از انزوا تا مطالبه  حقوق اجتماعی
نگاهی به کودکان داستان‌های مرادی کرمانی، به مناسبت سالروز تولدش

از انزوا تا مطالبه حقوق اجتماعی

نویسنده : احسان رحیم زاده

16 شهریور سالروز تولد هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معاصر کشورمان است، به همین بهانه به سراغ ویژگی شخصیت‌های داستان‌های خالق «قصه‌های مجید» می‌رویم:

«شما که غریبه نیستید» شخصی‌ترین اثر هوشنگ مرادی کرمانی است. او در این کتاب زندگینامه دوران کودکی‌اش را در قالب داستانی بیان کرده و زوایایی گفته نشده از درون ناآرامش را ترسیم کرده است. البته این کتاب تا زمان نوجوانی نویسنده را شامل می‌شود. چرا که او بعد از رسیدن به دوران نوجوانی شخصیت اصلی‌اش یعنی «هوشو» به سرعت از این مقطع عبور و روایت ادامه ماجرا را به زمانی دیگر موکول کرده است. هوشو پسربچه‌ای است که بعد از به دنیا آمدن، مادرش را از دست می‌دهد. پدرش نیز فردی مجنون بوده و نمی‌توانسته وظیفه پدری را در قبال این کودک اجرا کند. هوشو که کودکی مظلوم و گوشه‌گیر است به دامان طبیعت می‌رود و با حیوانات و درختان و ماه و آسمان دوست می‌شود. تنها تکیه گاه او در این دوران پدربزرگش است که پیرمردی بی سواد است اما اشعار و قصه‌های زیادی را در حافظه دارد و برای دیگران می‌خواند. «هوشو» هر جا می‌رود خرابکاری می‌کند و به همین خاطر حس می‌کند که آدم بد یُمنی است. مرادی کرمانی در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید: «من آن قدر راجع به این موضوع فکر می‌کردم که حد ندارد. مساله بد یُمن بودن به شدت فکرم را به خودش مشغول کرده بود. مثلا فکر می‌کردم اگر چنین چیزی هست این بد یُمن بودن اول باید دامن خودم را بگیرد و کلکم به نوعی کنده شود. مثلا خودرويی به من بزند. در صورتی که چنین اتفاقی نمی‌افتاد. یک بار دیگر هم این فکر بعد از ازدواجم به شدت به وجودم هجوم آورد. و آن زمانی بود که بچه اول ما به دنیا آمد و بعد از 6‌5 روز در بیمارستان از دنیا رفت! این حادثه مرا یاد حرفی انداخت که به من می‌گفتند که تو بد یُمن هستی.» نویسنده در کتاب «قصه‌های مجید» نیز همین نگاه به شخصیت اصلی را ادامه می‌دهد. نوعی نگاه ترحم‌آمیز که مخاطب را وادار می‌کند برای شخصیت اصلی دل بسوزاند. شخصیت اصلی به نام مجید آدمی است بسیار بدشانس و بی‌پناه که دائماً در کوچه‌های بن‌بست زندگی گیر می‌افتد. مجید تصور می‌کند قرار است از او در دبیرستان تقدیر به عمل آوردند؛ اما ماجرا معکوس می‌شود و مدیر جلوی چشم بی‌بی و دوستانش مجید را سر صف مسخره می‌کند. در کتاب‌های دوران اول نویسندگی مرادی کرمانی شخصیت‌های کودک کمابیش در چنین وضعیتی بسر می‌برند. شخصیت‌هایی مظلوم و درمانده که دست‌شان از زمین و آسمان کوتاه است و برای فرار از موقعیت‌شان راه چاره‌ای نمی‌یابند. رد پای این شخصیت‌ها را در کتاب‌هایی چون خمره، آب انبار، معصومه، من غزال ترسیده‏ای هستم، قصه‌های مجید، بچه‌‌های قالیبافخانه، نخل، چکمه، داستان آن خمره، مشت بر پوست و تنور، می‌توان مشاهده کرد. از داستان پلو خورش به بعد نویسنده وارد دوران تازه‌ای می‌شود. دورانی که شخصیت‌های کودک از روستا به شهر می‌آیند و خودشان را با مناسبات زندگی شهری وفق می‌دهند. در این داستان‌ها دیگر خبری از کودکان ضعیف و کنش‌پذیر نیست. چرا که به یکباره کودکان باهوش و آگاه می‌شوند و حقوق اجتماعی‌شان را مطالبه می‌کنند. در برخی از داستان‌ها بر خلاف آثار سری اول، جمع‌گرایی جای حرکت‌های فردی را می‌گیرد و در خط اصلی قصه یک گروه به جای یک نفر درام را به پیش می‌برد. به عنوان مثال داستان «مربای شیرین» را به یاد آورید که در آن کودکان یک مدرسه از کنار مشکلی چون باز نشدن در شیشه مربا سرسری گذر نمی‌کنند و دسته جمعی موضوع را به دفتر وزیر می‌کشانند. 

کتاب «پلوخورش» هم پر از شخصیت‌های جست‌وجوگری است که برای بیشتر دانستن و فهمیدن تلاش می‌کنند. به عنوان مثال داستان «ابراهيم»، درباره دانش‌آموزان يك مدرسه راهنمايي است كه براي بازديد از «باغ پرندگان» به اين مكان رفته‌اند. قهرمان داستان نوجواني كنجكاو و سمج است كه راهنماي آن‌جا را سوال پيچ مي‌كند. «ابراهيم» مي‌خواهد از هرچه مي‌بيند و مي‌شنود، سر در بياورد و اين موضوع، راهنما را كلافه مي‌كند. 

در داستان دیگر «ميترا» دختربچه‌اي است كه دوست دارد در فيلم بازي كند. میترا آنقدر باهوش است که متوجه می‌شود کارگردان او را جلوی دوربین خاموش نشانده و خبری از فیلمبرداری و نقش‌آفرینی نبوده است. در داستان‌های سری دوم مثل پلو خورش، مهمان مامان، مربای شيرین، لبخند انار، مثل ماه شب چهارده، نه تر و نه خشک و ناز بالش، نویسنده به دنبال فضاهای مدرن شهری می‌رود. این گونه است که از مجید و هوشوی «بد یُمن» به دختران و پسرانی باهوش، اجتماعی و آگاهی می‌رسد. بچه‌هايي كه معادلات دنياي بزرگ‌ترها را به هم مي‌ريزند و با شيطنت‌هايشان داستان را به پيش مي‌برند. نويسنده به خاطر دلبستگي عاطفي كه به دنياي كودكان دارد همچون هميشه آن‌ها را مورد حمايت عاطفي خود قرار مي‌دهد. اما در داستان‌های سری دوم كودكان لحني معترض دارند و با اعتماد به نفس بالايشان همه چيز را مورد نقد قرار مي‌دهند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨