روزمره آنلاین
روزمره آنلاین

روزمره آنلاین

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه

 تازه ‌واردها

این روزها در دنیای مجازی دیگر دهه‌شصتی‌ها حکم پدرهای کارکشته ‌و مادرهای با تجربه ‌را دارند. بسیاری از وبلاگ‌های دهه‌شصتی‌ها یا عمر مفید خود را کرده‌اند و به ‌صفحه ‌خاک خورده ‌تبدیل شده‌اند و یا پس از دوران پرتلاطم بلوغ به ‌مکان امن و قابل اطمینانی برای رهگذران مجازی تبدیل شده‌اند. تازه ‌وارد‌های دنیای مجازی حالا دهه‌هفتادی‌ها هستند... آن‌هایی که‌ با انرژی تازه‌ از سر و روی وبلاگ‌هاشان می‌ریزد. وبلاگ بانی برای هفتادی‌ها هر چند از نظر سخت‌افزاری آسان‌تر شده‌ اما با وجود وبلاگ‌های سابقه‌دار شصتی‌ها، برای عرض اندام در این دنیای پر رفت‌وآمد، کار سختی در پیش دارند. 

از وبلاگ «شعر و شب»

 حسرت ما نبودن

حسرت را ببین در چشم‌هایم... این یعنی تمام زمان‌هایی که‌ هم تو بودی و هم من... اما «ما» نبودیم...! تمام جاده‌ها به ‌تو ختم می‌شود، دلم اما تکرار را دوست دارد هنوز سفر می‌خواهد... برخیز صبح شده‌ باید بتابی... 

از وبلاگ «یک اردیبهشتی»
 مردم با نمک
عزیزم! زخم‌هایت را پنهان کن، این‌جا مردم زیادی با نمک‌اند... 
از وبلاگ «کلبه ‌فقیرانه ‌من»
 سوالات سخت
چند روز پیش همسرم سوال کرد اگه ‌زلزله ‌شد و من و ملیکا خواب بودیم و فرصت کمی ‌داشتی برای نجات‌مون کدوم یکی رو نجات می‌دادی؟ من البته ‌بدون معطلی گفتم تو رو! اول باور نمی‌کرد. هی می‌گفت یعنی بچه‌ات رو دوست نداری و... توضیح که‌ دادم قانع شد و لبخند زد. شما هم همین ‌کار رو بکنین. نتایج خوبی دستگیرتون می‌شه. قبلا یادآوری کنم مسوول هر گونه‌ اختلاف و دعوا و بزن و بکوب احتمالی خودتونید! ضمنا وقتی همسرتون سرش به‌ جایی بند نیست برین این سوال رو بکنین. این‌طوری نتیجه ‌عکس می‌گیرین. فضا هر چی رمانتیک‌تر بهتر. 
از وبلاگ «یک جوان ایرانی»
 یک دردسر روزمره
نمی‌دانم شما هم تجربه‌كرديد يا نه ‌كه ‌وقتي آدم به‌ صداي ضبط شده ‌خودش گوش ميده ‌به ‌نظرش متفاوت از اون چيزي يه‌ كه ‌فكرشو مي‌كرده ‌و خودش مي‌شنوه!! در زندگي واقعي هم اين شرايط به‌گونه ‌ديگري حاكمه. خيلي از اعمال و رفتارهاي ما براي ديگران بازخورد و نماي ديگري رو بوجود مياره‌ كه ‌متفاوت از اونيه ‌كه ‌تو ذهن ماست و اون‌ها برداشت ديگه‌اي مي‌كنند و لذا جور ديگري تحليل و تفسير مي‌كنند و در نهايت به‌گونه‌اي عمل مي‌كنند كه ‌با پيش‌بيني ما در تعارضه. اين به ‌قول اجنبي‌ها misunderstanding بعضا سبب مشكلات و مسائل زيادي ميشه‌...
از وبلاگ «شب نوشته‌های یک مادر»
 بوی پاییز
باز بوی پاییز می‌آید و باز من دیوانه ‌شده‌ام. امسال هم بازنشسته ‌نشدم. نه‌ این‌که ‌دلم بخواهد بیکار باشم ولی از محیط مدرسه‌ خسته‌ام. حنجره ‌من مشکل دارد و حرف زدن باعث سوزش گلویم می‌شود. همه ‌معلم‌ها نهایتا یا مشکل حنجره ‌خواهند داشت و یا وز وز گوش. من شاید صدهزار بار فعل مجهول درس دادم و نقل قول مستقیم و شاید افعال استمراری. من نمی‌دانستم که‌ خودم اسیر مجهولات و نقل قول‌ها می‌شوم و درگیر استمرار! یا شاید نمی‌دانستم زندگی همین است گاهی زمان حال ساده‌ و سوم شخص مفرد که‌ همیشه‌ با دیگران فرق داشت. شاید همه ‌بلاهای زندگی از همین سوم شخص مفرد به‌ 
سرمان می‌آید. من به‌ بچه‌هایم یاد دادم گاهی باید ایگنور (نادیده‌گرفتن) کرد و گاهی اگزاجوریت (اغراق) و گاهی ریممبرو (به ‌خاطر سپردن) گاهی فورگت (فراموش کردن) و من الان فکر می‌کنم وقت رها کردن سوم شخص مفرد و فورگت (فراموش کردن) است. من به‌ بچه‌هایم یاد دادم هر چه‌ را دیدند بی لیو (باور) نکنند اما خودم عمل نکردم. به ‌آن‌ها گفتم برای هر چیز خود را ساکریفایس (قربانی، فدا کردن) نکنند اما خودم کردم من معلم خوبی نبودم من فقط خوب بلد بودم موعظه‌ بکنم. این نوشته‌های بی معنی را ببخشید پاییز که‌ می‌شود من دیوانه ‌می‌شوم!! در شهر من بوی پاییز می‌آید! 
معرفي وبلاگ
http://www.yektaparvardegar.blogfa.com/
 دفطر خاطرات کفطر
یک مشهدی متولد اواخر دهه‌ هفتاد که‌ صفحات آرام و مجازی وبلاگ را برای خاطراتش دفتر کرده‌ است. مثل هر نوجوان دیگر سرپر سودایی دارد. هر چند روزمره‌هایش را می‎‌نویسد اما پر انرژی و با هیجان می‌نویسد. از غلط املایی (کبوتر) و نوشتن (دفتر) با (ط) معلوم است که‌ به ‌هر وسیله‌ای دنبال متفاوت بودن است! و عنوان (حس نویسی) را برای وبلاگش انتخاب کرده‌ است. وبلاگ جوانی است و اگر مواظب آفت‌هایش باشد به‌ نظر آینده ‌خوبی در انتظارش است.
نظرات کاربران
کد امنیتی