جوان پهلوان جهان

جوان پهلوان جهان

نویسنده : مرتضی اخوان

سرآغاز فرزند درد و رنج از محله خاني‌آباد تهران بود. از يك روز گرم تابستاني. از 5 شهريور 1309. روزي كه نواي «هاي! اين منم غلامرضا! فرزند درد و رنج» در خانه يكي از ترك‌هاي همداني جنوب تهران طنين‌انداز شد. آقاتختي دو برادر و دو خواهر داشت که همه آنها از وی بزرگتر بودند. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم نظامی تهران گذراند و پس از گذراندن اول متوسطه در دبیرستان منوچهری تهران ترک تحصیل کرد. تختی همراه کار، به ورزش زورخانه‌ای و کشتی نزد پهلوان سید علی می‌پرداخت. اين سرآغازي بود بر داستان جهان پهلوان تختي ايراني. 

تختى شبيه هيچكس نبود

داستان جهان پهلوان را به ادامه نقل مي‌كنيم از زبان خود او. جهان پهلوان در خاطراتي كه در روزنامه كيهان ورزشي به سال 1338 نقل مي‌كند، مي‌گويد: «من بيشتر وقت‌ها با کتابهاي پليسي و يادداشت‌هاي فاتحين و مغلوبين جنگ‌هاي گذشته، خود را سرگرم مي‌کردم و خواندن آن‌ها هميشه اثر خوبي در روحيه من باقي مي‌گذارد، به خصوص اين‌که هيتلر را با تمام حماقتش دوست داشتم! اين‌که مي‌گويم دوست داشتم نه اين‌که خيال کنيد او را آدمي لايق مي‌دانم، نه، من به او احترام مي‌گذارم به واسطه اين‌که او بزرگترين درس زندگي را به من ياد داد که چگونه بايد با دشمنان ستيز کرد و در هر راه مشکلي به هدف رسيد.» او تختي بود. مردي كه شبيه هيچكس نبود!

عسلى كه به كام تختى ننشست!

غلامرضا در دوران جواني براي خودش يلي مي‌شود. پيشنهادات مختلف تلويزيوني از او مي‌خواهد تا براي بازي در فيلم پيش قدم شود. حتي از او دعوت مي‌شود تا در يك تبليغ تلويزيوني «عسل» بخورد و در قبال‌اش هزينه هنگفتي بگيرد. آقا تختي در مواجهه با اين پيشنهاد برخورد جالبي دارد. غلامرضا مي‌گويد: «من با خوردن عسل پهلوان نشدم! خاک و خُل خوردم و خوراکم نان و پنیر بود و با سختی‌‌ها ساختم و تمرین کردم تا به جایی رسیدم.» 

بعد از قهرمانى تفاوتى احساس نكردم

«همين که از کرسي به پايين پريدم متوجه شدم کوچکترين تفاوتي نکرده‌ام. تنها تفاوتي که در روحيه من پديدار گشت اين بود که من ديگر خود را حقير نمي‌شمردم، آن حقارتي که چند سال قوز آن را به دوش مي‌کشيدم از وجودم رخت بربسته بود. من فقط يک مدال طلا داشتم و هيچ چيز ديگر بر مغزم افزوده نشد.» اين جملاتي است كه تختي بعد از دشت اولين مدال طلاي جهاني مي‌گويد. او سال‌ها سختي و مشقت را تحمل مي‌كند و به قول خودش تصور مي‌كرد مدال طلاي جهاني گرفتن يعني فرستادن قمر به فضا!

سرانجام فرزند درد و رنج

سرانجام غلامرضاي تختي ايران كه داعیه پهلواني و ظلم‌ستيزي‌اش در دوران خفقان آن روزها شهره خاص و عام بود، در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. اگرچه حرف و حديث‌هاي فراوان در باب مرگ تختي هست، عده‌اي مي‌گويند خودكشي كرده و شماري ديگر بر قتل او نظر دارند اما جلال آل احمد نويسنده بزرگ معاصر كشورمان در سخني جالب بر پرده ابهام اين مرگ صحه بيشتر مي‌گذارد. جلال مي‌نويسد: «از آن همه جماعت هیچ‌کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد»!

نظرات کاربران
کد امنیتی
a_mitra
a_mitra
٩٢/٠٦/٠٨
٠
٠
مرد بزرگي بود.خدا رحمتش كنه.ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
حاشیه‌سازی و زرد بازی در برنامه‌های اینترنتی و فضای مجازی تا کجا؟!

زردهای اینترنتی!

٩٦/٠٥/٠٥

ما و یک مد جهانی!

٩٦/٠٥/٠٥

۳ برنامه موفق گفت‌وگو محور سال‌های نه چندان دور تلویزیون

٩٦/٠٥/٠٥
برگزیده سایت

توصیف چقدر نیاز است؟

٩٦/٠٥/٠٥
شاخ هفته

دنیایی با مادرهای کتاب خان

٩٦/٠٥/٠٥
چهره هفته

ژن خوب کی بودی تو؟

٩٦/٠٥/٠٥
وقتی برنامه‌های گفت‌و‌گو محور زرد زرد زرد می‌شوند

مهمان داريم چه مهمانى!

٩٦/٠٥/٠٥
چرا اولین فیلم سینمایی مهران مدیری، به رغم رکوردشکنی‌ها، انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند؟

خمیازه در 5 عصر

٩٦/٠٥/٠٥
داستان انتخاب هنرمندانه و جسورانه دکتر احمد نادعلیان

دنیا ساختنی‌ ست با دست‌‌ و‌ دل خودت...

٩٦/٠٥/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 496

٩٦/٠٥/٠٥
کافه جهان نما

لبنان،سرزمین آواز و زیتون

٩٦/٠٥/٠٥
آنتن

عذاب وجدان طنزنویسان!

٩٦/٠٥/٠٥
جارچی

جارچی 496

٩٦/٠٥/٠٥
شگرد خفن

گوشیتونو درست شارژ کنید!

٩٦/٠٥/٠٥
دات کام

موزیک‌رایگان با کم‌ترین حجم ممکن

٩٦/٠٥/٠٥
مینیمال

ریال بالاخره رفت؟

٩٦/٠٥/٠٥

خاله مردکی!

٩٦/٠٥/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 496

٩٦/٠٥/٠٥
جا نونی

مشروطه با طعم چلوکباب

٩٦/٠٥/٠٥
پایان‌نامه

ماجرای صبا، ریال و وزیر بهداشت!

٩٦/٠٥/٠٥
تبلیغات