فریادی شعاری و اشک‌آور

فریادی شعاری و اشک‌آور

نویسنده : احسان رحیم زاده

فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» را بی‌خود و بی‌جهت این قدر بزرگ کرده‌اند و آن‌قدر  سطح توقع همه را بالا برده‌اند که مخاطب فکر می‌کند با یک شاهکار هنری مواجه است. ولی آنچه روی پرده دیده می‌شود فیلمی کاملا معمولی و متوسط است.  فیلم البته سوژه غافلگیر کننده‌ای دارد و هر تماشاگری از این‌که چطور اجازه داده‌اند چنین فیلم جسورانه‌ای ساخته شود متعجب می‌شود. اما این تعجب و شگفتی به تنهایی یک فیلم را تا مرز هنرمندانه بودن پیش نمی‌برد. داستان دو خطی فیلم البته جذاب است. اما مسئله مهم این است که این جذابیت تا چه اندازه به مولفه‌های فیلم منتقل شده است. در این اثر ما با یک سوژه تلف شده مواجه هستیم. یک ملودرام هندی که به شدت در دام احساسات‌گرایی افتاده و در تمام لحظاتش قلب و دل و احساس تماشاگر را نشانه گرفته است. پوران درخشنده از اول تا آخر تاکید می‌کند که قهرمان قصه من، بی‌گناه و مظلوم است و دارد قربانی تفکرات و باورهای غلط می‌شود. پس تماشاگر محترم لطف کن و برای او اشک بریز! البته درخشنده در اجرای این ماموریت کاملاً موفق بوده است، چون در پایان فیلم و روشن شدن چراغ سالن آدم‌های زیادی را می‌بینیم که چشم هایشان میزبان اشک شده و اشکباران سینما را ترک می‌کنند. کارگردان می‌توانست فیلم تلخ اجتماعی‌اش را در بستری منطقی‌تر روایت کند. در فیلم فعلی موضع‌گیری کارگردان درباره آدم‌ها کاملاً مشخص است و این مسئله نقطه ضعف یک اثر نمایشی محسوب می‌شود. در مرزبندی موجود آدم‌های بد به نمایندگی مرد متجاوز در یک طرف ایستاده‌اند و آدم‌های خوب و مهربان و مظلوم مثل شیرین در طرف دیگر. فیلم دهلیز نیز از چنین موضع‌گیری لطمه می‌خورد. چون در آنجا هم کارگردان فردی را که می‌خواهد قصاص شود (رضا عطاران) شخصیتی مظلوم و بسیار مثبت جلوه می‌دهد. مدافعان فیلم با خواندن این سطور می‌گویند فیلم می‌خواسته خلأهای قانونی را بررسی کند و اصلا مسئله فیلم این نیست که چه کسی خوب است و چه کسی بد. در پاسخ به این منتقدان باید گفت فیلم در این زمینه هم حرفی برای گفتن ندارد. بر اساس قانون کسی که مرتکب چنین قتلی شده است پس از طی مراحل زیاد و محرز شدن ارتکاب جرم پای چوبه‌دار می‌رود. ولی در فیلم می‌بینیم که این مراحل خیلی تند و سریع طی می‌شود و متهم به مرحله اعدام می‌رسد. از همه این‌ها که بگذریم لحن شعاری فیلم بدجوری روی اعصاب مخاطب راه می‌رود. به عنوان مثال به این دیالوگ توجه کنید که شیرین در بیان خاطراتش می گوید: «15 سال پیش در آن روز سیاه نشاط و زندگی‌ام نابود شد» یا جایی که مریلا زارعی، وکیل متهم در دفاعیاتش می‌گوید: «خانواده به‌خاطر حفظ آبرو روی عمل متجاوز سرپوش میذارن و با او همدست می‌شن» جملات بیانیه‌واری که در فیلم گفته می‌شود فرصت قضاوت را از مخاطب می‌گیرد و یک نتیجه‌گیری مشخص را به او تحمیل می‌کند. اگر در عنوان فیلم با موضوع فریاد نزدن دخترها مواجه هستیم در عوض در محتوای فیلم کارگردان به جبران این سکوت، حسابی فریاد می‌زند و حرف‌هایش را نه در قالبی سینمایی بلکه در شکلی غیرنمایشی بیان می‌کند. در کنار همه این حرف‌ها و صحبت‌ها بی‌انصافی است که فراموش کنیم «پوران درخشنده» سینمایی اخلاقی و انسانی دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdi_vals
mahdi_vals
٩٢/٠٥/٣١
١
٠
1_اقای رحیم زاده ی عزیز با عذرخواهی فراوان نقدتان(شما بخوانید تخریب) اصلا به دلم ننشست 2_این که مخاطب بعد از تماشای فیلم اشک بریزد برای فیلم نقطه ضعف است؟؟؟؟3_در مرزبندی موجود آدم‌های بد به نمایندگی مرد متجاوز در یک طرف ایستاده‌اند و آدم‌های خوب و مهربان و مظلوم مثل شیرین در طرف دیگر؟؟؟؟؟شما مطمئنید که فیلم را با حواس جمع به تماشا نشسته اید؟؟؟؟پدر و مادر ان دختر(عسل) یا برخی شخصیت های دیگر کجای این مرزبندی هستند؟حامی متجاوز یا شیرین یا شخصیت هایی خاکستری؟؟3_ملودرام هندی؟منطق موجود در فیلم را ندید یا نخواستید ببینید؟4_قضاوت؟شخصیت متجاوزگر جه جای دفاع دارد؟؟5_فیلم شاهکار نیست و ایراد نیز زیاد دارد،ایراداتی که شما بیان نکردبد...7_با عذر خواهی فراوان گویا نمیتوان علاقه ی شما را به اقای فراستی کتمان کرد!!!!8_امیدوارم این نظر به گوشتان برسد.....9_پیشنهاد میکنم نقد بسیار منطقی همکارتان اقای صبریان در روزنامه خراسان 4شنبه 5/30 را بخوانید......سپاس
T_babaei
T_babaei
٩٢/٠٦/٠٣
١
٠
با احترام به دیدگاه شما. من فیلم و خیلی دوست داشتم حتی باهش اشک ریختم بعنوان یک دختر کاملا موقعیت شخصیت اول فیلم و درک کردم و حتی اگر یکی از من لیست بهترین فیلم هایی و که دیدم بخواد مطمئنا (هیس دخترها فریاد نمیزنند) جزو اون لیست خواهد بو.همین چند وقت پیش مطلبی در رابطه با فیلم نامه (نقاط قوت فیلمنامه) خوندم از یکی از فیلمنامه نویسان عزیز ایرانی ایشون معتقد بود وقتی شما بتونید با شخصیت همذات پنداری کنید اشک بریزید براش غصه بخورید یعنی کاگردان توی کارش موفق بوده و به خواسته اش رسیده (هرچند شخصا معتقدم هدف خانم درخشنده اشک ریختن تماشاگران نبوده) ولی من فیلم و دوست داشتم و احساس میکنم آهنرباهایی که برای جذب یا میخکوب کردن تماشاگر در فیلم وجود داشت خوب تونست عمل کنه. باقی بقایتان.