دو دهه با کلاه قرمزي و پسرخاله

دو دهه با کلاه قرمزي و پسرخاله

نویسنده :

علي نيک‌فرجام
سال‌هاي پاياني دهه 60 شمسي بود و تنها دلخوشي ما و ساير کودکان آن سال‌ها برنامه‌هاي کودک و نوجواني بود که از صدا و سيما به مدتي محدود روي آنتن مي‌رفت. تمام جذابيت‌هاي آن برنامه کودک وابسته به کارتون‌هاي ژاپني بود که در آن پخش مي‌شد و ما را براي دقايقي وارد دنياي قصه‌ها و ماجراها مي‌کرد، البته تعدادي هم سريال عروسکي در برنامه کودک پخش مي‌شد که (شايد براي امروزي‌ها زياد جذاب نباشد) نمي‌شد از آن‌ها گذشت، انصافا کسي نبود که مجموعه «پت پستچي» و «افسانه سه برادر» را دوست نداشته باشد. اما تمام اين‌ها براي بچه‌هاي دهه شصت و هفتاد که نه «پلي‌استيشن» داشتند و نه «ايکس‌باکس» کافي نبود، هنوز هم نياز به سرگرمي احساس مي‌شد، آن هم از نوع ايراني‌اش (البته منظورم گل کوچيک با توپ پلاستيکي نيست) و اين‌جا بود که پاي برنامه‌سازان ايراني به ميدان مي‌آمد، آن‌هايي که با عروسک‌هاي بانمکشان که همزبان ما بودند، ساعت‌ها ما را سرگرم نگه مي‌داشتند.

پس از اين مقدمه دوست داشتم که يادي بکنم از برنامه‌هاي جذاب و دوست‌داشتني مانند «اوستا بابا» و «عموقناد» ولي فعلا فضا و البته زمان اقتضا مي‌کند که به موضوع مشهورترين و محبوب‌ترين عروسک دوران کودکي‌مان که تا به امروز همراه ما مانده است بپردازيم؛ يعني به اين دو دهه‌اي که «کلاه قرمزي» و «پسرخاله» هر از گاهي به ما سر مي‌زنند؛ انگار که هر زمان دل ما براي آن‌ها تنگ مي‌شود، خودشان مي‌فهمند به سراغمان مي‌آيند.
صندوق پست
اوايل دهه هفتاد بود و ايرج طهماسب با يک برنامه جديد مهمان بعدازظهرهاي چهارشنبه ما بچه دبستاني‌ها شده بود. اسم اين برنامه «صندوق پست» بود و در آن از کلاه قرمزي و پسرخاله خبري نبود و دو عروسک خيلي کوچک به‌نام‌هاي «جغجغه» و «فرفره» درکنار آقاي مجري، اين برنامه را مي‌چرخاندند. در هر قسمت از اين برنامه، آقاي مجري نامه‌هايي که بچه‌هاي ايراني به تلويزيون مي‌فرستادند را مي‌خواند و در همان برنامه به آن‌ها جواب مي‌داد. کمي بعدتر پاي دو عروسک بزرگ‌تر و عجيب و غريب (که هرگز براي من معلوم نشد اين‌ها چه موجوداتي هستند) به برنامه باز شد؛ «ژولي پولي» و «گلابي» دو عروسک زرد و صورتي بودند که يکي از آن‌ها اصلا حرف نمي‌زد و عروسک ديگر به جاي حرف زدن، با دهانش صداي تق تق توليد مي‌کرد و آقاي مجري صحبت‌هاي او را براي بچه‌ها ترجمه مي‌کرد. ويژگي مشترک تمام اين شخصيت‌هاي جديد و دوست داشتني اين بود که سربه‌هوا و بازيگوش بودند و با کارهاي اشتباهشان بهانه‌اي به دست آقاي مجري مي‌دادند تا با زبان شيرينش نکات تربيتي را به کودکاني که با علاقه پاي تلويزيون نشسته بودند منتقل کند. البته ماجرا به همين‌جا ختم نشد و چندي بعد و به‌طور ناگهاني سروکله يک پسربچه بازيگوش در برنامه آقاي مجري پيدا شد.

عروسکي با کلاه قرمز
يک موجود سربه‌هوا که به حرف کسي گوش نمي‌داد و يکسره مي‌پريد وسط صحبت‌هاي آقاي مجري که سعي مي‌کرد با متانت و ملايمت او را آرام کند. صحنه‌هاي تلاش بي‌نتيجه آقاي مجري براي آرام کردن اين موجود عجول که موقع حرف زدن، دهانش را تا بيني آقاي مجري جلو مي‌برد، همه ما را به خنده مي‌انداخت به‌خصوص در آن زمان‌هايي که آقاي مجري، اين پسربچه را با زور از خودش دور مي‌کرد و صورتش که از آب دهان عروسک خيس شده بود را با دستمال پاک مي‌کرد. اين عروسک همان کلاه قرمزي خودمان بود و قرار نبود بماند ولي در همان جلسه اول حضورش به‌واسطه شخصيت جذابش که مديون صداپيشگي هنرمندانه «حميد جبلي» بود آن‌قدر جلوه کرد که گوي سبقت را از سايرعروسک‌هاي برنامه ربود و به ستون اصلي برنامه تبديل شد. حالا ديگر کلاه قرمزي فقط محبوب آقاي مجري نبود، فقط محبوب ما بچه‌دبستاني‌ها هم نبود بلکه يادم مي‌آيد پدر و مادرهاي ما هم پاي برنامه «صندوق پست» که حالا ديگر در بين مردم به برنامه «کلاه قرمزي» مشهور شده بود مي‌نشستند و از ته دل مي‌خنديدند.

گام ديگري در تکميل صندوق پست
کلاه قرمزي براي ما کافي بود ولي تيم ايرج طهماسب، حميد جبلي، پروين شمشکي، عروسک‌سازها و عروسک گردان‌هايشان يک برگ برنده ديگر هم در آستين داشتند که پس از مدتي وارد برنامه شد. شخصيت (عروسک) جديد، درست در نقطه مقابل رفتارهاي کلاه قرمزي بود، نه پررو بود، نه سربه‌هوا و نه پرحرف، اتفاقا خيلي کم‌رو بود و به ندرت حرف مي‌زد، از زير کار دررو و تنبل نبود و هر زمان که بي‌کار مي‌شد به هر طريق ممکن به ديگران کمک مي‌کرد، به‌طور کلي از کلاه قرمزي خيلي عاقل‌تر بود ولي ايرادش در اين بود که به حرف کسي گوش نمي‌کرد و کار خودش را انجام مي‌داد، طاقت سئوال و چون‌وچرا نداشت و با هرنوع مخالفت يا سئوالي به صورت تهاجمي برخورد مي‌کرد. حضور پر سروصداي اين دو عروسک محبوب ايرج طهماسب و حميد جبلي را به فکر ساخت يک فيلم سينمايي با محوريت کلاه قرمزي انداخت.

کلاه قرمزي در قاب تلويزيون
سال 1388 خبر رسيد که طهماسب و جبلي دوباره قصد دارند با همان عروسک‌هاي محبوبشان به تلويزيون بيايند و مهمان نوروز 88 خانه‌هاي مردم باشند. اين خبر درحالي اعلام شد که حتي بدبين‌ترين صاحب‌نظران هم معتقد بودند که مجموعه نوروزي کلاه قرمزي و پسرخاله به‌احتمال زياد پربيننده‌ترين برنامه نوروزي سيما خواهد شد و اين پيش‌بيني درست از آب در آمد. کلاه قرمزي نوروزي به هيچ عنوان بوي تکرار و کهنگي نمي‌داد و از چنان طراوتي برخوردار بود که انگار براي اولين بار است که اين عروسک‌ها با يک ايده ناب پا به تلويزيون گذاشته‌اند. در اين ميان ايده دعوت از مهمانان سرشناس نوروزي مانند «آتيلا پسياني» و خانواده‌اش، «امين حيايي»، «باران کوثري» و حتي «ابراهيم حاتمي‌کيا» سبب شد تا طهماسب يک برنامه جديد را اداره کند و درنهايت يک شخصيت بانمک ديگر براي اولين بار به تيم کلاه قرمزي و پسرخاله افزوده شد.

پسرعمه زا
«محمدرضا هدايتي» يکي از با استعدادترين هنرمندان عرصه سينما و تلويزيون است، هنرپيشه‌اي که به لحاظ تعدد نقش و انعطاف‌پذيري صدا و چهره تاحدي هنر «اکبر عبدي» را در ذهن تداعي مي‌کند و زماني که او به‌عنوان صداپيشه شخصيت جديد مجموعه کلاه قرمزي يعني «پسرعمه‌زا» قرار گرفت در کنار خود اين مجموعه تبديل به يک پديده جديد شد. در مجموع کلاه قرمزي 88 نه‌تنها چيزي از يک مجموعه نوروزي تمام‌عيار کم نداشت، بلکه طراوت و تازگي آن به تمامي سريال‌هاي نوروزي آن سال طعنه مي‌زد.

براي سال 1390
تجربه موفق سال 88 زمينه چالش‌برانگيزي براي طهماسب، جبلي و گروهشان بود، وقتي خبر حضور دوباره کلاه قرمزي در برنامه‌هاي نوروزي سال 1390 در رسانه‌ها منتشر شد همه در اين فکر بودند که طهماسب و جبلي اين بار مي‌خواهند چه چيز جديدي به مخاطبان قديمي و جديدشان ارائه کنند و اين بود که گمانه‌زني‌ها در مورد موفقيت يا عدم موفقيت کلاه قرمزي 90 آغاز شد ولي پس از پخش اولين قسمت آن، روشن شد که امسال نيز پر مخاطب‌ترين برنامه سيما همين کلاه قرمزي خواهد بود، که البته گذشته از توانمندي‌هاي کلاه قرمزي، ضعف و افتادن سريال‌هاي نوروزي به ورطه کليشه‌اي شدن نيز در موفقيت مجموعه جديد کلاه قرمزي بي‌تاثير نبود. کلاه قرمزي و پسرخاله امسال همان رنگ و بوي شيرين دو دهه پيش را داشتند ولي پسرعمه‌زا به روز شده بود و شخصيت‌هاي جديد «فاميل دور» و «ببعي» نيز به آن اضافه شده بودند که هرکدام به‌تنهايي يک بمب خنده بودند.

در کنار تمام اين‌ها شخصيت دوست‌داشتني آقاي مجري که با واقعيت بسيار منطبق بود و مهرباني، عصبانيت و درس‌هاي اخلاقي‌اش هيچ‌کدام رنگ و بوي شعارزدگي و اغراق نمي‌داد موفق شد تا مخاطبان چندين و چندساله کلاه قرمزي را هنوز در اطراف خود نگه دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨