می‌زنند و به استاد ثابت می‌کنند که تصمیم دارند درس‌هاي این ترم را فتیله پیچ کنند، ردیف اول جا می‌گیرند، تصمیم دارند هر ترم 5 مقاله در مجلات بین المللی چاپ کنند، کتابی که استاد معرفی می‌کند را از تابستان قبل تهیه کرده و خوانده‌اند. بعضا در جزوه‌هایشان عبارت “ استاد عطسه کرد!” و یا “ خنده حضار” هم دیده می‌شود، روی اعصاب سایرین هستند، اگر یک سوال امتحان را اشتباه زده باشند، اشك توی چشمانشان حلقه می‌زند، جهت احتیاط جزوه همه‌ بچه‌ها را کپی می‌کنند تا خدایی ناکرده نکته‌ای را از قلم نینداخته باشند، برای هر استاد حداقل 15 تا کار عملی و تحقیق به عنوان زاپاس می‌برند. آخرِ کنفرانس و ارائه دروس هستند! در هر مورد علمی و پژوهشی داوطلبند و در سالن مطالعه یک میز اختصاصی دارند! وقتی همه با هم قرار می‌گذارند که یک جلسه نیایند تا کلاس تشکیل نشود، مطمئنا همه می‌دانند که نباید روی آن‌ها حساب کرد، دائم به استاد پیشنهاد امتحان میان ترم می‌دهند و اولین نفری هستند که وقتی استاد خودکار می‌خواهد، در اختیارش می‌گذارند! 

 

دو در کنندگان

از هیچ ترفندی برای پیچاندن کلاس فرو گذار نمی‌کنند، پدربزرگ و مادربزرگ‌ها‌ی‌شان هر کدام چندین بار در طول ترم جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند و این‌ها مجبور می‌شوند با وجود علاقه وافر به کلاس استاد، به خاطر سردرد شدید ناشی از مصیبت وارده، از آن کلاس محروم شوند!

 

سوء استفاده کننده‌ها 

همان‌هایی که اصلا دانشگاه پیدای‌شان نمی‌شود و معلوم نیست این 4سال را کجا و چه طوری می‌گذرانند. اما به خانواده‌شان می‌گویند که 8 صبح تا 8 شب کلاس دارند.

 

عاشق پیشه‌ها 

رقم عاشق شدن، فارغ شدن، شکست عشقی خوردن و غیره شدنِ این‌ها در طول یک ترم کاملا نجومی است! یک دور عاشق تمام گزینه‌های موجود در دانشگاه می‌شوند و مجددا دور دوم را شروع می‌کنند. اصلا نمی‌توانید رنگ یاس و نا امیدی را در این حوزه در چشم‌هایشان ببینید! روحیه‌شان کاملا رمانتیک است و  هیچ‌جوره برای ابراز عشق خودشان کوتاهی نمی‌کنند: حاضر زدن برای معشوق غایب در کلاس، تقلب رساندن، گل و گل‌کاری، گریه و زاری و... را می‌توانید در کارنامه‌شان ببینید! موسیقی سنتی گوش می‌کنند، زیر بغلشان همیشه یک رمان عاشقانه است و زیر لب دارند آواز می‌خوانند، قرار است سیگاری بشوند، تا حالا هزار بار فیلم کازابلانکا را دیده‌اند ، آمار همه‌ی بچه‌های دانشگاه را دارند و یک سر با خانواده مزاحم همه‌شان شده‌اند! ولی دل هیچ‌کدامشان را نشکسته‌اند! 

 

معترض‌ها 

 چرا غذای سلف گران است؟ چرا در قورمه سبزی، مو پیدا می‌شود؟ چرا شلوار استاد راه راه است؟ چرا وقتی شلوار زرد با کفش قرمز می‌پوشیم، به ما گیر می‌دهند؟ چرا استاد از توی پیاده رو نمی‌آورند؟ چرا سایت‌های چیزدار فیلتر است؟ چرا تریا مختلط نیست؟ چرا برای سرویس بهداشتی آینه تمام قد با دستمال مرطوب نمی‌گذارند؟ چرا وقتی نمی‌آییم دانشگاه، به بابایمان زنگ می‌زنند؟ و... این‌ها ذهنیات این تیپ از دانشجوهاست! دانشجوهایی عاشق تجمع‌های بیش از سه نفر، کشته مرده‌ داد و بیداد جلوی در اتاق رئیس دانشگاه، سر و صدا، جیغ و دست و هورا، جَو دهی، کمپین سازی، امضای طومار، پرتاب سنگ به اتاق بزرگان، خط انداختن خیط روی خودروي رئیس، ستاره‌های رنگارنگ در پرونده، حراست، زیر بار ظلم نرفتن، صدور بیانیه، عربده کشی، حق طلبی، احقاق حقوق پایمال شده کلیه موجودات خلق شده از ازل تا ابد، تساوی مرد و زن و... خیالتان تخت!کوچک‌ترین کوتاهی مسئولین دانشگاه را به این‌ها واگذار کنید و آسوده بخوابید! 

 

فعال‌ها 

این موجودات اساسا برای فعالیت‌ها و جنبش‌های گروهی و تشکیلاتی پا به عرصه دانشگاه می‌گذارند تا کسب علم! عشق فعالیت‌های فرهنگی قبل از کلاس درس، اتاق تشکل‌ها را در دانشگاه ردیابی می‌کنند. وقتی هم این تعداد تشکل را کنار هم یک جا می‌بینند، چنان ذوق مرگ می‌شوند که سر از همه تشکل‌ها در می‌آورند. برگزاری انواع همایش‌ها، سمينارها، جشنواره‌ها و... گروهی را می‌شود در کارنامه‌شان دید. بعد از چهار سال هم هنوز بیشتر از 20 واحد پاس نکرده‌اند و دیده شده دوره لیسانس‌شان به 10 سال هم کشیده شده است.

 

آبنبات‌ها و شکلات‌ها 

جلوی در اتاق استادها، لنگر می‌اندازند، اگر قسمت‌شان شود و تا فاروج مسافرت کنند، حتما برای تک تک استادها و خانواده‌ی عزیزشان تخمه فاروجی می‌آورند. ذره‌ای به خودشان زحمت درس خواندن نمی‌دهند اما تخته پاک‌کن را خیس کرده و گچ را مهیا می‌کنند. انتهای برگه امتحانی‌شان برای استادها گل و بلبل می‌کشند و شعرهای عاشقانه می‌نویسند! نه اینکه خودشیرین‌نما باشند، اصلا ذاتا شاخه نباتند! مسئولیت تکان‌های سنگین سر و گردن را دارند تا استاد احساس کند یک نفر به حرف‌هایش گوش می‌کند و تاییدش می‌کند. به جای استاد حضور و غیاب می‌کنند و در این مواقع هم کلاسی این موجودات فکر پارتی بازی و شتر دیدی ندیدی را باید کلا از کله‌اش بیرون کند! هدف خاصی از این رفتارهایشان ندارند، کلا مجبورند، می‌فهمید که؟

کنجکاوها 

بالای سرشان پر از ابر است و قیافه‌شان کلا سوال است. ته و توی همه چیز دانشگاه را در می‌آورند و آمار تمام آدم‌ها، کلاس ها، فروشگاه ها، تخفیف ها، همایش ها، تجمع ها، فروشگاه‌های کنار دانشگاه و... دست شان است. همه این دانستن هایشان یک طرف، عمل کردن به این ها هم یک طرف. شما هم اگر آمار غذاهای روزانه سلف، ساعت‌های استخر، کلاس‌های هنری نام دختر اساتید و.. را خواستید بهتر از 118 در اختیارتان می‌گذارند. 

 

گیج و منگ‌ها 

تقریبا در ابتدای سال اکثر سال اولی‌ها توی این دسته قرار می‌گیرند! یعنی از سئوالاتی که برای‌شان پیش می‌آید از نوع حرف زدن و حتی نوع راه رفتن‌شان کاملا مشخص است که سه می‌زنند! درباره همه چیزهای بدیهی و واضح سئوال دارند و همه کارهایی که همه می‌دانند را نمی‌دانند! همیشه ساعت کلاس ها را اشتباه می‌کنند همه اتوبوس‌ها را اشتباهی سوار می‌شوند همه اساتید را با هم اشتباهی می گیرند و همه درس‌ها را متوجه نمی‌شوند. گاهی به خاطر سئوالاتی که از استاد می‌پرسند دوست دارید خفه شان کنید! همیشه خدا همه چیز را اشتباه می شنوند و البته اشتباه می بینند. کلا بدجوری نیازمند یاری سبز دیگران هستند.

 

شيطون‌ها 

اصولا آدم هایی هستند که بعضی وقت‌ها به معنای واقعی کلمه کلاس را «می‌چرخانند» و کلاس به جای استاد حول تیکه‌های آن‌ها می‌چرخد. به همین خاطر اغلب استاد‌ها سعی می‌کنند سر به سرشان نگذارند و البته آن دسته دیگر استادها که حال عواقب مشروطی، مثل پنچر شدن لاستیک خودرو و آدامس چسبیدن به شلوار را دارند سعی می‌کنند یک جورهایی حال این دسته دانشجوها را بگیرند؛ از همان اول که وارد دانشگاه می‌شوند، هم صنفی‌هایشان را پیدا می‌کنند. در هر کلاسی دنبال بهانه‌ای برای تیکه انداختن و «حال دادن»به کلاسند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨