رنج‌ها، آدم‌ها و ايرادها!!
شبکیه

رنج‌ها، آدم‌ها و ايرادها!!

نویسنده : سید مصطفی صابری


يک مهاجرت

کودکانه 

 مریم و رضا زوجی هستند که از کم‌توانی ذهنی رنج می‌برند، سهیل پسر آن‌ها به خاطر مشکل والدینش مشکلات بسیاری دارد، به طور مثال باید به خودش دیکته بگوید و نمره بدهد، هر روز کتلت بخورد و... سهیل که کم کم بزرگ شده احساس می‌کند پدر و مادرش از برآورده کردن نیازهای او عاجز هستند، برای همین به منزل ناظمش که مادر دوستش هم هست می‌رود و... 

يک دنيا کنجکاوی

«حوض نقاشی» چندی است وارد شبکه نمایش خانگی شده است، فیلمی که جديدترين اثر مازیار میری است، کارگردانی که با آثاری چون «پاداش سکوت»، «کتاب قانون»، «سعادت آباد» و... تبدیل به چهره موفقی در سینمای کشور شد، منوچهر محمدی تهیه‌کننده شاخص کشورمان که آثار با ارزشی چون «طلا ومس» و «بوسیدن روی ماه» را در پرونده‌اش دارد هم تهیه‌کننده اثر است؛ حضور 3 بازیگر که در مقاطع مختلف برنده سیمرغ شده‌اند هم بر وزن فیلم اضافه می‌کند، در کنار این‌ها حاشیه‌های فیلم مثل برگزیده شدن در جشنواره همراه با «هیس! دخترها...» اعتراض مازیار میری و محمدی به این ماجرا و حاضر نشدن روی سن برای دریافت سیمرغ و... باعث می‌شود که فیلم کنجکاو کننده باشد، به خصوص می‌دانیم قرار است شهاب حسینی و نگار جواهریان را در نقشی متفاوت ببینیم که کمتر ستاره‌ای حاضر به ایفای آن است. 

کودکانی با مشکلات بزرگ

فیلم با ساختاری خطی و ساده داستان آدم‌های زلالی را روایت می‌کند که کمتر مورد توجه ما قرار می‌گیرند، آدم‌هایی که در کودکی متوقف شده‌اند، اما رنج‌های بزرگسالان را دارند، آدم‌هایی که می‌دانند باید به نیاز کودکشان توجه کنند، کودکی که پیتزا دوست دارد، اما پیتزا را می‌سوزاند، آدم‌هایی که نمی‌توانند مسائل ریاضی فرزندشان را حل کنند اما برای پیگیری مشکلات درسی کودک به مدرسه می‌آیند، آدم‌هایی که برای بودن مبارزه می‌کنند تا بتوانند صاف و ساده عاشق شوند، عاشق بمانند و زندگی کنند و... برای حفظ این زندگی چون قادر به روشن کردن موتور سیکلت نیستند موتور به دست می‌دوند، خلاصه «حوض نقاشی» طرح موضوعی خاص و نگاه انسانی‌اش در قامت ملودرامی نسبتاً کند است.


حوضی که بد نقاشی شده

«حوض نقاشی» برای مخاطبان حرفه‌ای سینما ایده تازه‌ای ندارد، شاخص‌ترین نمونه فیلم‌هایی با چنین مضمونی فیلم «من سام هستم» جسی نلسون است، مضمونی که در سینمای خودمان هم مستقیم و غیر مستقیم در آثار مختلفی به آن پرداخته شده است. اما شکل ورود «حوض نقاشی» به موضوع قالب ملودرام به خود گرفته است و بین تمام آثار مشابه شده نسخه ايراني همان  «من سام هستم». فیلم مثل هر ملودرام ایرانی کُند است و پر از آه و ناله، هر چند به هر ترفندی برای تحریک احساسات مخاطب دست نزده است. مازیار میری مثل دیگر همقطارانش در سینمای کشور یک فیلم ساخته و تلاش کرده چندین و چند معضل و ناهنجاری را مطرح کند، انگار سینمای اجتماعی ما موظف است کل مشکلات جامعه را حل کند و اگر طرح موضوع نکند فاجعه‌ای رخ می‌دهد، در همین فیلم کنار داستان اصلی موضوعاتی مثل بیکاری، تحریم و به تبع آن اتفاقی مثل دزدی از محل کار، استعمال دخانیات، فاصله نسل‌ها، روابط ناسالم دختران جوان و... به تصویر کشیده شده است، در حالی‌که خرده داستان‌های یک فیلم باید یا در خدمت تکمیل پیرنگ اصلی یا در جهت معرفی بهتر و عمق دادن به شخصیت‌های اصلی باشند یا در نهایت بی اعتنا به این دو کارکرد صرفاً به جذاب‌تر شدن داستان کمک کنند، اما در حوض نقاشی با داستانک‌های فرعی و سرکاری مواجهیم، شوهر خانم ناظم مشکوک و کم حرف است و مدام سیگار می‌کشد، دخترش به طرز مشکوکی رفتار می‌کنند اما بعداً می‌فهمیم هیچ کدام مشکل وحشتناكي نداشتند و...  خود شخصیت‌های اصلی هم که بین کم توانی ذهنی و فلج عضلانی و هر دو و هیچ کدام معلق هستند و گاهی از یک کار ساده عاجز هستند و گاهی بیانیه فلسفی صادر می‌کنند و اصل امکان بچه‌دار شدن‌شان هم محل بحث است اما...

نظرات کاربران
کد امنیتی