انجمن هواداران کلاه قرمزي

انجمن هواداران کلاه قرمزي

نویسنده :

وقتي 2 سال پيش و پس از مدت‌ها قرار شد کلاه قرمزي در ايام نوروزي دوباره روي آنتن برود، گمانه‌زني‌هاي زيادي در مورد موفق نشدن آن به راه افتاد که اي آقا! بچه‌هاي امروزي که کلاه قرمزي را نمي‌شناسند و بچه‌هاي ديروزي هم که ديگر بزرگ شده‌اند و پاي يک همچين برنامه‌اي نخواهند نشست. ولي همه ديديم که چطور وقتي ساعت پخش آن نزديک مي‌شد بچه‌ها نمي‌گذاشتند سريال، فيلم، اخبار يا هر چيز ديگري را ببينيم و تازه در خيلي موارد پدر و مادرها هم از خدايشان بود که به بهانه بچه‌ها هم که شده لذت تماشاي آن را بچشند. طهماسب و جبلي هم که قابليت‌هاي اين محصول فرهنگي را به خوبي درک کرده بودند طوري برنامه را اداره کردند که براي هر 3 نسل جذابيت داشته باشد. از طرف ديگر حضور مهمان‌هاي متعدد از نسل‌هاي مختلف نشان داد که همان زمان کودکي ما هم اين برنامه فقط براي بچه‌ها نبوده و بين بزرگ‌ترها هم طرفدار داشته است.

از جمله حضور ناگهاني کارگرداني جدي مثل ابراهيم حاتمي‌کيا همان‌قدر که براي آقاي مجري غير مترقبه بود، ما را هم شوکه کرد. آخر آبراهام کجا و کلاه قرمزي کجا؟ بهانه حضور هم اين بود که کلاه قرمزي رفته بود و با دي وي کم (DV cam) چند تا فيلم الکي گرفته بود و ادعاي کارگرداني مي‌کرد که آقاي مجري زد توي پرش و گفت اين‌ها اصلا فيلم نيست و هيچ کارگرداني هم اين را فيلم نخواهد دانست. کلاه قرمزي هم براي اثبات حرفش رفت و از سر صحنه فيلم‌برداري، حاتمي‌کيا را آورد تا فيلم‌ها را ببيند و تأييد کند که معلوم شد آبراهام با پسرخاله، هم‌محل هم بوده‌اند و پسرخاله هميشه توي صف نان جايش را به او مي‌داده است. به هر حال سن حاتمي‌کيا طوري نيست که چه آن زمان يعني دهه 70 و چه حالا جزو مخاطبان هدف يک برنامه کودک باشد، ولي معلوم مي‌شود مدت‌ها قبل از برنامه فيتيله، کلاه قرمزي هم توانسته پدر و مادرها و بچه‌ها را هم‌زمان پاي تلويزيون بنشاند و با لبخند رضايت راهي‌شان کند.

حضور عليرضا خمسه در نقش پدر خانواده پرخورها هم خيلي جذاب از کار درآمده بود. به طور حتم خمسه هم از نظر سن و سال به اين برنامه نمي‌خورد ولي چون همگان او را در نقش هاي طنز و با شوخي و خنده مي‌شناختند به اندازه حضور حاتمي‌کيا غافلگير کننده نبود. فلامک جنيدي هم که دليلي است براي اين که نسل هدف سري اول برنامه کلاه قرمزي که اسمش «صندوق پست» بود هم هنوز به آن وفادارند و به آن عشق مي‌ورزند. در اين بين شايد اظهارات باران کوثري از همه جالب‌تر و شنيدني‌تر باشد که گفته بود: «من خيلي کلاه قرمزي، پسر خاله و پسرعمه‌زا را دوست داشتم و حتي يک جاهايي مي‌خواستم گازشان بگيرم. يک جاهايي براي پسر عمه‌زا اشک توچشم‌هايم جمع شد. آن‌جا که مريض شد و نمي‌گذاشت معاينه‌اش کنند و مي‌لرزيد. من براي کلاه قرمزي گريه هم کرده‌ام. فيلم سينمايي کلاه قرمزي جزو ده فيلم محبوب زندگي من است در کنار فريادها ونجواها... اولين فيلمي که تو باهاش گريه مي‌کني خيلي مهم است و اين اتفاق براي من درباره کلاه قرمزي و پسرخاله افتاده. البته من هروقت کلاه قرمزي و پسر خاله را مي‌بينم گريه مي‌کنم... يا همين پسر عمه‌زا! اين‌قدر من دلم براي تنهايي‌اش مي‌سوزد که حد ندارد... خيلي تنهاست.

آتيلا پسياني و خانواده‌اش هم در نقش خانواده تنبل‌ها حضور چشمگيري در کلاه قرمزي 88 داشتند که البته شايد بتوان آن را در حد يک بده بستان فرهنگي هم تلقي کرد. آتيلا را همه مي‌شناسند ولي خيلي‌ها (از جمله خود من) نمي‌دانستند که بچه‌هايش هم مشغول فعاليت سينمايي هستند و اصولا چه جايي بهتر از يک مجموعه محبوب تلويزيوني براي معرفي اين بازيگران نسل آينده؟

امين حيايي هم خيلي به برنامه و طرفداران آن حال داد که آمد. نمايش خوبي را هم با بچه‌ها اجرا کرد که در نوع خودش جذاب بود. البته حضور مشاهير در برنامه‌هاي تلويزيوني محبوب چيز جديدي نيست و لااقل در برنامه‌هاي خارجي امري بسيار طبيعي محسوب مي‌شود و مثلا عروسک «المو» را با خيلي از بازيگران و خواننده‌ها ديده‌ايم ولي تکرار اين حقيقت، جذابيت آن را از بين نبرده است و هنوز هم آن را ديدني نگه داشته است. ديدن شمايل سوپراستاري مثل امين حيايي که اين طور با پسرعمه‌زا گرم گرفته هيچ وقت از ذهن من يکي نخواهد رفت.

امسال هم برنامه از حضور بزرگان خالي نبود و نگار جواهريان و صابر ابر را هم در کنار «ببعي» و «فاميل دور» ديديم که از اين ميان صابر ابر قبلا براي فيلم «نخودي» با عروسک‌ها کار کرده بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی