زنگ فتوت
سفر «جيم» به يـــــك زورخانـــــــــــــــــــــــه جالب‌انگـــيزناك به مناسبت هفته‌اى كه نامش گره خو

زنگ فتوت

نویسنده : مرتضی اخوان

هميشه از بچگي به يك واژه فكر مي‌كردم. به واژه‌اي كه نامش گره خورده با فرهنگي اصيل و ديرين؛ به واژه «زورخانه»! هميشه فكر مي‌كردم چطور مي‌شود نام جايي كه مي‌روند و در آن چند پهلوان به آيين ايراني گرد هم مي‌آيند و ورزش مي‌كنند و ذكر مولا علي (عليه السلام) بر زبان جاري مي‌كنند، بشود «زورخانه»! مگر آن‌جا زوري مي‌زنند؟ حقيقت حالا بعد از سال‌ها كه از دوران طفوليت گذراندم قسمت شد تا براي گزارش اين هفته موضوع ويژه سري بزنم به يك زورخانه جالب‌انگيزناك كه از فرط سنتي بودن و قدمت بدجور متحيرم كرد. زورخانه‌اي كه نامش «شه لافتي» بود و كلي داستان داشت و ماجرا. زورخانه‌اي از آنِ يك پهلوان كه نامش از شاهنامه در آمده بود و همه صدايش مي‌زدند: «پهلوان رستم»!


«شه لافتى» از اين‌ور!

وقتي سه راهي فردوسي را به سمت آرامگاه حضرتش مي‌روي سمت چپ جاده روستاي معروفي است به نام «چهاربرج»! روستايي كه در يكي از ورودي‌هايش از جاده تابلويي خودنمايي مي‌كند: «ورزش‌خانه آيين‌هاي زورخانه اي شه لافتي، طابران توس»! و تابلویی كه مسير را به شما نشان مي‌دهد. مسيري كه با توجه به کنده‌كاري‌هايي كه براي لوله‌كشي آب بر روي زمين وجود دارد، كمي رفت‌وآمد را سخت مي‌كند. چراغ سبزرنگ زورخانه از فاصله دور هم معلوم است. كافي است همان چراغ را نشان كنيد و به سمت يك زورخانه سنتي و قديمي به سبك و سياق زورخانه‌هاي 700 سال پيش رهسپار شويد.

سر تعظيم فرود آور به هنگام ورود

وقتي مي‌خواهيم وارد زورخانه شويم مثل تمام زورخانه‌هاي ديگر با يك درب كوچك رو به رو مي‌شويم كه حتي اگر حامد حدادي هم نباشيم باز بايد سرمان را خم كنيم تا بتوانيم از چهارچوب در وارد شويم. دري كه به خط خوانا روي آن نوشته: «سر تعظيم فرود آور به هنگام ورود / چون كه جاي ادب و رسم جوان مردان است» و اين آغازي بر يك ورود آگاهانه به سرزمين فتوت و جوانمردي است كه در دنياي بيروني‌مان از زورخانه گم شده است!


اذن ورود به گود و علايم آن

آن زمان‌ها ورود به گود زورخانه آيين داشته است. ورزشكار براي آ‌ن‌كه پايش به گود باز شود بايد علائمي مي‌داشته و به قول پهلوان زورخانه ما آيين‌نامه‌هايي را مي‌گذرانده است. آيين‌نامه‌هايي كه او را به سمت پهلواني و اذن ورود سوق مي‌داده است. 6 آيين‌نامه و نشانه براي پهلواني. در خودتان هم جست و جو كنيد: 

نشان اول؛

شانه

«بايد شانه در محاسن‌اش گير كند.» اين جمله‌اي است كه نشان مي‌دهد اولين نشان چيست. پهلوان مي‌گويد: آن‌ موقع‌ها شانه‌اي بود كه در ريش فرو مي‌بردند، اگر شانه مي‌ايستاد يعني فرد به اصول دين، فروع دين و همه چيز مسلط شده و مي‌تواند تازه وارد گود شود.  

نشان دوم؛

خوراندن آب و نمك

مقداري نمك در كاسه سفالي مي‌ريختند تا آب و نمك بخورد و نمك‌گير شود. اين كار را مي‌كردند تا اگر طرف رفت در خانه دوستش و نمكش را خورد، به ناموسش نگاه بد نكند و نمكدانش را نشكند.


نشان سوم؛

بايد ميزبان باشى

«اگر رفتي در يك مجلسي دم در بنشين. نروي بالا. پايين بنشين تا پله پله ببرندت بالا. اگر رفتي داخل درشكه ديدي بزرگتري آمد برو در ركاب بايست و جايت را به بزرگتر بده.» اين حرفي بود كه نشان سوم به پهلوان مي‌گفت. به پهلوان آينده... 

نشان چهارم؛

سفره داشتن

بايد سفره‌انداز مي‌بود. اگر يك غريبه وارد شهر مي‌شد و مسكن نداشت وظيفه او بود كه ببردش خانه‌اش و از او پذيرايي كند. اين هم يكي از آييني بود كه بايد فرد به نشانش نشان مي‌شد تا برود به سمت پهلواني! 


نشان پنجم؛

دفاع از حق مظلوم

اين يكي سرآمد تمام نشان‌ها بود. اگر ظالمي حقي از مظلومي مي‌ستاند بايد از حق او دفاع مي‌كرد. در اين زمينه يك شعر هم بود: نمك نخور كه نمك شاه مردان است / نمك نخور كه نمك تيغ‌هاي بران است / هر كس كه نمك خورد و نمكدان شكند / در مسلك رندان جهان سگ به از اوست!

     نشان ششم؛

گنج قناعت و شرم

اين نشان مي‌گفت: «بدنش در فرم است، لباس گشاد بپوشد اندامش را نبينند. شرم داشته باشد. امروز جوان ما مي‌رود در بدنسازي سينه‌اش را چاك مي‌كند و بدنش را بيرون مي‌اندازد. در خيابان گام‌هايش بايد باوقار باشد.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
a_mitra
a_mitra
٩٢/٠٦/٠٨
١
٠
جالب بود.مرسي
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٩/٢٦
١
٠
با سلام... یعنی خلاصه وار بگم دم همتون گرم با این گزارشتون، این گزارش کوچیکتون میتونه انقلاب عضیمی در "حفظ آیین ورزش و کشتی پهلوانی و زورخانه ای" به پا کنه خدا قوت.... گزارشتون رو با ذکر منبه کپی کردم.
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

علی دایی و باز هم گل

٩٦/٠٥/٢٦
دات کام

هوشمندانه بازی کنید

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات