سریالی با لهجه مشهدی دقیق
محرمانه مستقیم

سریالی با لهجه مشهدی دقیق

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

اگر از آن دسته افرادی باشید که به شنیدن یک صدای بلند در خانه عادت دارید، می‌دانید که چنین فردی همه کارهایش را با صدای تلویزیون انجام می‌دهد و همه برنامه‌ها و فیلم‌ها را می‌شنود! و اگر این فرد یک مشهدی دور مانده از شهر و دیار و خانواده باشد، شنیدن صدایی از تلویزیون که محتوای یک سری مباحث در یک مهمانی به لهجه مشهدی را حکایت می‌کند، می‌تواند همه خاطرات و شادی‌های روزهای خوش در جمع خانواده بودن را برایش یادآوری کند و سرش را از هر کاری که هست به سمت تلویزیون بچرخاند؛ این حکایت من است از شبی که برای اولین بار سریال نوشدارو پخش شد. شنیدن لهجه دقیق مشهدی با تمام جزئیات از زبان هدایت هاشمی و محبوبه بیات آن قدر به دل می‌نشیند که بعید می‌دانم مثل سریال‌های اخیر لهجه‌دار که سر و صدای مردم شهر مربوطه را در می‌آوردند این بار باعث اتفاقی شود. همه تکيه کلام‌ها و جزئیات مربوط به مشهدی بودن رعایت شده و با انتخاب افرادی از طبقه‌های مختلف اجتماعی در جمع خانواده بهتر هم به چشم می‌آید.

«جواد اردکانی» کارگردان مشهدی سینما، باز هم به سراغ مشهدی‌ها رفته است ولی این بار در یک سریال جذاب و حتما پر بیننده. بعد از فیلم سینمایی به «کبودی یاس» که ماجرای زندگی شهید برونسی را حکایت می‌کرد و فیلم موفق «شور شیرین» که بخشی از زندگی قهرمان جنگ شهید کاوه را به تصویر کشید، این بار باز هم جواد اردکانی به سراغ دفاع مقدس رفته است. 

اردکانی با ساخت شور شیرین نشان داد که می‌شود درباره شهید و دفاع مقدس فیلمی ساخت که هیچ جایش شعاری نباشد و همه‌اش قهرمانی و شجاعت باشد، هر چند به دلیل تبلیغات کم، کمتر دیده شد ولی به نظر می‌رسید یکی از بهترین جلوه‌های ویژه جنگی را در بین فیلم‌های دفاع مقدسی داشته است. انتخاب بهترین برهه از زندگی شهید کاوه و پایان داستان فیلم با پیروزی، یکی از نکات مثبت فیلم بود. شاید همین موفقیت نشان دهنده قابلیت‌های جواد اردکانی برای نمایش دیگری از دفاع مقدس باشد که این شب‌ها در نوشدارو شاهدش هستیم. با این تفاوت که ماجرای اصلی در این سریال مربوط به همین دوران است و قرار است تقابل بین نسل‌ها با فلاش‌بک‌هایی به گذشته نشان داده شود. حتما ماجرای سریال را تا حالا فهمیده‌اید ولی چیزی که بیشتر از همه به جذابیت آن کمک می‌کند واقعی بودن و شعار زده نبودن این سریال است، این را در همین قسمت‌های اول هم می‌شود فهمید، مثلا جایی که همکار و همرزم سابق محمد (هدایت هاشمی) به او درباره خدمت به کشور و مردم می‌گوید با جواب بسیار خوب و بدون شعار هدایت هاشمی مواجه می شود که: «خب، خب، گفتی یه پروژه است چند میلیارد هم توش داره دیگه خدمت و این چیزا چیه» و یا جایی که محمد در راه اهواز خاطره‌ای تعریف می‌کند درباره پیپ شکسته‌اش که یادگاری از یک دختر اوکراینی است که در زمان دانشجویی‌اش به او هدیه داده! و نکته عمیق همین جاست که قرار است مفاسد اقتصادی را در دستگاه دولتی نشان بدهد و البته روحیه جهادی رزمنده‌هایی که الان در حال کار صنعتی هستند.

بازی امیرعلی نبویان در نقش حمزه، همان امیرعلی که شب‌ها در برنامه رادیو هفت برای‌مان قصه‌هایش را می‌خواند هم نکته جالبی است و همه طرفداران قصه‌های امیرعلی مشتاق بودند که ببینند بازی امیرعلی هم به اندازه قصه‌هایش جذاب هست یا نه؟! که در همین چند قسمت نشان داد که نقشش را خوب فهمیده و خوب هم توانسته مقابل هدایت هاشمی در نقش پدر حمزه، ابراهیم بازی کند و اصلا هم کم نیاورد! 

برای ما مشهدی‌ها دیدن یک سریال قوی ساخته کارگردان همشهری‌مان خیلی به دل می‌نشیند، مخصوصا اگر این سریال به همین خوبی که شروع شده ادامه پیدا کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام لهجه دو روز در ذهن مي‌ماند ولي كار خوب سالها حرف براي گفتن دارد