ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

آمدی با تاب گیسو، تا که بی‌‌‌‌‌تابم کنی

زلف را یک‌سو زدی، تا غرق مهتابم کنی

آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من

خواستی تا در میان شعله‌‌‌‌‌ها آبم کنی  

مهدی سهیلی

 

اي دل ز زمانه رسم احسان مطلب 

وز گردش دوران سر و سامان مطلب

درمان طلبي درد تو افزون گردد

با درد بسازو هيچ درمان مطلب 

خیام

 

گل باش که همنشین عطّار شوی

زان پیش که همدم خس و خار شوی

زحمت متراش و جمله رحمت مي‌باش

پل باش به جای آن‌‌‌‌‌که دیوار شوی 

مجتبي كاشاني 

 

آن حرف که از دلت غمی بگشاید

در صحبت دل شکستگان می‌باید

هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت

جز شیشه دل که قیمتش افزاید

شیخ بهایی 

  

تعطیلات نوروز به کجا برویم

پدر از بی‌پولی گفت و قسط‌های عقب‌مانده

مادر از سختی راه و بی‌خوابی و ملافه و حمام

ساعت شد 12 نصف شب

گفتیم برویم سر اصل مطلب

یکی گفت برویم شیراز

دیگری گفت نخیر مشهد

ساعت شد 5 صبح

مادر گفت بالاخره کجا برویم

پدر گفت برویم بخوابیم! 

اکبر اکسیر

 

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می‌گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم 

حافظ

 

عمر از کف رایگانی می‌‌‌‌‌رود

کودکی رفت و جوانی می‌‌‌‌‌رود

این فروغ نازنین بامداد

در شبانی جاودانی می‌‌‌‌‌رود

این سحرگاه بلورین بهار

روی در شامی خزانی می‌‌‌‌‌رود

چون زلال چشمه سار کوه‌‌‌‌‌ها

از بر چشمت نهانی می‌‌‌‌‌رود

ما درون هودج شامیم و صبح

کاروان زندگانی می‌‌‌‌‌رود 

شفیعی کدکنی

 

هر آن‌‌‌‌‌کس عاشق است از جان نترسد

یقین از بند و از زندان نترسد 

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد 

بابا طاهر

نظرات کاربران
کد امنیتی