جدایی جواد از سیمین
پایان نامه

جدایی جواد از سیمین

نویسنده : سعید برند

به حق چیزهای ندیده و ایضا نشنیده سایت‌ جهان نیوز نوشت: زنی به نام «سیمین» به دادگاه رفته و از همسرش «جواد» شکایت کرده که چرا به اندازه کافی برای او وقت نمی‌گذارد! البته سیمین خانم برای متنبه شدن جواد آقا، مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است! فکر می‌کنید مهریه سیمین خانم چیست؟! هزار تا سکه؟! نیم کیلو بال پروانه خشک شده؟! 

نخیر مهریه این خانم یک مرتبه رونویسی از شاهنامه است! البته به گفته این خانم همسرش بسیار آدم خوبی است و نه دست بزن دارد و نه معتاد است، فقط از صبح تا شب سر کار است و فرصت نمی‌کند با او صحبت کند.برای همین تصمیم دارد مهریه‌اش را به اجرا بگذارد تا شوهرش مجبور شود چند روزی را در خانه کنار او بماند. اما تصور کنید کسی که یکبار شاهنامه را بنویسد، حتما طبع شاعری‌اش نیز گل می‌کند و می تواند شعری این چنینی بسراید:

 

«به نام خداوند جان و خرد»

عزیزم شعر جواد از یادت نرَد!

«از آغاز باید که دانی درست»

از این پس می‌کنم شام و ناهار را، من درست!

«چو خورشید بر چرخ بنمود تاج»

دهم تا به شب من به تو دائم باج

«زمین را بلندی نبد جایگاه»

دگر جان ما نرو سوی دادگاه!

«نداند کسی آشکار و نهان»

راز زندگی‌مان، به جز خاله گلنار و عمه جهان!

«چنان گشته بی‌خواب و پژمرده‌ام»

سر کار نیز خسته و بی‌حال و سرگشته‌ام

«سخن هر چه گویم همه گفته‌اند»

اجاره خانه، وام، قسط، اما مرا کشته‌اند!

«بپرسیدم از هر کسی بیشمار»

که چون است کردار نیکو با زنان این روزگار

«بدانستم آمد زمان سخن»

همیشه ور دلت گویم جفنگ و ایضا سخن!  

«چو هنگام نان خوردن اندر گذشت»

خوریم گُشنه پلو وقتی آب از سر گذشت

«به شعر آرم این نامه را گفت من»

مصرع اول را ولی گفته فردوسی شیرین سخن

نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢١
٢
٠
چه میشه کرد ما زنها باید هر طوری که میتونیم حقمون رو بگیریم حالا با تبر یا با پنبه
دنیز بانو
دنیز بانو
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
چی نگم والا...
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
سعید خان، عزیز دل برادر حالا ما نمیگیم حتما شعر فاخر بگو اما برادر حداقل سعی کن یه کم شبیه شعر باشه دیگه قربونت!!! شما که کلمات رو هم تیکه پاره میکنی بیشتر وقت بذار شیرین قلم!!! البته ما در اینکه شما خدای پایاننامه هستی شک نداریم ها!!!