دهلیز؛ شروعی خوب، نگاهی نو

دهلیز؛ شروعی خوب، نگاهی نو

نویسنده : وحید تفریحی

 کارگردان: بهروز شعیبی

 بازيگران: رضا عطاران، هانیه توسلی، محمدرضا شیرخانلو، نگار عابدی، افسانه چهره‌آزاد و...

 درباره فيلم: آن زمان که بهروز شعیبی پسرک فیلم «آژانس شیشه‌ای» و آقا سید «طلا و مس»  اعلام کرد می‌خواهد اولین فیلم بلند خود را بسازد کمتر کسی به این فکر می‌کرد که اولین فیلم شعیبی می‌تواند نظر بسیاری از منتقدان را به خود جلب کند و این چنین متفاوت ظاهر شود؛ «دهلیز» اتفاق ویژه‌ای برای سینما نیست اما یک شروع خوب و موفق برای شعیبی محسوب می‌شود. دلیل این موفقیت را هم باید در هماهنگی و پیوند کارگردانی، بازیگری و فیلمنامه جست‌وجو کرد. 


يک موضوع جنجالی

بن مایه اصلی فیلم درباره بحث حساسیت برانگیز «قصاص» است؛ موضوعی که ورودش به سینما در این چند سال با جنجال‌های فراوانی همراه بود و همین سال گذشته نیز با فیلم «من مادر هستم» به اوج خود رسید. موضوعی که پیش از این‌ها هم مستقیم و غیر مستقیم در آثاری چون «شهر زیبا»، «کیفر»، «انتهای خیابان هشتم» و حتی این روزها «هیس! دخترها...» به اشکال مختلف و سطوح متفاوت طرح شده است. در واقع یکی از پایه‌های موفقیت شعیبی نیز همین موضوع است؛ در دهلیز برخلاف برخی از فیلم‌های مشابهش، «قصاص» به عنوان یک حکم اسلامی مورد انتقاد و اعتراض واقع نمی‌شود. شعیبی در این فیلم به سراغ نقد قصاص نمی‌رود و با وجود این‌که بار احساسی داستان را از دریچه خانواده قصاص شونده به نمایش می‌گذارد؛ اما به دام افراط و تفریط نمی‌افتد و یک طرفه هم به قاضی نمی‌رود بلکه حق قصاص را محترم شمرده، خانواده صاحب حق را فراموش نمی‌کند و در عوض به سراغ مفهوم اسلامی و اخلاقی دیگری می‌رود که «عفو» است و می‌کوشد تا تلخی قصاص را به شیرینی عفو تبدیل کند و تاحدودی نیز در این کار موفق می‌شود. 

سيمای زنی زحمتکش

نکته دیگری که از نگاه نو و منطقی کارگردان روایت دارد، نوع تصویری است که از زن در این فیلم نشان داده می‌شود؛ بهزاد، بازیگر نقش اول مرد فیلم (رضا عطاران) به جرم یک قتل ناشی از عصبانیت، در انتظار اجرای حکم اعدام است. شیوا (هانیه توسلی) همسر جوان او در غیاب همسر بار سنگین اداره زندگی را بر دوش دارد. در جو قالب سینمای به اصطلاح روشنفكری، عادت كرده‌ایم كه شاهد زنانی باشیم كه یا در نقش معشوق مشغول‌اند و یا در نقش مظلوم، اما در دهلیز، «هانیه توسلی» مادری است كه در غیاب شوهرش تمام سختی‌ها را به جان می‌خرد و اندکی در مقابل این سختی شانه خم نمی‌کند.


چرا اين فيلم را ببينيم؟ 

دهلیز از این منظر که مخاطب را با خود همراه می‌کند نیز یک فیلم موفق است چرا که از یک سو عواطف انسانی خانواده مقتول را نشان می‌دهد تا اعدام بهزاد را خواسته‌ای شرعی و قانونی نمایان کند و از سوی دیگر احساسات و عواطف خانواده قاتل را نیز طوری نشان می‌دهد که با انگیزه عواطف انسانی خود در پی کسب رضایت اولیا دم و عفو قاتل هستند تا از این راه بر «عفو» در مقابل قصاص نیز تاکید کند، همین جدال دو نمونه متقابل و متضاد احساس و عاطفه، قلاب و اهرمی است که نه تنها شخصیت‌های فیلم را در داستان درگیر می‌کند، بلکه بینندگان فیلم را نیز یک لحظه رها نمی‌کند. البته بازی‌های خوب بازیگران اصلی این فیلم هم خود دلیل محکمی برای تماشای دهلیز است؛ علاوه بر بازی متفاوت رضا عطاران و نقش‌آفرینی بدون نقص هانیه توسلی، نمی‌توان از نقش پر کشش «امیرعلی» در داستان یاد نکرد. این پسر بچه با بازی خوب محمدرضا شیرخانلو که اتفاقا استعدادش را در سریال «دودکش» نیز به نمایش گذاشته بود بیننده را شیفته حرکت‌ها و حرف‌های خود می‌کند. او بدون شک یکی از پایه‌های فیلم دهلیز است و نقشی اصلی بر عهده دارد. علاوه بر این باید به موفقیت دهلیز در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نیز اشاره کرد؛ شعیبی که به عنوان یک فیلم اولی در این دوره جشنواره شرکت کرده بود توانست با تحسین منتقدان سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره در بخش نگاه نو را به دهلیز اختصاص دهد و بازی خوب و بدون نقص هانیه توسلی هم او را شایسته دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن در این جشنواره کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی