اندر حکایت ابوجارچی و کیمیا
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و کیمیا

نویسنده : ایمان فروزان-مهدیه جوادی-محمدحسین وکیلی

 در کتاب الاسرار پیرنا و خفن‌نا ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی آمده است که روزی ابن جیم مشغول تمرین با لانچیکو بود! که جمعی از مریدان نزد وی آمدند. جملگی خندان و از شدت شعف چند تن‌شان در راه ترکیده بودند. ابوجارچی سبب این شادی پرسید. مریدان نفس زنان پاسخ دادند: «کیمیا»!

ابوجارچی چون این بشنید، بسیار خوشحال شد و اشک شوق ریخت، و نقل است 40 روز اشکش بند نیامد تا این‌که گفت: «من می‌دونستم شما می‌تونید علم کیمیا رو پیدا کنید!»

مریدان چون این کلام شنیدند، هارهار به ریش ابن جیم خندیدند و گفتند: «یا خفن؛ منظور ما سریال کیمیا بود، که طولانی‌ترین سریال ایرانی است و اکنون در فرآیند ساخت به سر می‌برد و قرار است از رمضان 93 تا هفته دفاع مقدس، هر شب پخش شود.»

راویان آورده‌اند که پیرنا با شنیدن این خبر، لانچیکوي خویش در هوا چرخاند و بر سر مرید بخت برگشته فرود آورد و مرید از وسط چارقاچ شد. بعد از آن جامه درید و شروع به گریستن کرد. مریدان گفتند یا استاد سبب گریه شما پول دیه باشد؟ گفت: نه! گفتند: ناکار شدن جوان مردم باشد؟ گفت: نه! گفتند: هک شدن نیویورک تایمز باشد؟ گفت:نه! عرضه داشتند: «خودتو لوس نکن، بگو چه مرگت شد؟!»

ابن جیم گفت: از برای کمبود آب و خشکسالی پیش‌رو گریانم، خدا بر ما رحم کند از میزان آبی که چنین سریالی لازم دارد. پس مریدان چون نکته را گرفتند جملگی گریان شدند و سر بر در و دیوار کوبیده و راهی بیابان شدند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
عاشق ابوجارچی ام:))عرضه داشتند: «خودتو لوس نکن، بگو چه مرگت شد؟!»خخخخ