یک دنیا در یک اتاق!
ورود به دنیای آدم‌هایی که عاشق جمع کردن شیر مرغ تا جان آدمیزادند!

یک دنیا در یک اتاق!

نویسنده : مهدی اعتمادی

شاید خیلی از شما که الان مشغول خواندن این صفحه از جیم هستید، برای یک بار هم که شده، به سرتان زده تا وسایل مورد علاقه‌تان را داخل کمد، زیر تخت، داخل فر اجاق گاز از کار افتاده، یا هر جای یواشکی دیگری جمع کنید و هر چند وقت یک بار سرکی بکشید به همه آن چیزهایی که برایتان شگفت‌انگیزند و دور و برتان جا خوش کرده‌اند. تعدادشان هم متناسب با عشق و علاقه شما، روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود! گزارش این هفته جیم، درباره همین آدم‌هاست؛ آدم‌هایی که عشق جمع‌آوری وسایل مختلفی دارند و اسم این علاقه را هم گذاشته‌اند «مجموعه‌داری» یا «کلکسیون‌داری» و این علاقه قسمت بزرگی از زندگی‌شان شده، طوری که اگر هر شب قبل از خواب نگاهی به گنجینه‌شان نزنند، پلک روی پلک نمی‌گذارند. البته این مجموعه‌ها همیشه قرار نیست گنجینه‌های با ارزشی با میلیون‌ها تومان قیمت باشد، در واقع آن چیزی که در همه این مجموعه‌ها بیشتر به چشم می‌آید همان کلمه غریب اما آشناست؛ عشق!


نمایشگاه بزرگِ خودروهاى کوچک

شاید برای بیشتر جوان‌ها نشستن پشت رُل یک «بنز»، «پورشه» و تازگی‌ها «مازراتی»، در حد یک رویا باشد، همان‌طور که برای «حمیدرضا هاشمی» یک آرزو است. جوان 29 ساله‌ای که از 9 سالگی عشق بزرگش خودرو بوده و حتی پوسترهای خودروهای روز دنیا را از لابه‌لای صفحات مجلات جدا می‌کرده و می‌چسبانده به دیوار اتاقش؛ عشقی که هنوز با حمیدرضا است و فقط شکلش عوض شده و جایش را به خودرو‌های مدلی داده که امروز 286تایشان دور تا دور اتاقش را پر کرده‌اند. حمیدرضا یکی از مجموعه‌داران خودروهای مدل است، در مجموعه‌اش همه جور خودرو پیدا می‌شود؛ از پیکان جوانان گوجه‌ای تا مرسدس بنز SLK. از او درباره اولین مدلی که خریده می‌پرسم، جواب می‌دهد: «اولین خودروی مدل رو وقتی یک بچه دبستانی بودم، خریدم. قرار بود همه بچه‌ها اسباب‌بازی‌هایشان را بیاورند مدرسه و من هم با پدرم رفتیم مغازه تا اسباب‌بازی بخریم که چشمم به یک خودروی فلزی افتاد. من هم مثل خیلی از پسر بچه‌ها عشق خودرو بودم. البته این خودرو رو خیلی زود خراب کردم و خیلی وقت بعد یعنی سال دوم دبیرستان یک آگهی در مجله خودرو برای فروش ماکت دیدم و دومین خودروی مدل فلزی‌ام رو که مدل حرفه‌ای‌تری بود خریدم» مدل‌هایی که حمید آن‌ها را تهیه می‌کند، دقیقا مشابه نمونه واقعی هستند، او می‌گوید: «مدل‌هایی که من و بقیه آدم‌هایی که به قصد مجموعه داشتن تهیه می‌کنیم، مدل‌های خاص و دقیقا مشابه نمونه اصلی هستند که تمام جزئیات خودروي واقعی در آن‌ها رعایت شده؛ منتهی در مقیاس خیلی کوچک‌تر. بدنه فلزی دارند و از چوب و پلاستیک و حتی چرم هم در تزیینشان استفاده شده. حتی خیلی از آن‌ها شناسنامه هم دارند!» مدل‌های خودرو در دنیا در دو نوع عرضه می‌شود؛ یک نوع شامل کیت است، یعنی قطعات جدا هستند و باید آن‌ها را مونتاژ کنید. نوع دیگر هم از همان اول آماده هستند. البته او تاکید می‌کند: «کسی که می‌خواهد به صورت حرفه‌ای مجموعه خودروهای مدل داشته باشد، باید یک تعمیرکار حرفه‌ای هم باشد. خیلی از مدل‌ها بسیار باارزش هستند ولی به علت قدیمی بودن به شکل درب و داغانی به دست شما می‌رسند و شما باید آن‌ها را مونتاژ کنید، قطعات یدکی‌اش را پیدا کنید، رنگ‌آمیزی کنید تا به شکل یک مدل خوش قیافه دربیاید.» برای آدم‌هایی که خودرو مدل جمع می‌کنند، مدل‌های خاص با ابعاد خاص، بیشتر مورد توجه است. ماکت‌های حرفه‌ای «مقیاس» یا «اسکیل» دارند که پرطرفدار ترین اسکیل‌ها یک هجده و یک چهل و سه (۱۸/۱ و ۴۳/۱ ) است؛ معنی این اعداد هم این است که مثلا مقیاس یک هجده یعنی اندازه ماکت، یک هجدهم خودروی واقعی است. حمید در حال حاضر 286 ماکت در مجموعه‌اش دارد؛ از بنز، پورشه، آستون مارتین، فراری، لامبورگینی تا اتوبوس‌های بنز 302 خاطره‌انگیز. گران‌ترین ماکت مجموعه‌اش هم یک مدل قرمز رنگ و کمیاب از «فراری 458 ایتالیاF1 » است که 2 سال پیش 700 هزار تومان برایش پول داده. قیمت کل مجموعه‌ زیبایش هم رقم قابل توجهی است: «شاید چیزی حدود 20میلیون تومان بیارزد اما می‌گوید هیچ وقت به فکر فروش این‌ها نبوده‌ام چون همه‌شان را با عشق جمع کرده‌ام و اگر در طول روز حداقل یک‌بار این‌ها را نبینم، شب خوابم نمی‌برد!»


کلکسیونی از جنس چرک‌ کف دست!

یادش بخیر، عید نوروز و اسکناس‌های نو و تانخورده‌ای که بین صفحات مبارک قرآن صف کشیده بودند و انتظار جیب‌های ما را می‌کشیدند. چه اسکناس‌های وسوسه‌انگیزی بودند که همه طول عید دست از سرمان برنمی‌داشتند. برخی اوقات به دلیل نو بودن بیش از حدشان دلمان نمی‌آمد خرجشان کنیم، با دقت می‌گذاشتیم داخل جیب‌مان تا مبادا تا بخورند! اما بیشتر ما خیلی وقت است این عادت از سرمان پریده، ولی برای فردی مثل «جواد پارسا» هنوز تا نخوردن اسکناس یکی از اولویت‌های زندگی است. جواد، یک عشق اسکناس واقعی است و دقیقا از 17 سال پیش تا امروز، هیچ اسکناسی تانخورده‌ای نتوانسته از چشم او پنهان بماند؛ برای همین هم الان 2700 قطعه اسکناس دیدنی در مجموعه‌اش دارد که هر کدام به دلیل خاصی اینجا هستند. خودش می‌گوید: «اسکناس‌‌شناسی دنیای بزرگ و پرجزئیاتی است. هر اسکناسی به درد نگه‌داشتن نمی‌خورد و اصطلاحا ارزش مجموعه‌ای ندارد. همیشه باید گوش به زنگ باشی تا بتوانی بهترین‌ها را صید کنی و بگذاری داخل مجموعه‌ات.» از جواد می‌پرسم منظورش از «بهترین‌ها» دقیقا چیست؟ جواب می‌دهد: «بهترین و با ارزش‌ترین اسکناس‌ها خصوصیاتی دارند. مثلا یکی از این خصوصیات قدیمی بودن آن‌هاست، یکی دیگر کمیاب بودنشان. حتی شماره سریال‌های آن‌ها و امضاهای روی‌شان هم خیلی مهم است. کاملا نو و تانخورده بودن هم شرط است.» یکی از آلبوم‌های روی میز را باز می‌کند که پر از اسکناس‌های رنگارنگی است که جفت جفت چیده شده‌اند و می‌گوید: «این اسکناس‌های جفت که اسکناس رایج الان هم هست، شماره‌های سریال پشت سر هم و یا رند دارند، برای همین ارزشمند هستند.» به اسکناس‌های دیگری اشاره می‌کند و می‌گوید: «این‌ها اسکناس‌های مستعمرات قدیم بریتانیا هستند که الان چند صد سالی است اصلا چاپ نمی‌شوند. این اسکناس‌ها توسط موسساتی به صورت بسته‌بندی عرضه می‌شود و شناسنامه هم دارد که به علت قدمت و عدم چاپ مجدد، ارزش بالایی دارند» از جواد درباره با ارزش‌ترین اسکناس‌هایی که تا به حال دیده می‌پرسم. کمی تامل می‌کند و می‌گوید: «باارزش‌ترین اسکناس‌هایی که دیدم، یک دوره 15 قطعه‌ای از اسکناس‌های دوره قاجار بود که متعلق به یک مالزیایی بود و آن‌ها را 10هزار دلار می‌فروخت. تعدادی از اسکناس‌های قاجار به دلیل چاپ محدود، قیمت بالایی دارند. البته در سطح دنیا، اسکناس‌های عربی و آفریقایی ارزش بالاتری نسبت به بقیه اسکناس‌ها دارند.» با توجه به این قیمت‌های نجومی، از جواد می‌پرسم آیا به این داستان می‌توان نگاه درآمدزایی هم داشت یا نه؟ که می‌گوید: «من 17 سال پیش اصلا دنبال کسب درآمد نبودم. اما به تدریج شروع کردم به خرید و فروش. بیشتر هم با هدف کامل‌تر شدن مجموعه‌ام. الان هم دائم بازار را زیر نظر دارم، مثل بازار بورس است! اگر اسکناس خاصی به بازار بیايد می‌خرم و اسکناس‌هایی که از آن‌ها زیاد دارم را به بقیه علاقه‌مندان می‌فروشم.»


آلبومی از راویان تاریخ!

حتما دور و برتان آدم‌هایی را دیده‌اید که نسل اندر نسل، شغل یا هنری را از هم به ارث برده باشند. «مجید محمدی» هم یکی از همین نمونه‌هاست و البته یکی از ویژه‌ترینشان! مجید خودش الان یک پا کارشناس تمبر به حساب می‌آید اما همان اول می‌گوید که این عشق و علاقه به جمع‌آوری تمبر را از پدرش به ارث برده است: «پدر من کارمند بانک سپه است، البته خیلی وقت است بازنشسته شده، اما از همان جوانی به دلیل عشق و علاقه به تمبر، به طور حرفه‌ای شروع کرده به جمع‌آوری تمبرهای مختلف از گوشه و کنار دنیا. من هم از کودکی با تمبر آشنا شدم و الان هم خودم مجموعه بزرگی از تمبر دارم» اکثر قطعات تمبر مجموعه مجید، تمبرهای ایرانی هستند، گرچه به گفته خودش انواع بسیار معروف و کمیابی از تمبرهای خارجی هم در مجموعه‌اش خودنمایی می‌کند: «بیشتر تمرکزم را برای جمع‌آوری تمبرهای ایرانی گذاشتم و الان تقریبا تمام تمبرهای منتشر شده در ایران را از سال 1318 تا امروز را در مجموعه خودم دارم، که تعدادشان به چندین هزار قطعه می‌رسد.» اما چه نوع تمبرهایی ارزشمند هستند و به درد آلبوم‌های مجموعه‌ای می‌خورند، این سوال بعدی ما از مجید بود: «ببینید، قدمت و تاریخی بودن تمبر یکی از پارامترهای ارزشمند بودن یک تمبر است. البته این قدمت به شرطی باعث ارزش بالای تمبر می‌شود که تمبر کاملا سالم باشد. معمولا تمبرهای باطل شده، ارزش چندانی ندارند حتی اگر خیلی قدیمی باشند. نکته دوم، تیراژ آن تمبر است که هرچه تیراژ تمبر کمتر باشد، ارزش بالاتری دارد. مثلا از یک نوع تمبر دوره قاجاریه به نام «یو پی آُ» که در سال 1328 چاپ شده، فقط 20 هزار نسخه چاپ شده است و اکنون این تمبر قیمت بسیار بالایی دارد، چون نسبت به تیراژ معمول تمبرها که بین 300 هزار تا ۶-۵ میلیون است به مراتب کمتر بوده است.» به این‌جای صحبت که می‌رسیم، مجید کتاب قطوری را از کتابخانه بیرون می‌کشد و باز می‌کند. این کتاب یه جورهایی دایره المعارف تمبر است و هزاران تمبر را همراه با مشخصات و حتی قیمت‌های آن‌ها فهرست کرده است. صفحه مربوط به تمبرهای سال 1328 را باز می‌کند و تمبر «یو پی آُ» را پیدا می‌کند: «ببینید، این تمبر، یکی از معدود تمبرهایی است که ارزش نو و باطل شده‌اش، یکی است و دلیل این هم همان تیراژ بسیار کم آن است» مجید دیدگاه جالبی نسبت به جمع‌آوری مجموعه تمبر دارد و با یک انتقاد صحبت‌هایش را خاتمه می‌دهد: «من معتقدم تمبرهای منتشر شده در هر دوره، نشان‌دهنده تاریخ و فرهنگ آن‌هاست؛ مثلا نگاهی به مجموعه تمبرهای دوره انقلاب بیندازید؛ همه حوادث مهم و تاثیرگذار را می‌توانید در چند صفحه مرور کنید. تمبرها یک جورهایی روایتگر تاریخ هستند. اما این روزها متاسفانه احساس می‌کنم نسبت به قبل و یا نسبت به سایر نقاط دنیا، در طراحی تمبرها کار حرفه‌ای و نابی انجام نمی‌شود و لازم است مسئولان فکری به حال این داستان بکنند.»


سین مثل سکه!

من یکی که کلا میانه‌ای با سکه ندارم! نمی‌دانم شما هم همینطور هستید یا نه، اما من که هیچ علاقه‌‌ای به نگه داشتن سکه داخل جیبم ندارم. چون غیر از سنگینی و صدای جیرینگ جیرینگ برایم چیزی نداشته است! اما جالب است بدانید، همین سکه‌ها را عده‌ای با عشق جمع‌آوری می‌کنند، برایشان آلبوم‌های شیک می‌سازند و از هر کدام نه یکی، نه دوتا، گاهی تا 200، 300 عدد نگه می‌دارند! «علی حسنی» یکی دیگر از جوان‌هایی است که برای این گزارش رفتیم سراغش، آن هم به این دلیل که او یکی از 

مجموعه داران پیگیر مشهدی در زمینه سکه‌ است. علی در حال حاضر چیزی حدود 560 عدد سکه متفاوت دارد که از نظر شکل، جنس و اندازه متفاوتند: «جمع‌آوری سکه همیشه برایم وسوسه انگیز بوده است. از همین سکه‌های 25 تومانی گرفته تا سکه‌های دوره هخامنشیان و ساسانیان. به نظر من ضرب سکه، یکی از زیباترین هنرهاست.» از علی درباره پارامترهایی می‌پرسم که باعث افزایش ارزش یک سکه می‌شود، جواب او بی‌شباهت با پاسخ سایر مجموعه داران نیست: «جنس سکه، قدمت و مهمتر از همه تعداد ضرب شده از آن سکه، پارامترهای مهمی هستند. مثلا یک سکه هخامنشی با این که به نظر می‌آید یک گنج تمام عیار است، اما اصلا این طور نیست و این سکه‌ها در حد همان نقره به کار رفته در آن‌ها، ارزش دارند. در ضمن، نو بودن سکه خیلی در ارزش آن تاثیرگذار است. سکه مجموعه‌اي نباید حتی یک خط و خش داشته باشد، و گرنه به درد همان کیلویی خریدن و فروختن می‌خورد!» از علی درباره شایعه‌ای می‌پرسم که چند سال پیش پخش شده بود؛ این‌ که آیا در سکه‌های 25 تومانی‌ دورنگ قدیم، واقعا طلا کار شده بود یا نه؟ می‌گوید: «نه این‌طور نبود. البته خیلی‌ها به خاطر جنس فلز به کار رفته در فلز سراغ این کار می‌آیند. چون گاهی ارزش فلز سکه از ارزش درج شده رویش بیشتر است» از علی درباره ارزشمندترین سکه 50 سال اخیر می‌پرسم که می‌گوید: «بعضی سکه‌ها به تعداد محدود ضرب می‌شوند و ارزش زیادی دارند. در 50 سال اخیر سکه یک تومانی ضرب شده در سال 1368 این‌گونه است. البته سکه‌هایی هم هستند که بانک مرکزی به صورت آلبوم منتشر می‌کند مثل سکه‌های نقره سالگرد پیروزی انقلاب یا بزرگداشت امیرکبیر، که این‌ها هم به علت ضرب محدود، ارزش خیلی زیادی دارند.»

جنس، قدمت، نو بودن و مهمتر از همه تعداد ضرب شده از آن سکه، پارامترهای مهمی در ازرشمندى سكه هستند

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٦/١٤
١
١
کلکسیون ماشینش چشم ما رو گرفت...خوووش بحالش
شهبازی
شهبازی
٩٢/١٢/١٧
١
٢
درود ویترینی پر از سکه ومدال های تقلبی!!!! شما با فروش این گونه کالاها ( حتی با ابراز تقلبی یا ضرب دو بودن آنها) به کالای اصل صدمه زده ، اعتبار خودرا خدشه دار و به افراد متقلب و سازنده سکه های تقلبی کمک می کنید. پاینده باشید
پیر کلکسیون
پیر کلکسیون
٩٣/٠٣/٢٢
١
١
جای اینکه نصیحت کنید تبلیغ میکنید !! سکه های تقلبی و ضرب دوم رو به خلق خدا میفروشن باید حمایت هم بشن ...... واقعا این یکی دیگه جیمه 40 ساله مجموعه دارم چیزایی که تو ایران پیدا نمیشه رو از خارج میخرم میارم کشورم اون موقع می بینم از تقلبی فروش ها حمایت میکنید و افرادی رو بعنوان کلکسیونر پر رنگ میکنید که دلال اقلام تقلبی اند و مجموعه دارهای حرفه ای طردشون کردن .
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨