لباس تبلیغ، عیار مس‌مان را طلا کرده است
برکات دو دهه تبلیغ از زبان دو مبلغ کهنه‌کار

لباس تبلیغ، عیار مس‌مان را طلا کرده است

نویسنده : سارا ادیبان

«دوست داشتن واسه خاطر خدا یعنی هر که را خدا دوست داره؛ تو هم دوست داشته باش یعنی ترازوی دلت بشه خدا. محبت به خاطر خدا، نه واسه چشم و ابرو و خط و خال حتی نه واسه دل خودت، فقط واسه خدا. اگه معیار و میزان محبت خدا باشه، اگه قدر هم نبینی باز عمل می کنی، اگه ناسپاسی هم ببینی باز عمل می کنی، اون‌هایی که تو رفاقت وسط کار کم میارن واسه اینه که به خاطر خدا کار نکردن وگرنه تو این وادی هر چی بیشتر مبتلا بشی مقرب‌تري... از کیمیای مهر تو زر گشت کوی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود، این کیمیا محبته باقی همه سنگلاخ و بیراهه است... بشو اوراق اگر هم درس‌مایی که علم عشق در دفتر نباشد.»

این دیالوگ از فیلم «طلا و مس» یک توصیف صمیمی از زندگی یک طلبه برای من است. دوست دارم فکر کنم که دنیا در چشم آدم‌هایی که لباس‌شان، مقدس است و از بچگی احترام به آن را یاد گرفتیم، چقدر شبیه کلمات بالاست.

این تصویر و تصور برایم در این گزارش و با گفت‌وگو با دو «مبلغ»  عینی شد. سوژه صحبت‌مان، روحانیانی بودند که چمدان سفرشان همیشه آماده است. نعلین‌شان در پادری انتظارشان را می‌کشد و اگر بگویند:«امروز مسافری»، «نه» نمی‌آورند. آن‌ها جاده‌ها را خوب می‌شناسند، مرد سفر هستند و می‌دانند که مقصد مهم نیست، نیت و نتیجه مهم است.

ماه رمضان و سفرهای تبلیغی فرصت خوبی بود تا سراغ 4 طلبه‌ای برویم که سال‌هاست مسافرند.

 

حجت‌الاسلام فرحبخش

در شهر کسی هست که جایمان را پُر کند، در روستا نه!

41سال دارد و 20سال است که چمدانش را به این نیت می‌بندد که؛ «ما اگر در شهر نباشیم، حتما کسی هست که جایمان را پُر کند اما در فلان روستای دور افتاده که سال‌هاست کسی برایشان منبری نرفته یا سوالات شرعی‌شان را پاسخ نگفته یا پای درد دلشان ننشسته، خدمت واقعی یک طلبه معنا مي‌يابد.»

حجت‌الاسلام حسن‌رضا فرحبخش در طول این سال‌ها 13 استان کشورمان را زیر پا گذاشته و می‌گوید، محروم‌ترین نقطه‌ای که به آن سفر تبلیغی داشته، روستای نیاسک در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه مرز جنوب شرقی کشور بوده است.

مقصد او در رمضان امسال، روستای «زهان» واقع در شهرستان نیشابور است. او این سفر را که از ابتدای ماه مبارک رمضان شروع شده؛ 40روزه نیت کرده و همسر و دو فرزندش وی را در این مدت همراهی می‌کنند.

از او می پرسیم، توشه این سفرش برای زهانی‌ها چه بوده؛ که توضیح می‌دهد: در سفرهای تبلیغی تابستانی‌مان، اولویت‌مان با دانش‌آموزان است. برایشان کلاس‌های اوقات فراغت برگزار می‌کنیم. کنار آن برنامه‌های مذهبی و مشاوره هم داریم تا از این طریق به جوانان نزدیک‌تر شویم و آن‌ها ما را معتمد خود برای طرح مشکلات‌شان بدانند. همچنین دوره‌های ویژه احکام برای بانوان داریم تا باورهای اعتقادی آن‌ها را بهبود ببخشیم.

 هرچه از کلان شهرها دور می شویم، نیازها بیشتر می‌شود

حجت‌الاسلام فرحبخش یادش می‌ماند که از نیازها هم بگوید. نیازهایی که گاهی او را نگران می کنند؛ «هرچه از کلان شهرها دور می‌شویم، نیاز مردم به برنامه‌های تبلیغی بیشتر و بیشتر می‌شود. در بعضی نقاط محروم، وقتی منبر می‌رویم و سوالی را طرح می‌کنیم، می‌بینیم مردم خیلی از ابتدایی‌ترین مسائل را هم نمی‌دانند یا اشتباه به آن‌ها منتقل شده و این مسئله برای ما کار را دشوار می‌کند.»

او از تمرکزگرایی که میان برخی روحانیون و طلاب اتفاق افتاده انتقاد می‌کند و می‌گوید: تمایل به خدمت کردن در شهرهای بزرگ متاسفانه آفت همه حرفه‌هاست اما  برای ما که طلبه‌ایم و این لباس برایمان اولویت‌های دیگری تعریف کرده، مسئله باید فرق ‌کند. 

 

همراهی خانواده‌ام باعث قوت قلب است 

حجت الاسلام فرحبخش در ادامه صحبتمان، تقدیر می‌کند از صبوری خانواده‌اش که در 5 سال گذشته او را در عمده سفرهای تبلیغی اش همراهی کرده‌اند. او می‌گوید: همسرم حتی 3سال همراه من در روستای شیرگ بیرجند ساکن شد تا ماموریت تبلیغی من به پایان برسد، این همراهی‌اش برایم قوت قلب است و حتما خداوند اجری عظیم را نصیب این صبر می‌کند.

از او می‌پرسیم در این 20سالی که دل به جاده داده، پیش آمده که اتفاقی برایش به یک خاطره شیرین بدل شود. در پاسخ  می‌گوید: همان سال‌های اول تبلیغ، در روستای شیرگ بود که اتفاق افتاد. گفتند قرار است برق به روستا برسد. همین اسباب اختلاف مردم شد. توقع بود که من به عنوان روحانی روستا طرف یکی از این دو گروه را بگیرم اما چنین نشد، با هردویشان تعامل و تلاش کردم تا بی طرف بمانم و اختلافات را کم رنگ‌تر کنم. نتیجه این شد که حالا بعد از 13سال هنوز با اهالی آن روستا رفت و آمد داریم و خوشبختانه آن اختلاف هم رنگ باخته است.

 

آقایان مسئول! لطفا اولیه‌ترین امکانات را هماهنگ کنید

درخواست آخر فرحبخش از مسئولان، همان هماهنگی‌های اولیه با مسئولان روستاهاست تا طلبه‌ها و روحانیونی که به نیت تبلیغ پا در آن مکان می‌گذارند، در روزهای اول اقامتشان معطل اولیه‌ترین امکانات نمانند.

 

حجت‌الاسلام ایزدخواه

150هزار مبلغ در کل کشور، پاسخگوی حجم نیازها نیست

دومین طلبه‌ای که سراغش می‌رویم، حجت‌الاسلام ابوالحسن ایزدخواه است. سال 63 می‌شود طلبه و 10 سال بعد سفرهای تبلیغی‌اش را آغاز می‌کند. خودش می‌گوید در این کمتر از دو دهه 38 منطقه کشور را زیر پا گذاشته و از تهران تا دهستان رازان (در استان لرستان) را زیر پا گذاشته است. 

معتقد است بهترین سفرش همانی بوده که همراه همسرش به روستایی از توابع مهریز یزد رفته است. مردم معتقد روستا و مسئولان باغیرتش در طول مدت اقامت او سنگ تمام می‌گذارند و با برگزاری برنامه‌های متعدد، نهایت بهره را از این حضور تبلیغی می‌برند.

حجت‌الاسلام ایزدخواه امسال هم حسابی سرش شلوغ بوده، شعبان را در منطقه قلعه گنج کرمان منبر رفته و ابتدای رمضان هم دو سفر کوتاه تبلیغی به شهرستان‌های گناباد و قوچان داشته است.

از او می‌پرسیم که محور سفرهای تبلیغی امسالش چه بوده که برایمان توضیح می‌دهد: «اخلاق در خانواده». باور کنید این موضوعی است که بحث در خصوص آن از مرفه‌ترین منطقه تهران گرفته تا محروم‌ترین نقطه استان لرستان، به شدت مورد نیاز است. 

او توضیح می‌دهد: متاسفانه شاهد آن هستیم که چنگ تجمل‌گرایی بر کمند زندگی اغلب ما قفل شده و همین مسئله تعریف‌ها را در روابط ما دستخوش تغییر کرده است. در چنین شرایطی هماهنگی میان عقل، دین و عمل افراد از میان می‌رود. 

او می‌گوید که در این سفرهایش، میزان نیاز به حضور روحانیونی که رسالت تبلیغی دارند بسیار حاد است. 

به بیان ایزدخواه، 150هزار روحانی مبلغی که در کل کشور به خدمت مشغولند، به هیچ وجه نمی‌توانند پاسخگوی حجم واقعی نیازها باشند.

 

برکت کار تبلیغی‌ام را مدیون لباسی هستم که مقدس است

حجت‌الاسلام ایزدخواه هم 15سفر همراه خانواده‌اش بوده و موفقیتش را مدیون همراهی همسرش می‌دادند. او می‌گوید: همسرم حسابی هوای من را دارد. همیشه مقداری چهارتخم و نشاسته در چمدان می‌گذارد تا صدایم روی منبر رسا باشد. حواسش هست که جزوه‌هایم را با سه رنگ خودکار می‌نویسم و همیشه آن‌ها را در چمدانم قرار می‌دهد. او بهترین یاور من برای اطاعت از خدایم بوده است.

از ایزدخواه می‌خواهیم تا خاطره‌ای از یکی از سفرهایش برایمان بگوید. یاد یکی از محرم‌هایی می‌افتد که به کرمان سفر کرده بوده، آن سفر و اتفاقاتش را این طور تعریف می‌کند: در یکی از شهرهای کرمان مجلس عزاداری داشتیم، باید بلافاصله بعد از آن خودمان را می‌رساندیم به مجلس دیگری، در مرقد امامزاده‌ای در 9کیلومتری شهر. مجلس‌دار ما را سپرد دست پسرش که به مقصد برساندمان، اما او ما را سر جاده و وسط کویر کرمان پیاده کرد و گفت که عجله دارد و باید برگردد. خلاصه من و همسرم ساعت 12 شب سرگردان بیابان ماندیم. خودمان را سپرديم به آقا امام حسین(ع). هنوز چند دقیقه نگذشته بود که یک تریلر ترانزیتی پیش پایمان ترمز زد. راننده ما را سوار کرد. در مسیر ازمان پرسید که چرا به آن پسرک گلایه نکردیم که ما را وسط بیابان رها کرده، جواب دادم: «امام حسین(ع) نمی‌گذارد مجلسش روی زمین بماند... خادم امام، منت مرکب نمی‌کشد.»

شاید باور نکنید اما همان راننده ما را نه ابتدای شهر که تا داخل یک کوچه 12متری با تریلرش همراهی کرد و خوشبختانه من به آن مجلسم رسیدم.

ایزدخواه تاکید می‌کند که در همه این سال‌های تبلیغ یک درس بزرگ را خوب فرا گرفته و آن این است که «من شاید آدم بزرگی نباشم اما هر کار خیری که در زندگی‌ام تجربه کرده‌‌ام یا بسترش را برای دیگران فراهم کرده‌ام، مدیون این لباسم که مقدس است و عیار مس‌مان را طلا کرده است.» 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨