اين‌جا خدا، به وقت‌کودکي!
ساعتي در مهد کودکي که متوليانش مدعي آموزش مفاهيم اخلاقي و قرآني به شيوه‌هاي جديدي هستند؛

اين‌جا خدا، به وقت‌کودکي!

نویسنده :

ما نسل عجيبي هستيم. خودمان را مي گويم. «نسل سوم» را. نسلي که زود دفتر بچگي‌اش را بست و تندي بزرگ شد تا عصاي دست دو نسل قبلي باشد که ذکرشان اين بود: «در شرايط حساسي هستيم...» نسل خاطره باز ما که با ديدن يک پاک‌کن جوهري يا نشستن پاي کارتون «هاچ زنبور عسل» دلش غنج مي‌رود، جواب خيلي از سؤال‌هايش را خودش يافت، چرا که اغلب پدرها و مادرها گرفتار گرفتاري‌هايشان بودند و اگر شمار سؤال‌هايمان بيشتر از حد معمول بود، سقلمه‌اي توي پهلومان مي‌زدند که؛ «بچه آروم بگير، چقدر سؤال مي‌کني...» اين وسط بودند سؤال‌هايي هم که بي‌جواب ماندند. يعني وقتي که قد کشيديم و عقلمان هم پا به پاي قدمان رشد کرد، ما هم آن‌قدر گرفتار گرفتاري‌هاي‌مان شديم که يادمان رفت سؤالي بوده که روزي در به در دنبال جوابش مي‌گشتيم يا شايد در روزگار شباب خودمان آن‌قدر سؤال توي ذهن‌مان هست که «متعلقات استفهامي» کودکي وسط‌شان گم مي‌شوند. خلاصه سرتان را درد نياوريم اين همه حاشيه رفتيم که بگوييم، نسل‌هاي چهارم و پنجم در رسيدن به جواب سؤالاتشان وضع بهتري نسبت به ما دارند و اين را شايد مديون همان تجربه ما هستند. طي سال‌هاي اخير سرمايه‌گذاري‌هاي فرهنگي خوبي روي دو نسل پيش رو که براي پس دادن امتحان و خود نشان دادن در عرصه سازندگي کشور همچنان منتظر هستند؛ صورت گرفته است. بخش زيادي از اين سرمايه‌گذاري‌ها هم در بخش آموزش تعريف شده‌اند. بخشي از اين آموزش‌ها با توجه به تأکيدات کارشناسان به محض خروج اين دو نسل از قنداق آغاز شده تا از همان پله‌هاي اول آن‌ها را نسبت به بسياري از آسيب‌هاي اطرافشان بيمه کنند. اين وسط محور قسمتي از آموزش‌ها، قرآن است. يعني کودک از همان سنين ابتدايي «سرمشق»هايش را براي درک خوب و بد زندگي از کتابي آسماني فرا مي‌گيرد تا بعدها دلايلش براي عمل به همين خوب‌ها و پرهيز از آن بدي‌ها، قرص و محکم باشند. اگر بخواهيد نمونه‌اي از آموزش‌هايي را که گفتيم مشاهده کنيد؛ نبايد راه دوري برويد، اغلب مهدهاي کودک قرآني، آموزش‌هاي خود را بر اين محور قرار داده‌اند. در اين گزارش سري به يکي از موفق‌ترين نمونه اين مراکز زديم که متوليانش مدعي ارائه شيوه‌هاي جديدي در آموزش قرآن و مفاهيم اخلاقي و از آن مهم‌تر پاسخ به ابهامات ذهني کودکانه نونهالان تحت آموزش خود هستند.

آغاز يک حرکت
نيمه اول دهه 70 بود که انتشار خبري مبني بر اين‌که کودک 3، 4 ساله قمي حافظ کل قرآن شده، بسياري را از تعجب انگشت به دهان گذاشت. بعد از آن شبکه‌هاي مختلف صدا و سيما با پخش بخش‌هايي از برنامه‌هاي اجرا شده توسط سيد‌محمد‌حسين طباطبايي (علم الهدي)، همان کودک نابغه که دکتراي افتخاري را در اين حوزه از استادان برجسته قرآني در انگليس گرفته بود، نشان دادند تا تأثير اين کتاب الهي در پله هاي ابتدايي زندگي افراد بر همگان آشکار شود.

بعد از آن بود که عده‌اي در اقصي نقاط کشور آستين بالا زده و آموزش‌هايي را تعريف کردند که محوريت‌شان قرآن بود و هدفشان هم نهادينه کردن آموزش‌هاي اخلاقي در بطن نونهالان. طي سال‌هاي اخير هم به رغم همه اختلافاتي که بر سر سن آموزش مفاهيم عظيمي «خدا» و «خير و شر» ميان کارشناسان آموزشي بود، اما به سرعت شمار اين مراکز افزايش يافته و اغلب آن‌ها هم شيوه‌هاي مشخصي را براي آموزش تبيين کرده‌اند که البته در مواردي هم مراکزي با انجام ابتکاراتي نشان داده‌اند که اين مسير هنوز جاي پيشرفت بيشتري دارد و بايد براي تعالي در حوزه آموزش‌هاي اخلاقي و قرآني به کودکان بيشتر از اين‌ها تلاش کرد.

يک روز پر از جيغ و کف
«يک شاه خيلي بدي بود که مردمو اذيت مي‌کرد... بعد يه امام خوب اومد که به مردم کمک کرد...مردم بهش گفتن که شاه ما رو اذيت کرده... اونم گفت برين به بقيه مردم بگين شاه چي کار کرده... مردمم به مردم خبر دادن...شاه هم فهميد که مردم فهميدن که اون بعضيا رو اذيت مي‌کرده... چون ترسيد، دمشو گذاشت روي کولش (با حرکات دست نشان مي‌دهد) فرار کرد. بعد امام‌مون اومد و شد رهبر ما...»

تند و سريع نتيجه اخلاقي مي‌گيرد که؛ «اين يعني خدا هواي ما آدم خوبا رو داره و اين‌که وقتي کسي اذيتمون کرد بايد تندي بريم به مردم خبر بديم... خانوم گفته...»

اسمش يکتاست. يکي از آن لباس‌هاي سنتي با دامن چين‌چيني تنش کرده و با اجرايش يک پاي مراسم به حساب مي‌آيد. باور کنيد يا نه يکتا 4 سال بيشتر ندارد اما همه اين‌ها را با زبان شيرينش تعريف مي‌کند.

يکتا را در مهدکودک «مکتب الرضا(ع)» و در يکي از فرعي‌هاي خيابان کلاهدوز ملاقات مي‌کنيم. او يکي از بچه‌هايي ا‌ست که اين‌جا يک روز پر از کف و جيغ را تجربه مي کند تا همزمان بخشي از آموزش‌هايي را که طي چند ماه ديده به مادرهاي مشتاق حاضر در اتاق نشان دهد.

برنامه جشني که بچه‌ها و معلم‌هاي‌شان (به قول خودشان خانوم‌ها) باهم تدارک ديده‌اند روي سن کوچکي که در حقيقت يک تخت چوبي است، اجرا مي‌شود. البته متولي اصلي کار مسئولان مهد هستند که مي‌خواهند به بهانه اين جشن توانايي‌هاي فکري و قابليت‌هاي رفتاري بچه‌ها را به مادرها نشان دهند و از آن‌ها بخواهند تا پي‌گير نيمه ديگر آموزش‌هايي که اين بچه‌ها براي تبديل شدن به يک بزرگسال موفق نياز دارند، باشند.

اين‌طور که به‌نظر مي‌رسد در کارشان هم موفق شده‌اند چرا که اغلب مادرها با تعجب و شعف محو برنامه‌هايي شده‌اند که اجراي بخشي از آن به عهده کودکانشان است.

«ارائه شيوه‌هاي جديد براي بيان مفاهيم اخلاقي و مذهبي به کودکان»، دليل انتخاب اين مهد کوچک و جشن امروز آن براي تهيه اين گزارش است.

جشن در زيرزمين کوچک مهد برگزار مي‌شود. اتاقي جمع و جور که در آن سن از باقي فضاي اتاق با يک پرده جدا شده، رويش هم ده، دوازده‌تايي بچه‌ پرسر و صدا نشسته‌اند و سرود مي‌خوانند. آن ورجه وورجه‌هايي که از سر صبح تخليه نشده‌اند، جايي وسط برنامه خودشان را نشان مي‌دهند، درست وقتي يکي‌ از بچه‌ها بي‌بهانه از روي صندلي بلند مي‌شود، يا دوتاي ديگر سر در گوش هم کرده و وسط برنامه ريزريز مي‌خندند. بچه‌ها اول کاري خيلي هماهنگ و منسجم دکلمه مي‌خوانند و بعد سرود جمهوري اسلامي.

بعد نوبت به تمرين زبان انگليسي مي‌رسد. اين‌جا هم اين فسقلي‌ها نشان مي‌دهند که از زبان اهالي اتازوني بيشتر از Cat و Dog سرشان مي‌شود و تا حدي مسلط به مکالمات روزانه اين زبان هستند.

اين‌جاست که خانم حسيني، يکي از مربيانشان برايم توضيح مي‌دهد که آموزش زبان انگليسي از اين سن و سال به کودکان باعث مي‌شود تا آن‌ها به جاي يادگيري زبان دوم، آن را در اصطلاح «دريافت» کنند.

به بيان اين کارشناس دريافت زبان دوم براي بچه‌هايي در اين سن و سال تاحدودي حکم يادگيري زبان مادري را دارد، يعني حسابي با سلول‌هاي خاکستري مغز آن‌ها آميخته مي‌شود و به آساني آن را از ياد نمي‌برند. در قسمت بعد برنامه بچه‌ها نشان مي‌دهند که آيات و احاديث قرآني را هم به همان خوبي دريافته‌اند.

حسيني تأکيد دارد تأثير اين آيات و روايات و مفاهيم قرآني و اخلاقي زماني براي کودک بيشتر مي‌شود که مربي از او مي‌خواهد تا آن‌ها را به طور عملي در زندگي‌اش اجرا کند. مثلا اگر جايي از زبان بزرگ‌تري دروغ شنيد، بلافاصله حديث يا آيه‌اي در ذم آن مي‌خواند يا بعد از هر وعده غذا و در عمل به حديثي که مربي‌اش آن را به او آموخته، شکر خدا را به‌جا مي‌آورد.

به گفته او اين شاه کليد شيوه آموزشي اين مهد است که بچه‌ها مفاهيم قرآني و شيوه‌هاي رفتار و اخلاقي را به صورت مصداقي در زندگي خودشان ببينند. کاري که با همکاري مربي و والدين صورت مي‌گيرد. وي از همه اين‌ها با عنوان روش «کدگذاري» ياد مي‌کند. شيوه‌اي که در آن القاي بخشي ديگر از اولويت‌هاي رفتاري بر عهده قصه‌هايي است که مربي براي بچه‌ها مي‌گويد تا آن‌ها در صورت مواجه شدن با موارد مشابه راه حلي که در قصه پيشنهاد شده و کودک با ايما و اشاره آن را به‌خاطر سپرده، مورد استفاده قرار دهند. نمونه‌اش هم همين قصه کوتاهي است که يکتا با موضوع انقلاب براي‌مان مي‌خواند. در حقيقت هدف کاربردي کردن آموزش‌هاست.

حسيني تأکيد دارد که اتفاقات تاريخي مثل انقلاب براي کودکاني که تا درک آن واقعه روي تقويم، دو نسل فاصله دارند، کار دشواري است پس اين مفهوم را براي‌شان از طريق يک قصه اخلاقي و بيان نتايجش عنوان مي‌کنيم.

او از اجراي طرحي براي کودکان مقطع پيش دبستاني 2 در اين مجموعه خبر مي‌دهد که براساس آن بچه‌ها مي‌توانند پيش از دبستان مسلط به بخشي از قرآن شده و آشنا به مفهوم آيات و قواعد تجويدي شوند. تجربه‌اي که از جهاتي منحصربه فرد است.

جواب‌هاي کوچک، سؤال‌هاي بزرگ

قسمت بعدي برنامه اجراي يک نمايش شاد «موش‌موشي» است که خيلي خلاصه و شسته رفته با کمک کاراکترهايي که اجراي هر کدامشان را يکي از بچه‌ها به عهده دارند، نشان مي‌دهد که بچه‌ها در صورت عدم توجه به توصيه‌هاي والدينشان مي‌توانند با چه مخاطراتي مواجه شوند. يکي از مربيان‌شان توضيح مي‌دهد که نکات مفهومي و اخلاقي که کودک بايد ياد بگيرد، اين‌جا از طريق مفاهيم‌آموزي بيان مي‌شوند. شيوه کار هم ساده بوده و براساس کدگذاري انجام مي‌شود يعني حرکات دستي که حاوي مفاهيم هستند. او مي‌گويد که ماجراهاي قرآني به اين نيم‌ وجبي‌ها از طريق قصه‌پردازي انتقال داده شده و در حقيقت براي مباني فکري او زمينه‌سازي صورت گرفته تا در سنين بالاتر خودش به دنبال جواب‌هايش در مورد مصاديق بزرگ‌تر خوب و بد برود. او در پاسخ به اين سؤال که بچه‌ها از کجا بايد پاسخ سؤالاتشان را بيابند، مي‌گويد: اغلب بچه‌ها از پدرها و مادرهايشان مي‌پرسند و يا سال‌هاي بعد و در مراحل آموزشي ديگر، آن‌ها را درمي‌يابند اما مهم اين است که زمينه پرسيدن يک سؤال بزرگ در آينده با دادن جواب‌هاي کوچک به کودکان در اين سن، ايجاد شده است.

نظرات کاربران
کد امنیتی