نشريه‌اي براي تو

نشريه‌اي براي تو

نویسنده :

با يک نشريه چه کارهايي مي‌شود کرد؟ مي‌شود دور سبزي بپيچي‌اش و دورش هم يک نخ ببندي تا سبزي‌ها نريزند، مي‌شود نگهش داري براي خانه‌تکاني نزديک عيد و با کاغذهايش،‌ اگر جنس خوبي داشته باشند و پرز ندهند شيشه پاک کني، مي‌شود رويش الگو لباس پياده کني، با يک نشريه مي‌تواني يک سفره بسازي که دو تا بچه دورش بنشينند و نان و پنير بخورند، با يک نشريه مي‌شود ماهي 195500 تومان پول دربياوري، با يک نشريه مي‌تواني معروف بشوي، با يک نشريه مي‌تواني به پست و مقام برسي، با يک نشريه مي‌شود زندگي کرد، مي‌شود 4 سال را گذراند، يک نشريه مي‌تواند تمام دغدغه‌هاي يک دختر باشد، يک نشريه مي‌تواند گريه يک آدم را دربياورد، يک نشريه مي‌تواند تمام روزهاي يک آدم را پر کند، يک نشريه را مي‌تواني پهن کني و رويش دو رکعت نماز بخواني، يک نشريه مي‌تواند روياهاي آدم را محقق کند، يک نشريه مي‌تواند 120 هزار تا مخاطب داشته باشد، يک نشريه مي‌تواند يک نفر را به کانديدايي پست نمايندگي و بعدش هم لابد نمايندگي برساند، يک نشريه مي‌تواند براي آدم پاپوش بشود و او را به زندان بفرستد، يک نشريه مي‌تواند همه هفته آدم را به خودش اختصاص بدهد، تا به آن فکر کني و ايده بدهي و سوژه خلق کني و طراحي‌اش کني و برساني دست مخاطبش، يک نشريه مي‌تواند همه هفته آدم را به خودش اختصاص بدهد، تا منتظرش باشي که با يک عالمه فکر و ايده و سوژه و طراحي جديد به دستت برسد، يک نشريه مي‌تواند گريه آدم را دربياورد، يک نشريه مي‌تواند آدم را بزرگ کند، يک نشريه مي‌تواند آدم را کوچک کند، يک نشريه مي‌تواند آدم را سرگرم کند، يک نشريه مي‌تواند خبرهاي جديد را به آدم برساند، يک نشريه مي‌تواند آدم را بخنداند، يک نشريه مي‌تواند با آدم حرف بزند، يک نشريه مي‌تواند دروغ بگويد، يک نشريه مي‌تواند راست بگويد، يک نشريه مي‌تواند مواظب باشد حرف‌هاي بودار ننويسد و منتشر نکند، يک نشريه مي‌تواند همه هدفش را بگذارد روي حرف‌هاي بودار، يک نشريه مي‌تواند اميدوار کننده باشد، يک نشريه مي‌تواند برهم زننده و نابود کننده باشد، يک نشريه مي‌تواند دست آدم را بگيرد و پله پله ببردش بالا، يک نشريه مي‌تواند 200 شماره منتشر بشود و حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشد، مهم اين است که تو نشريه را براي چه مي‌خواهي...

* صديقه سادات بهشتي

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠