من و عیال و دوجین بچه؛ در سواحل قناری!
محرمانه مستقیم

من و عیال و دوجین بچه؛ در سواحل قناری!

نویسنده : ایمان فروزان

همين اول كار بگویم؛ جوان مورد بحث من در این یادداشت، جوانی صاف و ساده است که حاجی آقای بازاری ندارد و مثل بنده مختصر درسی خوانده‌ و در گوشه و کنار، مشغول کارگری و کارمندی است و از قضا شانس برنده شدن جایزه 100 میلیونی در بانک را هم نداشته است.

برای من، مثل خیلی دیگر از جوان‌های امروزی، ازدواج، خود را در دهان شیر انداختن است و بعد از ازدواج حس و حال فردی را دارم که با یک قایق نقلی و شکستنی، وارد رودخانه متلاطم زندگی شده است. درست است که داخل قایق گرم است و آرامش در آن حکم فرماست، اما نمی‌شود بر ناملایمات و سختی‌های رودخانه که می‌تواند در ایکی ثانیه قایق را در خود ببلعد چشمت را ببندی و این می‌شود که عسل در کام جوان تلخ می‌شود!

حالا در این گیرودار جوان متوجه مشکل پیر شدن هرم جمعیت هم شده است و کلی دغدغه در دلش دارد و کلی مانع پیش روی حل این مشکل است که باید برداشته شود ولی وقتی می‌بینی نماینده‌های مجلس می‌آیند و از بچه‌دار شدن زوج‌های جوان صحبت می‌کنند و در روزنامه و تلویزیون از طرح 50 ماده‌ای مجلس برای رشد جمعیت و تعالی خانواده باخبر می‌شوی، دوست داری یک نارنجک برداری و ضامنش را بکشی و بیندازی وسط قایق و با عیال محترم، بروید هانی‌مون!

در مجلس می‌گویند، «اولویت استخدام برای متاهل‌ها»، «ممنوعیت هیئت علمی شدن برای مجردها»، «احداث خوابگاه برای همه متاهل‌ها» و خیلی چیزهای دیگر برای متاهل‌ها. اما کسی نمی‌گوید و شاید به سرش هم خطور نمی‌کند که بگوید، تکلیف آن حرف و حدیث‌ها، آن وعده و وعیدها که داده شد و ملت سرکار رفتند و خیلی‌ها روی حساب آن، بچه‌دار شدند چه می‌شود؟ یادتان که نرفته، هر بچه یک میلیون. این اعتمادی که از بین رفت، چرا این‌قدر راحت باید برگردد؟ زندگی ما بازی رایانه‌ای نیست که اگر در آن جلو رفتیم و فهمیدیم وعده‌های مسئولان کشک بوده، برگردیم اولِ مرحله و دوباره شروع کنیم.

نماینده‌های ما می‌آیند و صحبت می‌کنند از حذف درس تنظیم خانواده و جایگزینی دانش خانواده و جمعیت، ولی ای کاش نماینده‌های ما در مجلس و دولت بدانند که جوان امروز یک چیز کوچکی داخل سرش دارد، به نام مغز (!) و می‌نشیند با خودش حساب و کتاب می‌کند که آقاجان، دو دو تا، معلوم نیست با این تورم چندتا شود؟ حساب و کتاب می‌کند که مگر چقدر شغل دولتی وجود دارد که من بخواهم روی استخدام دائمی و یک کار دولتی حساب کنم. آخر جوان امروزی دو تا چشم دارد، دور و برش می‌بیند با کارمندی که 17 سال است در یک موسسه مالی و اعتباری کار می‌کند، هنوز قرارداد 90 روزه می‌بندند، تا هر وقت که دلشان خواست و انداختنش بیرون، دستش کوتاه باشد از شکایت به بیمه و اداره کار.

خب وقتی قانون‌های ما، امنیت شغلی و آرامش مالی را از جوان گرفت؛ جوان کلاهش هم سمت فکر بچه‌دار شدن بیفتد، عمرا نمی‌رود دنبالش. من می‌گویم نمی‌خواهد قانون جدید وضع کنید، همین قوانینی را که باعث سختی در زندگی ما شده، درست کنید. منِ دانشجو، خوابگاه متاهلی نمی‌خواهم، من برای ازدواج و مخصوصا بچه‌دار شدن نیاز به شغلی دارم که در آن استخدام رسمی شوم، نیاز به بیمه‌هایی دارم تا با مریض شدن زن و فرزندم از زندگی ساقط نشوم و همین‌طور نیاز دارم برای خرید، به مغازه سر کوچه خودمان -نه کوچه مسئولان- بروم، مجبور نباشم برای خرید همان اجناس هفته قبل، 5 هزار تومان دیگر بگذارم روی پول‌هایم. همین.

نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
خخخخخ بند آخرو خوب اومدی اما اینجا ایران است و مسئولین به طرز عجیبی در توهمات فانتزی سیر و سیاحت می کنن.همون ازدواج نکنیم بهتره بقیه دردسراش دنبالش نیس دیگه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام وقتي نان را به تلويزيون بماليم و بخوريم بايد هم وعده وعيد خواب و خيالمان باشد.