فوتبال خراسان... پَـــر!
نگاهی تاسف‌بار به خالی بودن دست استان از حضور در لیگ برتر

فوتبال خراسان... پَـــر!

نویسنده : طاهره سادات بهشتی

پس از اتمام شادی صعود فوتبال ملی به جام جهانی و بیدار شدن فوتبال از خواب گرم زمستانی، بحبوحه جدیدی به راه افتاد. سر و صدای خرید فلان بازیکن، صعود فلان تیم به لیگ برتر، درخواست‌های فلان سرمربی و بمب‌های فلان مدیرعامل، همه و همه نشان از شروع لیگ برتر فوتبال کشورمان داشت. همه جا بحث تشویق تبریزی‌ها بود و خوزستانی‌ها، بحث‌های داغ این‌که آن‌ها باز هم 2 نماینده در لیگ برتر خواهند داشت و...

و اما... این وسط تنها ما خراسانی‌ها بودیم که هم‌چنان در خواب صعود به جام جهانی و شادی و خوشحالی آن چند روز به سر می‌بردیم. تنها دلخوشی‌مان شاید همین بود که 2014 از قاب جادویی‌مان گیرنده سیگنال‌های برزیلی خواهیم بود. نه شادی صعود به لیگ برتر در شهرمان پیچید و نه مراسم استقبال از ستاره‌ای که به عنوان بمب خبری مدیرعامل تیم بومی‌مان - با مبلغی فاش نشده - پا به فرودگاه شهرمان گذاشت. 16 تیم لیگ برترمان در 9 استان متمرکز شد و استادیوم ثامن‌الائمه (ع) مشهد بود که در چهارشنبه شب شروع لیگ سیزدهم، باز هم ساکت و سوت کور خوابیده بود. دل‌مان که می‌گیرد جامه یکی از دو تیم سرخابی پایتخت را برتن می‌کنیم و هواداری می‌شویم با 950 کیلومتر فاصله از تیم محبوب‌مان! ما هم غیرت و عرق بومی داریم اما بدون تیمی که حتی در پایین‌ترین رده لیگ 16 تیمی‌مان جای داشته باشد. در همین راستا با چشمانی تیز در پی بازیکنانی که متولد کارخانه فوتبالیست‌پروری شهرمان بودند‌، نگاهی به لیگ برتر می‌اندازیم و ستارگانی که بدون پشتوانه قدم از مرز شهرمان بیرون گذاشتند.

جاده سقوط

استقلالی بود! یکی از دوستانم را می‌گویم. همیشه هنگام پرواز کاروان تیم استقلال به مشهد، براي برگزاری دیدار با ابومسلم برای استقبال از آبی‌پوشان پایتخت به فرودگاه می‌رفت. با وجود این‌که عرق همشهری بودن و بومی بودن را خیلی وقت پیش زیر پا گذاشته بود، اما بازهم از صعود تیم پیام مشهد به لیگ‌برتر خوشحال شد و جشن و سرور به پا کرده بود. ظاهرا تنها دلیلش برای شادی این بود که آن فصل استقلالی‌ها 2بار به مشهد سفر می‌کردند. یک‌بار به میزبانی ابومسلم و بار دیگر به میزبانی پیام!

اما ورق برگشت! به لطف پیگیری‌های بی‌حد و اندازه مسئولان محترم استان و به لطف پول‌هایی که در شهرمان تنها صرف آب بازی گردشگرها و خوش‌گذرانی زائران شده بود، جاده سقوط برای هر دو تیم مشهدی هموار شد. پس از گذشت مدتی نه چندان طولانی، ابومسلم و پیام هر دو به لیگ یک سقوط کردند و دیگر حتی همان یک‌بار هم استقلالی‌ها به مشهد نمی‌آمدند. نیامدن آبی‌پوشان به مشهد یعنی خط خوردن نام مشهدی‌ها از بین تیم‌های مطرح فوتبال کشور، یعنی سقوطی بدون امید بازگشت.

فرار ساق‌ها

فرار مغزها را که شنیده‌اید؟!  احتمالا ارتباطی به فوتبالیست‌ها نداشته و نخواهد داشت. برعکس خارج شدن فوتبالیست‌ها از کشور و بازی در لیگ‌هایی معتبرتر باعث خوشحالی و قدری عاقبت به خیری است. اما در اوضاع نابه‌سامان ورزش یک استان، بزرگترین ضربه از دست دادن ستاره‌هایی‌ است که با اعتبار و نام باشگاه‌های همین استان ستاره شدند. ابومسلمی که مدتی کابوس سرخابی‌ها شده بود و حتی «افشین امپراتور» را از خوردن 4 گل ناقابل در آزادی بی‌نصیب نگذاشته بود، از پا افتاد و چک‌های برگشتی این باشگاه دلیل قابل قبولی بود برای امضا قرارداد بازیکنانش با سایر تیم‌ها. نداشتن حتی یک مرکز صنعتی بزرگ و یا یک حامي مالي قوی و مورد اعتماد، هرروز مالکیت باشگاه را از سازماني به سازمان دیگر و از شخصی به شخص دیگر پاس داد و اعتماد استعدادهای فوتبالی را از ماندن در تیم محبوب شهرشان سلب کرد. پس از مدتی ابومسلم و پیام ماندند و بازیکنانی که یا هم نام سرمربی تیم بودند و یا هم نام مدیرعامل! 

ستاره‌های بی‌کهکشان

پس از فراز و نشیب‌های بسیار و بالا و پایین شدن باشگاه‌های خراسانی در رده‌بندی جدول، استعدادهای فوتبالی که یا متولد همین استان بودند یا با حضور در باشگاهی مثل ابومسلم و پیام ستاره شدند و نامی در بین بزرگان دست و پا کردند، این باشگاه‌ها را ترک کردند و پای امضا قراردادهای سنگینی نشستند که تعداد صفرهایش در تخیلات کهکشان سابق‌شان هم نمی‌گنجید. صرفا جهت اطلاع عرض می‌کنیم، فقط جهت اطلاع عزیزانی که با چشم بستن بر نام‌های بزرگ باشگاه‌های شهرمان، کمبود استعداد فوتبالی مشهدی‌ها را بهانه می‌کنند برای خالی کردن عرصه و ذخیره کردن درآمدهای شهری. اگر ستاره‌های سابق ابومسلم و پیام و یا حتی بازیکنان مشهدی‌الاصلی که در تیم‌های دیگر لیگ پابه توپ هستند را به زمین فوتبال شهرمان بکشانیم، ترکیب ارزشمند فوتبالی به وجود می‌آید که کمترین جایگاهش، رده‌های چهارم و پنجم لیگ خواهد بود.

ستاره‌بازی جیمی

نام بردن ستارگانی که با انفجار کهکشان ابومسلم در چاله فضایی بی‌پولی به سمت و سوی دیگری کشیده شدند، کار دشواری نیست. از نام‌هایی چون مجتبی جباری، آندرانیک تیموریان، محمدرضا خلعتبری و شهاب گردان که بی‌تردید سکوی پرتاب‌شان به سطح اول فوتبال کشور باشگاه ابومسلم بود، تا مهره‌هایی چون نیکبخت واحدی، حسین بادامکی، عنایتی و رضا حقیقی که زاده همین شهر و استان هستند و صاحب همین باشگاه‌ها. باشگاه بزرگ شمال غرب کشور که ادعایش را تراکتورهای خودش هم نمی‌تواند بکشد، با مهدی ثابتی، دروازه‌بان اصیل مشهدی موفق می‌شود و سهمیه آسیایی کسب می‌کند. باشگاه سرخ پوش پر هوادار پایتخت، بر سر قاسم دهنوی مشهدی جر و بحث می‌کند و پاسخ‌گوی کمیته انضباطی می‌شود و خیلی دردسرهای دیگر را به جان می‌خرد. خسرو حیدری، مجتبی جباری و آندو تیموریان که روزی از مشهد به فوتبال معرفی شدند هم، می‌شوند بهترین‌های کهکشان پر ستاره آبی‌ها تا در فصل نقل و انتقالات ناز بیاورند و تیم عوض کنند. حالا اگر با قدری مثال و توهم ترکیب زیر را دور هم جمع کنیم، به قدرتی برای مقابله با بزرگان دست پیدا می‌کنیم. قدرتی برای 4‌تایی کردن دوباره دروازه‌های آزادی. فقط کمی صبر و اندیشه لازم دارد با چاشنی دلسوزی و مایه‌داری...

یک دنیا آرزوی ناب

گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی آن‌قدر زیاد است که فراز و نشیب‌های زندگی جوانان این آب و خاک همه تبدیل به فرازهای بدون نشیب شدند، و شاید جوانان کمتر به این فکر بیفتند که شهرشان تیم فوتبال لیگ برتری ندارد و بعد از ستاره‌سوزی‌های متعدد، کارخانه ستاره‌سازی‌اش هم به تعطیلی خورده است. اما لابه لای همین گرفتاری‌ها، آرزوهای بچه‌های مشهد در گوشه پنهان شده است، چرا که باز هم دست مشهدی‌ها خالی‌است از نداشتن حتی دانه‌ای تیم لیگ برتری، از نداشتن حتی دانه حامي مالي قدرتمند و از نداشتن مرکز صنعتی یا کارخانه مهمی که شاید به بهانه کاهش هزینه‌های مالیاتی رو به ورزش و فعالیت‌های به اصطلاح فرهنگی- ورزشی بیاورد. فدای سرمان که دیگر استقلال و پرسپولیس به مشهد نمی‌آیند. مسئول محترم ورزش استان! ابومسلم رو به فراموشی است، نسل جدیدمان سیاه‌پوشان قدرتمند خراسانی را نمی‌شناسد تا برایشان آرزو‌های ناب داشته باشد. خود دانید...

نظرات کاربران
کد امنیتی
نوید
نوید
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
بین پنج قاره فوتبال آسیا آخره. بین کشورهای آسیا ایران آخر نباشه وضع خوبی نداریم. بین استانهای ایران هم که قربونش برم خراسان ... بعله. فکر کنم بین تیمهای فوتبال محلات مشهد، تیم محله ما هم آخره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هعی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨