این حرف‌ها اصلا هم خاله زنکی نیست؛ مجردی تا کی؟!!
ترفندهایی برای فرار از مجردی

این حرف‌ها اصلا هم خاله زنکی نیست؛ مجردی تا کی؟!!

نویسنده : حمیده زمانی

روی صحبت ما در اين مطلب به کسانی است که از همان بدو تولدشان به فکر النکاحُ سنتی هستند و دنبال ترفندند برای این‌که زودی از تنهایی به در آیند و مزدوج شوند!! اگر می‌خواهید مجرد نمانید کارهای زیر را انجام دهید...

اخلاق بعلاوه خوشی! 

 آقا از قدیم الایام گفته‌اند که زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد! الان ربطش را به ازدواج برایتان می‌گویم. یکی از ملاک‌های اخلاقِ خوش، خوش زبانی است. یعنی که یاد داشته باشی قشنگ صحبت کنی و خوب ارتباط برقرار کنی و نحوه بیانت مودبانه و محترمانه و گیرا باشد. همین زبان نیم وجبی نمی‌دانید آدم را به چه چیزها که نمی‌رساند! با مهارت‌یابی در فن بیان هم خواسته‌هایتان را می‌توانید خوب بیان کنید و هم میزان توجه را به خودتان بالا ببرید.

شیک‌پوشی متناسب با شان! 

 لطفا نه از این ور بام بیفتید و خیلی به خودتان و ظاهرتان اهمیت دهید و پدر خودتان و خانواده‌تان و اطرافیان‌تان را در بیاورید و نه از آن ور بام بیفتید و نسبت به ظاهرتان بی‌اهمیت باشید و به خودتان نرسید و با خودتان بگویید کسی که بخواهد همین جوری می‌پسندد، نخیر آقا! از این خبرها نیست. توی دین‌مان به آراستگی و نحوه پوشش خیلی سفارش شده است. نوع پوشش‌تان را با توجه به شان و ارزشی که برای خودتان قایلید انتخاب کنید نه با توجه به مد و تنوع گرایی‌های موجود! برای لباس پوشیدن‌تان و مدل ظاهر شدن‌تان توی جامعه شاخص داشته باشید تا شما را به عنوان شخصیتی قوی محسوب کنند.

شرم و غرور اندازه‌اش خوب است!

 حداقل به خانواده و دوستان‌تان حتی به شوخی و خنده هم که شده بگویید که قصد ازدواج دارید! شرم یا غرورتان را کنار بگذارید. اگر آدم‌های درست و حسابی اطراف‌تان هست که روی فهمیدگی‌شان می‌توانید حساب کنید، به آن‌ها بگویید که دوست دارید با یک جوان خوب و مطمئن ازدواج کنید و...

دو در کردن مهمانی‌ها ممنوع لطفا!

مهمانی‌های خانوادگی را از دست ندهید. توی مهمانی‌های خانوادگی و دوستانه خودتان را در معرض شناخت بگذارید، تا دیگران شما را ببینند و با م نش و اخلاقیات شما آشنا شوند. توی مجالس مذهبی و فرهنگی و هنری منفعل نباشید، توانمندی‌هایتان را به کار گیرید و بی کار نباشید. مسئولیت بپذیرید.

اگر کیس مورد نظرتان را پیدا کردید بیکار ننشینید، از فردی آگاه و عاقل بخواهید جوری که شان و منزلت شما زیر سوال نرود، نظر آن فرد را راجع به شما بپرسد و تمایل ازدواج او با شما را محک بزند.

اولین اصل؛ 

 توکل به خدا! یادتان باشد خودتان را به زمین و آسمان بزنید؛ بالا و پایین بروید، اگر خدا نخواهد کاری انجام نمی‌شود حتی بی‌اذن او برگی از درختی نمی‌افتد. بنابراین راه را بیراهه نروید، همیشه مسیر درست را بروید مطمئن باشید خودش روزی‌تان را می‌رساند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
منم
منم
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
کیس رو پیدا کردم ولی ترسم از اینه که ناراحتش کنم یا نه بشنوم یا حتی جنجال به پا بشه راستی سنمم16ست