آگهی‌های اشتهاآور  برای تمام اعضای جامعه!
محرمانه مستقیم

آگهی‌های اشتهاآور برای تمام اعضای جامعه!

نویسنده : سید مصطفی صابری

تصور کنید قبل از صرف شام، همراه خانواده در حال تماشای سریال مورد علاقه‌تان هستید که ناغافل سریال برای پخش آگهی بازرگانی قطع می‌شود، قرار است یک پنیر تبلیغ شود اما از این سر تا آن سر یک سفره پهن شده و ... آگهی بعدی مربوط به روغن سرخ کردنی است اما ناگهان  تصویر انواع مرغ و ماهی سوخاری روی تلویزیون نقش می‌بندد، حتی وقتی قرار است آگهی پودر رخت‌شویی آنزیم‌دار هم ببینیم پای کلی کیک شکلاتی و... در میان است؛ آگهی‌ها تمام می‌شود و اشتهای شما که امکان تهیه این خوراکی‌های رنگارنگ را دارید حسابی تحریک شده است، اما چون تازه از این‌جور چیزها خورده‌اید به شام مختصر منزل اکتفا می‌کنید و... حالا خانواده دیگری را تصور کنید که پدر از صبح برای کار از منزل خارج شده، یا کاری پیدا نکرده یا پیدا کرده اما فقط در حد تهیه اقلام یک شام بسیار ساده پول در جیب دارد، حالا بچه‌های کوچک آن خانواده همان آگهی‌های پر از مرغ و ماهی و... را می‌بینند، از طرفی مدت زیادی است چنین چیزهایی را نخورده‌اند و از طرف دیگر شام آن‌شب‌شان هم چنگی به دل نمی‌زند، از همه این‌ها مهم‌تر فرزندان چنین خانواده‌هایی بیشتر دریافت‌های خود از اجتماع، هنجارهایش و قواعد زندگی را به سبب محدودیت و محرومیت، فقط از تلویزیون به دست می‌آورند چون سرگرمی دیگری ندارند و این‌جا است که شاید تصور کنند قاعده رایج زندگی در دیگر خانواده‌ها مشابه آن‌چیزی است که در آگهی‌های تلویزیونی می‌بینند اما فقط آن‌ها هستند که شکل بسیاری ناقصی از زندگی را تجربه می‌کنند، به‌جای خانه‌های شیک و بزرگ در تبلیغات‌ تلویزیونی در محیطی کوچک زندگی می‌کنند، به جای غذاهای آن چنانی به خوراکی‌های ساده‌ای اکتفا می‌کنند، به جای مسافرت و تفریح و گردش در نهایت باید با پای برهنه در کوچه و خیابان دنبال هم کنند، برای همین به خانواده و به‌خصوص مشی زندگی پدر بدبین می‌شوند، از فکر ادامه چنین زندگی‌ای احساس ناامنی می‌کنند، زمینه پیوستن‌شان به گروه‌ها و نهادهایی جز خانواده تقویت می‌شود و... شاید فقط برای این‌که یک شرکت تولیدکننده اجاق گاز برای آن‌که کاربری ساده و متنوع محصول خود را نشان دهد از زبان یک مادر بزرگ می‌گوید: برای شما فسنجون، اون یکی مرغ بریون، تو فِر برای بچه‌ها، گذاشتم چند تا پیتزا ... و به راحتی نشان می‌دهد که برای هر یک از اعضای خانواده یک غذای مفصل تدارک دیده شده با تمام مخلفات... غرض از ذکر خیر این آگهی قدیمی که دیگر پخش نمی‌شود اما مشابه آن هنوز هست و نمی‌شود اشاره‌ای به آن‌ها داشت، این بود که بگوییم حتی اگر چنین آگهی‌هایی زمینه ناهنجاری یک کودک و بی اعتمادی او به پدر را ایجاد نکند، حداقل همان‌قدر که اشتهای امثال ما که دستمان به دهان‌مان می‌رسد را تحریک می‌کند، اشتهای اقشار آسیب‌پذیر را هم تحریک می‌کند و باعث خجالت و شرمندگی پدری پیش اعضای خانواده‌اش می‌شود. معرفی یک محصول غذایی، یک روغن یا اجاق گاز و... الزاماً نیازی به نشان دادن چنین تصاویری آن هم در روزگاری که مردم با انواع مشکلات اقتصادی دست در گریبان هستند ندارد و می‌توان با کمی خلاقیت در معرفی محصول یا نظارت رسانه ملی بر آگهی‌ها از چنین اتفاق تلخی جلوگیری کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
T_babaei
T_babaei
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
متن خیلی درستی بود. از چند وفت پیش خیلی به پیام های بازرگانی توجه میکردم همیشه برام جالب بود که توی پیام های بازرگانی چقدر همه چی آرومه :) همه چی خیلی شیک نشون داده میشه : فضای خونه. چیدمان و دکوراسیون.غذاها.لباس ها و... تا اینکه سر و کله ی این پیام های بازرگانی که من اسمش و گذاشتم محتوایی پیداش شد و جدن جای بسی خوشحالی داره. از اون پدر و پسر و گنجشک گرفته تا کلاس درسی که بعضی از دانش اموزاش در حال کار هستند... و یا برادری که میره سراغ برادر کارگرش و.... منم دنیا رو سرم خراب میشه وقتی تبلیغات شیک تلویزیون و میبینم و همون لحظه به فکر خیلی های دیگه هستم که.............. :(((
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام اينكه يك نفر گرسنه پاي تلويون نشسته نبايد غذا نشان داد كه اقتصادي در كار نيست . عزيز دل اگر فروش نباشد كارخانه‌اي نيست و الان اگر 10 نفر گرسنه از ديد شما پاي تلويزيون نشسته آنوقت 100 نفر خواهد نشست.