مشاغـــــل سخــــــت روزه‌هـــــاى سخــــت‌تر
زندگی به سبـــک روزهــــای گــــــــرم در گفت‌ و گو با صاحبان مشاغل سخت

مشاغـــــل سخــــــت روزه‌هـــــاى سخــــت‌تر

نویسنده : مجید حسین زاده- مریم ملی

هر سال با شروع ماه مبارک رمضان، ساعات کاری خیلی از مشاغل در کشورمان دست خوش تغییرات می‌شود و کاهش مي‌يابد. از ساعت کاری مشاغل دولتی که به صورت رسمی کاهش می‌یابد، بگیرید تا بیش‌تر مشاغل آزاد که یا فقط قبل از افطار باز هستند و یا بعد از افطار. در بین همه این مشاغل، صاحبان مشاغلی هستند که در طول روز از چای یا آب جدا ناپذیرند! این شغل‌ها و صاحبان این شغل‌ها، یک جورهایی هر روز در یک کُشتی جانانه با گرما قرار می‌گیرند که به کمک نوشیدن مایعات، آن‌را فتیله‌پیچ می‌کنند! اما این روزها، با وجود گرمای تابستان و روزه‌های روزهای طولانی ماه رمضان، نه تنها دست از کارشان نمی‌کشند بلکه با قدرت به آن ادامه می‌دهند. به همین بهانه به سراغ بعضی از صاحبان این مشاغل رفتیم و سوال‌های مقابل را به صورت جداگانه از هرکدام‌شان پرسیدیم. 

در ماه رمضان، درهر شبانه روز چند ساعت کار می‌کنید؟

دوست داشتید که ساعت کاری‌تان مثل بعضی مشاغل دیگر در ماه رمضان کاهش می‌یافت؟

در طول روز بیشتر تشنه می‌شوید یا دچار ضعف و گرسنگی می‌شوید؟ برای این که کمتر تشنه شوید هنگام سحر چه خوراکی یا نوشیدنی‌هایی استفاده می‌کنید؟

به آن دسته از همکاران‌تان که روزه نمی‌گیرند، تا حالا تذکر داده‌اید که روزه بگیرند؟

در حین سختی کارتان و در اوج لحظاتی که تشنه و گرسنه هستید، چه دلگرمی برای ادامه روزه‌داری در روزهای آینده به خودتان می‌دهید؟

روزه گرفتن در رمضان بر کیفیت کارتان تاثیر می‌گذارد؟

اگر تمکن مالی خوبی داشتید، باز هم در ماه رمضان در این شغل سخت فعالیت می‌کردید؟ 


گفت‌و‌گو با یک سرباز در حال اعمال قانون

ایست، بزن کنار!

آقای «سالار بیات» 9 ماه از خدمت سربازی‌اش می‌گذرد. در گرمای تابستان در حالی که روزه‌دار است در میدان تقی‌آباد به تردد بهتر خودروها کمک می‌کند. آقای بیات در حال جریمه کردن یک ماشین بود که شیشه دودی داشت. ما که در‌به‌در در خیابان‌ها دنبال یک پلیس راهنمایی و رانندگی یا سربازی که مسئول نظم چهارراه‌ها باشد، بودیم با دیدن ایشان ذوق کردیم و به سمت‌شان شتافتیم. ایشان در حال اعمال قانون، بسیار جدی بودند و به همین خاطر ما جرأت نکردیم چیزی بگوییم. این بار دندان روی جگرمان گذاشتیم تا کارشان تمام شود. 

7 صبح می‌آیم سر کار. بعد از ظهر ساعت 1 تا 4 وقت استراحت داریم و دوباره تا 9 شب کار می‌کنیم.

زیاد نه، در حد نیم ساعت هم کاهش بیابد برای من کافی است!

تشنه می‌شوم. موقع سحر خرما را برای رفع گرسنگی و تشنگی می‌خورم.

من ندیدم بین همکارانم کسی را که روزه نگیرد.

ما مسلمان و شیعه هستیم. راه ائمه را پیش می‌گیرم. حالا چه فرقی می‌کند که شرایط خیلی سخت باشد یا خیلی آسان.

به هیچ وجه. ما باید با دقت کارمان را انجام دهیم.

 

 

گفت‌وگو‌ با یک گچ‌کار 26 ساله

«گچ» تشنگی آدم را  زیاد می‌کند

«سید اصغر موسوی» 26 ساله روی یک تخته چوب ایستاده و هر چند ثانیه یک بار خم می‌شد و مقداری گچ بر روی ماله می‌گذاشت و دوباره می‌ایستاد و دیوار را با گچ سفید می‌کرد. ما در همین حالت از او مصاحبه گرفتیم. 

من از ساعت 8 صبح مشغول می‌شوم و تا 4 بعدازظهر کار می‌کنم.

ساعت کاری من در ماه رمضان تقریبا 2 ساعتی کمتر می‌شود ولی دوست داشتم که بالاخره این ساعت کاری کم‌تر از این هم می‌شد.

چون گچ رطوبت زیادی دارد این روزها گاهی تشنگی امان من را می‌برد. خوردن میوه‌هایی مانند هندوانه در کم‌تر تشنه شدن تاثیر زیادی دارد.

دوستان من همه‌شان بالغ هستند و خودشان باید تصمیم بگیرند که چه توشه‌ای برای آخرت خودشان بردارند. من به آن دسته از دوستانم که روزه نمی‌گیرند تذکر داده‌ام و چند نفری هم به خاطر این‌که توجیه شدند، در حال حاضر روزه می‌گیرند.

به نظر من سختی روزه گرفتن در ماه رمضان، فقط 3 روز اول آن است و بعد از آن انسان فقط شیرینی‌های این ماه و برکات آن‌را درک می‌کند. زیبایی تشنگی و گرسنگی به خاطر عشق به خدا در غیر این ماه چشیده نمی‌شود.

به نظر من افرادی که روزه می‌گیرند حقیقتا ایمان دارند و افرادی که ایمان دارند روزه هیچ تاثیری بر روی کیفیت کار آن‌ها ندارد.

این ماه را کلا سر کار نمی‌آمدم! خیلی دوست دارم در ماه رمضان، سحرها به مسجد می‌رفتم و بعد از نماز صبح، به خواندن قرآن و دعا مشغول می‌شدم و ظهرها هم در خانه استراحت می‌کردم تا بیش‌تر از خوبی‌ها و فیض‌های این ماه پر برکت نصیبم شود.

 

 

گفت‌و‌گو با یک راننده تاکسی در ظهر داغ رمضان

مستقیم، یک نفر

سر خط تاکسی‌ها منتظر یک مسافر است تا حرکت کند. پشت یک پیکان زرد نشسته و عرق می‌ریزد. عکاس ما شروع می‌کند به عکس گرفتن از تاکسی آقای «مصطفی جاویدی» که 42 سال دارد. زمانی که ما در حال پرسیدن سوالات بودیم، مسافران تاکسی ایشان مدام به در و پنجره می‌زدند که زود باشید دیگه، بریم دیگه، عجله کنید دیگه... ما هم که بی‌خیال حتی یک سوال نمی‌شدیم سر را به نشانه «آخرشه ، باشه» تکان می‌دادیم. سوال آخر را که پرسیدیم و منتظر جواب آقای جاویدی بودیم همه مسافران از تاکسی پیاده شدند و نگاه خشمگینانه‌ای به ما انداختند. باور بفرمایید ما نمی‌خواستیم نان کسی را آجر کنیم! باز خدا خیر یکی از مسافران را بدهد که تا دید مصاحبه‌مان تمام شده فوری برگشت و در تاکسی نشست.

من 4 سال است که راننده تاکسی هستم. در ماه مبارک 8 صبح می‌آیم سر کار و تا 6 یا 7 بعد از ظهر مشغول کار هستم.

شغل ما به گونه‌ای است که به طور ناخودآگاه ساعت آن در ماه رمضان کم می‌شود.

بیش‌تر تشنه می‌شوم. پزشکان توصیه می‌کنند که بیشتر موقع سحر، سبزیجات و خاکشیر و ماست و کاهو بخوریم. این طوری آب بدن کمتر در طول روز تحلیل می‌رود.

به آن‌ها توصیه می‌کنم که روزه بگیرند ولی تصمیم با خودشان است.

اگر اعتمادت به خدا باشد تحملش راحت‌تر است. اما اگر مدام حواست به ساعت باشد اذیت می‌شوی. یک «یا حسین» می‌گویم و حالم خوب می‌شود.

نه تاثیری نمی‌گذارد.

بله باز هم کار می‌کردم.

 

گفت‌و‌گو با یک جوشکار سیار در خیابان

آتشی برای نوازش صورت!

زمانی که به فکر مصاحبه با یک جوشکار افتادیم در این فکر بودیم که جوشکار در حین کارش با آن همه سر و صدا که نمی‌تواند با ما صحبت کند، و کجا می‌شود یک جوشکار پیدا کرد! همین طور که درحال رانندگی بودم یکهو یک ماشین جوشکار سیار رو‌به‌رویم ظاهر شد. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان افتادیم دنبالش تا مصاحبه را هر طور هست بگیریم. در چند تا کوچه و خیابان فرعی پیچید و ... بالاخره به محض این‌که، پایش را روی ترمز گذاشت، ما و عکاس‌مان جلویش سبز شدیم. «امید سیرجانی» 32 ساله کارش را جوشکاری در کارهایی از قبیل ساخت حفاظ گرفته تا جوشکاری‌های اسکلت‌های ساختمان معرفی می‌کند. او حرارت کار جوشکاری را در حد ذوب کردن آهن می‌داند و می‌گوید که حدود 400 درجه گرمای غیرمستقیم در حین کار صورتش را نوازش می‌کند!

صبح‌ها از ساعت 8 صبح مشغول به کار می‌شوم و با این آفتاب گرم تابستان، مجبور می‌شوم که ساعت 4 به خانه برگردم.

در ماه رمضان تا زمانی که توان داشته باشم کار می‌کنم و خیلی به تغییر ساعت فکر نمی‌کنم!

فقط تشنه می‌شوم. تحمل گرسنگی که هیچ مشکلی ندارد. خوردن سبزی و مقداری آبلیمو با آب، بدنم را تا حدی از تشنگی در طول روز بیمه می‌کند.

تعدادی از همکارانم که در کارهای ساختمانی هستند به قول خودشان، نمی‌توانند روزه بگیرند و به نظر من آن‌هایی هم که می‌گیرند واقعا قبول درگاه حق خواهد بود چون خیلی سخت است! برای تذکر دادن هم از قدیم گفته‌اند هر کس را در قبر خودش می‌گذارند!

اولا که روزه گرفتن یک وظیفه بر گردن همه مسلمانان است ولی هر وقت یاد روز عید فطر و آن نماز شیرینش می‌افتم همه این سختی‌ها برایم شیرین می‌شود.

نه تنها در کیفیت کارمان هیچ تاثیری ندارد بلکه باعث می‌شود تا وجدان کاری‌مان هم بیش‌تر شود. البته روزه گرفتن باعث می‌شود تا کارهای خیلی سخت را قبول نکنیم و مدیون مردم هم نشویم.

راستش را بخواهید، شکر خدا من اوضاع مالی‌ام خوب است ولی درآوردن رزق و روزی حلال در همه حالات برای من خیلی شیرین‌تر از بیکاری است. 

 

گفت‌و‌گو با یک خانم نانوا

پای تنور و هرم گرما

خانم «نجف آبادی» از سال 70 که در نانوایی چهار راه عامل کار می‌کند. نانوایی به شدت گرم بود و ما که فقط چند لحظه آن‌جا بودیم به معنای واقعی کلمه پختیم. از او خواستیم تا چند دقیقه به سوالات ما پاسخ دهد.

ساعت کاری ما در طول سال با ماه رمضان کمی فرق دارد. ما در طول سال گاهی شب‌ها تا صبح هم کار می‌کنیم و نان می‌پزیم. اما در ماه رمضان من حدود 5/5 صبح می‌آیم سر کار و تا آخر وقت هم هستیم. 

از نظر شغلی کار سختی دارم ولی دوستش دارم چون فکر می‌کنم اگر خودم مواظب باشم و رعایت کنم درآمد شغلم خیلی حلال است. ارتباط با کارگر هم سخت است گاهی ممکن است قول بدهند که می‌آیند و بعد نیایند در این صورت مجبورم خودم شب نان بپزم.

تشنه می‌شوم. بعضی وقت‌ها از شدت گرما پای تنور و طبخ نان، با شستن دست و صورتم خودم را خنک می‌کنم. کارگرها می‌گویند که حاج خانم شما بروید منزل اما من بازهم راضی‌ام و به کارم ادامه می‌دهم.

بله تذکر می‌دهم. برای نماز هم تذکر می‌دهم. کارگری داشتیم که با هم قرار گذاشتیم که نمازش را بخواند، از آن موقع حتی تصادفش هم باعث نشد نمازش ترک شود.

تشنه یا گرسنه که می‌شوم به مقصود روزه گرفتن فکر می‌کنم به این که خدا نیازی به تشنگی و گرسنگی من ندارد و به این که روزه می‌گیرد تا حال نیازمندان را بهتر درک کنیم.

ما که نمی‌دانستیم شما می‌آیید اما می‌توانید همین حالا کیفیت نان ما را ببینید. به هیچ وجه امکان ندارد که کیفیت در ماه رمضان کم شود. مگر این که آرد خوب نباشد.

بله، باز هم کار می‌کردم. الان هم پسرهایم می‌گویند نرو سر کار اما من می‌گویم آدم تا زمانی که زنده است نباید سربار جامعه باشد بلکه باید کار کند و مفید باشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
مچکر
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون