جماعت مردها! من را ببخشید...
يادداشت‌هايى از دختران جـــــــيم به مناسبــت روز دختران

جماعت مردها! من را ببخشید...

نویسنده : عاطفه ذبیحی

مادر بزرگ من، وقتی ما دخترها از چیزی حرف می‌زدیم که پسرهای جمع حالی‌شان نمی‌شد، خیلی رک و پوست کنده صدایش را ریز می‌کرد و می‌گفت «مادر جان، ولش کن، مرد است دیگر، این چیزها را نمی‌فهمد!» و این مرد بودن را جوری به زبان می‌آورد که انگار از یک عیب بزرگ حرف می‌زند.

هر جور دل‌تان می‌خواهد حساب کنید! اگر خواستید اسمش را خودشیفتگی بگذارید، اگر دوست داشتید، به ما نارسیسم بگویید، اما به هر حال بدانید که ما دخترها توی وجودمان گنج‌هایی داریم گنج‌هایی که یک مرد هیچ وقت نمی‌تواند از آن‌ها سر دربیاورد! گنج‌هایی که از مادربزرگ‌هایمان به ما رسیده است. یک مرد هیچ وقت نمی‌تواند بفهمد که چرا ما با همدیگر قهر می‌کنیم، ولی بعد از قهر کردن، یک گلوله‌ توپی کوچک، توی گلویمان بالا و پایین می‌رود و راه نفس‌مان را می‌بندد . بعد به چند ثانیه نکشیده طاقت‌مان طاق می‌شود و آشتی کنان راه می‌اندازیم! یک مرد هیچ جوری نمی‌تواند درک کند که ما چه‌جوری می‌توانیم وسط حرف زدن با تلفن، برای خواهر کوچک‌مان چشم و ابرو بیاییم و تهدیدش کنیم که به شمعدانی‌هایمان دست نزند، یک جنس مذکر نمی‌تواند از راز اشک‌های ما سر دربیاورد، از این‌که یک عکس یا فیلم چه‌جوری می‌تواند این چشمه‌ احساس ما را سرازیر کند، مردها سر در نمی‌آورند که وقتی چندتا دختر کنار هم جمع شده‌اند، به خاطر چه چیزهایی با هم پچ پچ می‌کنند و ریسه می‌روند. پسرهای خانه‌ ما، از گوشه‌ پلک‌های مامان نمی‌فهمند که دلش گرفته، آن‌ها بلد نیستند که با دو کلمه حرف زدن، همه‌ خستگی بابا را از تنش در بیاورند، آن‌ها تا به حال خرید پدر-دختری نرفته‌اند، حرف‌های مادر- دختری نزده‌اند! آن‌ها هر چند روز یک بار دلشان بی‌دلیل نمی‌گیرد و دلشان نمی‌خواهد بروند یک گوشه و تنهایی برای خودشان توی دفتر خاطره چیزی بنویسند! آن‌ها همکلاسی‌های دوره دبستان‌شان را فراموش می‌کنند! آن‌ها هیچ وقت نمی‌توانند دفترهای خوشگل و رنگارنگ داشته باشند و کتاب‌هایشان را به ترتیب قد توی کیف‌شان بچینند! بگذارید توی این روز دختری، کمی هم خودشیفته بازی دربیاوریم! ما دخترها رازی توی قلب‌مان داریم که هر چقدر هم تاریخ بگذرد و نسل‌ها عوض شود، جایش تکان نمی‌خورد! رازی که یک مرد هیچ وقت از آن سر در نمی‌آورد... رازی شبیه عشق!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
درباره فصلِ نقل و انتقالات لیگ برتر و اشکالاتی که به آن وارد است

ما بلد نیستیم!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات