سوتی‌ها، حواشی و غیره!

سوتی‌ها، حواشی و غیره!

نویسنده : مریم ملی

ما باید سوتی می‌دادیم!

 مرتضي اخران/ انسانی که هر کسی در جیم به کمک نیاز دارد، کافی است یک تار مویش را آتش بزند، کاملا داوطلبانه حاضر می‌شود، بادکنک‌های ما را به سبک پسرعمه‌زا باد کند. فقط ما نفهمیدیم که چرا قبل از رسیدن به اتاق جلسات روزنامه، همه‌ی بادکنک‌ها وارفت و در نتیجه علی ماند و حوضش!

 همین جناب اخوان یک رنو دارند، شاه نداره! لذا در یک حرکت داوطلبانه‌ دیگر، تمامی تیم سالاد جیمی را سوار رنوی خودشان کردند تا با طی کردنِ مسافتی کمتر از 200 متر، ما را به اتاق جلسات روزنامه، یعنی محل برگزاری مسابقه برسانند! این مسیر دویست متری به لطف خودروی جناب اخوان و چراغ قرمز چهارراه ارشاد، حدود بیست دقیقه زمان برد. ناگفته نمانَد در حین راه، یکی از دوستان اظهار می‌کرد که به خاطر ناهمواری‌های صندلی‌های رنوی آقای اخوان، احساس خوبی ندارد، لذا در پایان متوجه شدیم که بنده خدا روی جاچسبی نشسته بوده!

 به هر گروه، یک کاسه بزرگ تعلق می‌گیرد که در آن مواد غذایی به صورت کاملا مساوی تقسیم شده‌‌اند. اما در حین مسابقه، یکی از گروه‌ها مدعی می‌شود که ما هویج نداریم! ما که نفهمیدیم هویج این گروه را جناب مدیر اجرایی در طی مسیر نوش جان کرده یا خودشان بالا کشیده بودند، اما به هر حال تیم فوریت‌های جیم، در یک عملیات دو فوریتی، با دسته چنگال، دو تا هویج را پوست می‌گیرند و توی آب‌سردکن روزنامه شسته و عدالت را به مسابقه بر می‌گردانند!

 قبل از شروع مسابقه، صوت سالن جلسات به طرز شگفت‌آوری قطع می‌شود، مسئولین برگزاری به سمت مدیر اجرایی هجوم می‌برند و کچلش می‌کنند که یالا صوت مارو پس بده! مدیر اجرایی هم با همان لبخند همیشگی و آرام‌بخش می‌گوید: کاری از دست من برنمی‌آید! و وقتی با نگاه پر از خشونت ما مواجه می‌شود در ادامه می‌افزاید: ولی تلاشم را می‌کنم! و صوت سالن به آغوش مسابقه باز می‌گردد!

 

دخترها از راه می‌رسند!

 هنوز ساعت دو و نیم نشده که جلوی درِ روزنامه خراسان، غلغله است! ما را باش که با خودمان حساب کرده بودیم بچه‌ها را دو و نیم دعوت می‌کنیم، تا سه جمع می‌شوند و سوت مسابقه را می‌زنیم! حالا مجبور شده‌ایم جلوی چشم دخترهای پر انرژی، از در و دیوار آویزان شویم و سور و سات مسابقه را راه بیندازیم!

 حضور با شکوه مادرها، واقعا در این مسابقه‌ی دخترانه دیدنی است. مادرها با تلاشی طاقت‌فرسا خودشان را از چشم داور پنهان می‌کنند و با هر چم و خمی به دخترهایشان یاری می‌رسانند. گاهی به پشت صحنه سرک می‌کشند و تقاضای مواد اولیه‌ بیشتری را برای دخترهایشان دارند، گاهی به داور اعتراض می‌کنند و در آخر هم مامان یکی از تیم‌های بازنده، وقتی جوایز تیم برنده را می‌بیند با صدایی بلند می‌گوید: إإإ... اینا که قیمتی ندارد!

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
و باز هم رنو ...همیشه رنو...فرشته نجات: رنو:)
ati200
ati200
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
خ..جاچسبی خیلی باحال بود
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات