همه جان و تنم قلمم!
دردسرهای خانم و آقای خبرنگار به مناسبت روز خبرنگار به قلم یک جیم‌نگار

همه جان و تنم قلمم!

نویسنده : فاطمه محمدپور-زهرا نخعی راد

خبرنگاری از آن قبيل مشاغلی است که انصافا دورنمای خوبی دارد، اگر یک مرتبه در زندگی‌تان در به در دنبال سوژه خبری خوب دویده باشید و یا مثلا ماه‌ها پشت در نشینِ دفتر یکی از مسئولان شده باشید تا بتوانید 4 تا سوال بپرسید، اگر بارها برای رفع نیازهای‌تان مجبور به استفاده از امکانات بین‌راهی شده باشید و خیلی اگرهای دیگر، متوجه می‌شوید که برای بودن در این شغل و حرفه‌ای شدن، تنها عشق به این حرفه است که می‌تواند به کمک یک عدد موجود خبرنگار بیاید تا بتواند در یکی از سخت‌ترین مشاغل دنیا دوام بیاورد...


خبرنگار چه کسی است؟

بعضی‌ها فکر می‌کنند با یک جلیقه خبرنگاری و یک برگه یادداشت آرم‌دار، خبرنگار به حساب می‌آیند. بعضی‌ها هم فکر می‌کنند همین که دست به قلم شدند و با یک بار و یا چند بار نوشتن در یک روزنامه و یا حتی نشریه دانشگاه‌شان خبرنگارند و خودشان را خبرنگار معرفی می‌کنند. درست است که هنوز جایگاه خبرنگاری در کشور ما آن چنانی که باید، به حساب نمی‌آید ولی با این وجود، هستند خیلی‌ها که از دریچه نگاه همین خبرنگارها به اتفاق‌ها نگاه می‌کنند و این یعنی این‌که خبرنگارها به نوعی چشم و گوش ملت به حساب می‌آیند...

خبرنگار هم انواع و اقسام دارد...

خبرنگار فقط کسی نیست که در صحنه حادثه است و در حال تهیه گزارش. خبرنگار هم انواع و اقسامی دارد:

  خبرنگار مطبوعاتی

خبرنگار مطبوعاتی کسانی هستند که در یک رسانه مکتوب کار می‌کنند. اگر به یک تحریریه خبری سر بزنید، از همان عنوان‌های بالای سر آدم‌ها همه چیز دست‌تان می‌آید.

روزنامه‌ها، نشریات، مجلات، آژانس‌های خبری و اطلاع‌رسانی، دفاتر مطبوعاتی و روابط عمومی، سایت‌ها یا پایگاه‌های اینترنتی و.... جاهایی هستند که خبرنگار مطبوعاتی دارند!

 خبرنگار رسانه‌های تصویری و شنیداری

کسانی که در ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی، سرویس‌های متنی تلویزیونی، موسسات تهیه عکس‌های خبری و.... مشغول به کارند.

خبرنگارها این شکلی هستند...

ذوق و علاقه‌شان غُل غُل می‌کند!

این قدر پیچ و خم کار خبرنگاری زیاد است که آدمی می‌خواهد چند مرده حلاج باشد. خبرنگاری را نمی‌توانید بدون علاقه دنبال کنید. این طوری هم خبر نابود می‌شود و هم اعتماد مردم به شما.

چشم عقاب دارند!

یک آدم کنجکاو است که سوژه‌ها و اتفاق‌ها را می‌بیند و می‌رود دنبالش. و اگرنه آدمی که حواسش به کار خودش باشد، آسه می‌رود آسه  می‌آید و کاری به کار دور وبرش ندارد. کسانی که کنجکاوند سوال‌های زیادی هم در ذهن شان است و این روحیه پرسش گری شان به خبرنگاری کمک می‌کند.

خاصیت چسبندگی دارند...

سماجت اتفاقا در خبرنگاری چیز بدی نیست. این که هیچ چیزی شما را از سوژه و هدف دور نکند. خصوصا در مصاحبه باید رویتان بشود که طرف مقابل را کچل کنید برای گرفتن وقت مصاحبه و یا در یک گفتگوی تصویری اگر به جواب سوال‌تان نرسیدید، سوال را به شیوه‌های مختلف بپرسید، تا بالاخره جواب را بگیرید. اصطلاح خوبی نیست ولی یک وقت‌هایی می‌گویند خبرنگار جماعت موی دماغ می‌شود! این یعنی که آن قدر به این در و آن در می‌زند تا مسئولین برای کاری که کرده‌اند به مردم پاسخگو باشند.

سرعت، سرعت برق!

همان طور که دنیا دنیای سرعت است، خبرنگار هم به همین میزان باید دنبال خبر بدود. اصلا باید این قدر دوندگی‌تان خوب باشد که اصلا در کنار خبر بدوید! یک وقت‌هایی می‌بینید خبر داغ داغ است و وقتش است تا آتشش بزنید، اما خبرنگار این قدر معطل می‌کند و آسه آسه و محتاطانه جلو می‌رود که خبر از داغی اش می‌افتد و عینهو آب سردی می‌شود که به تن ملت ریخته می‌شود!

سواد نوشتن دارند!

خداوکیلی نوشتن‌تان هم خوب باشد دیگر. یعنی که یک ذوق و قریحه ای از نوشتن برده باشید. نیاز به ادبی نوشتن و استفاده از کلمات قلمبه سلمبه و آرایه و... نیست ولی بتوانید ساده بنویسید و دلچسب. بقیه اش هم با تمرین و تجربه راه می‌افتد.

منصف باشید 

شاید توی هیچ کتاب اصول خبرنگاری یا هیچ کلاس درسی به این واضحی به شما نگویند که منصف باشید و بر پایه حق بنویسید. اما ما به شما می‌گوییم مهمترین اصلی که در عالم خبرنگاری باید حواس‌تان به آن باشد و رعایت کنید همین منصف بودن و حق نوشتن است. یادتان باشد کوچکترین اشتباه شما در انتقال درست خبر به مخاطبان می‌تواند تهمت، دروغ، افترا و حتی تمسخر را در حق یک نفر ایجاد کند. فراموش نکنید که خبرنگاری سخت ترین شغلی است که آن دنیای شما را هدف گرفته است.

خبرنگارها نباید این شکلی باشند

پروانه‌ای با احساسات لطیف!

درست است که یک خبرنگار باید عشق و علاقه به کارش داشته باشد اما به همان میزان نباید احساساتی هم باشد! باید عینی‌نگر باشد و تعصبات و نظرات شخصی‌اش را کنار بگذارد. اگر آدم احساسی باشد، هم در حین تهیه خبر اذیت می‌شود و هم مطلب‌اش احساسات بقیه را به بازی خواهد گرفت، یحتمل!

خجالتی با روی بسیار کم!

در خبرنگاری باید خجالت را ببوسید بگذارید کنار. ادب و احترام لازمه کار است اما خجالت نه! فکر کنید خبر وسوژه حق شماست. تمرین پوست کلفتی کنید و آن را هر طور شده و از هر کجا و از هر کسی که شده تهیه کنید. ضمن این که منتظر نباشید سوژه خودش بیاید سراغ‌تان، باید در لحظه بقاپیدش!

بدون حرکت و فعالیت!

اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که دوست دارند از صبح تا شب پشت میز باشند و کارهای پشت میزی و آرام را انجام دهند، اصلا طرف خبرنگاری نروید. خبرنگاری نیاز به یک آدم پویا و اجتماعی دارد. 

طرز تهیه یک خبرنگار!

ورود به دنیای خبرنگاری آن قدر‌ها هم سخت نیست. اگر از همان اول خوب تمرین کنید و خودی نشان دهید، بعد پله‌ها را دو تا یکی خواهید رفت. 

خواندن و نوشتن و نوشتن و خواندن

هرچه می‌توانید بخوانید و بنویسید. خواندن و نوشتن دو چیزی هست که خرجی هم ندارد. مجله و روزنامه‌های مختلف را هم حتما نگاه کنید.

کلاس‌های معتبر خبرنگاری خالی از لطف نیست

معمولا مطبوعات و رسانه‌های دیداری هر از چندگاهی کلاس‌های عمومی برگزار می‌کنند. این طوری، نوشتن را پایه‌ای و اصولی یاد می‌گیرید.

نشریات مدارس و دانشگاه‌ها و حتی موسسات و ادارات، تمرین خوبی برای خبرنگاری است. مثل همین سایت جیم خودمان. حتی می‌توانید خودتان خلاق باشید و نشریه بزنید. مثل نشریه هیئتی یا نشریه فامیلی یا... .

رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری

اگر دوست دارید شغل آینده‌تان خبرنگاری باشد، رشته‌های ارتباطات و روزنامه نگاری بهترین گزینه است. بالاخره هر جایی متخصص خاصِ خودش را می‌خواهد.

کارتان را معرفی کنید

حالا که حرفی برای زدن دارید، یک مطلب بنویسید و بفرستید برای هرجایی که تقاضا کرده‌اند و نکرده‌اند. با نوشتن در هر مجله و نشریه و سایت، کم کم وارد دنیای خبرنگاران می‌شوید و شما را می‌شناسند. همین که پای‌تان به یک رسانه معتبر باز شود بس است برای این که لینک داده شوید به سایر رسانه‌ها. 

هرکه بامش بیش، برفش بیشتر

حالا هر جایی که هستید و هر پستی که گرفتید فکر نکنید که شما شده‌اید مرکز دنیای نویسندگی! هر چه قدر بالاتر می‌روید باید بیش‌تر بخوانید و بیش‌تر تمرین کنید. درست است علم تئوریک لازمه کار است اما در دنیای خبرنگاری تجربه نقشش بدجور پررنگ است. 

ته جیب خبرنگار چه خبر است؟!

اگر استخدام و یا قراردادی باشد: حدود 700 هزار تومان

اگر هم سفارشی باشد، بستگی به تعداد کلمات و نوع مطلب دارد. 

بیمه خبرنگاری هم چیز خیلی خوبی است و خیلی مزایا دارد اما اگر دست کسی به آن برسد!

آیا خبرنگار باید ضربه‌خور خوبی باشد؟!

علاوه بر همه خوبی‌ها و شیرینی‌های خاص خودش، این شغل دردسرهای منحصر به فرد خودش را هم دارد. بی خود  نیست که جزو مشاغل پرخطر جهان است. ازجمله:

 درست است که کارت خبرنگاری دارید، ولی انتظار این را نداشته باشید که هر جایی راه‌تان بدهند و پشت درهای بسته نمانید.

 زمانتان دست خودتان نیست. یک وقت‌هایی می‌بینید زمانتان را وقایع تعیین می‌کند و یک وقت‌هایی آدم ها.

 امنیت شغلی آنچنانی ندارد این شغل، از ما گفتن بود!

 خبرها را باید سریع رساند تا نسوزد و این باعث می‌شود که استرس بالایی را در هر روز تجربه کنید.

اصطلاحات و لغات رایج دنیای خبرنگاری

فُرس ماژور: یک واژه خارجکی برای این که طرف مقابل، فوریت کار را بفهمد. می‌گویند: «کار فقط این بار فُرسِه» ولی خبرنگار با این واژه انس جدی خواهد گرفت!

 

آفیش: بعضی از جاها و برخی از افراد را همین‌جوری نمی‌شود دید و ازشان گزارش و مصاحبه گرفت. قرار قبلی که هماهنگ می‌شود یا اجازه‌ای که برای ورود به جایی صادر می‌شود را آفیش می‌گویند.

زنده رفتم: تهیه خبر و گزارش به صورت زنده! مثلا خبرنگار روزنامه به ورزشگاه می‌رود و حضوری از برگزاری یک مسابقه فوتبال گزارش تهیه می‌کند، به این مدل گزارش به‌اصطلاح گزارش تولیدی می‌گویند...

 

گزارش و خبر پشت‌میزی: کاملا واضح است و نیاز به توضیح ندارد، یعنی خبرنگار محترم، خیلی شیک پشت میز و زیر باد کولر می‌نشیند و گزارش یا خبرش را می‌نویسد. این‌جور مواقع می‌گویند سایه اینترنت و سایت‌های خبری بر سر خبرنگار مستدام باد...

 

لینک: مایه افتخار و مباهات یک خبرنگار! هرچه خبرنگار کهنه‌کارتر شود، بین نهادها، سازمان‌ها و مدیران و روسای آن شهر بیش‌تر شناخته می‌شود و اصطلاحا با لینک‌ها و منابع بیشتری آشنا می‌شود و می‌تواند با ارتباط گیری مستقیم، به تازه‌ترین و موثق‌ترین خبرها دست پیدا کند، آن هم با یک تلفن و بدون دردسرهای رایج خبرنگاری... 

 

جواب نمی‌ده: اصطلاح نیست اما حرفی است که داغ دل خبرنگار جماعت است وقتی درها به روی او بسته  می‌شود و هیچ کس جوابگویش نیست.

 

کلمه: واحد شمارش کار یک خبرنگار کلمه است. همه حرف هایش را مثلا در 200 کلمه بگنجاند یا این که در 2000 کلمه بسط دهد! واحد پولی هم به حساب می‌آید!

نظرات کاربران
کد امنیتی
milad vilsoon
milad vilsoon
٩٢/٠٥/٢٥
١
٠
مرسی جالب بود