خواستگاری از اون لحاظ!
پایان نامه

خواستگاری از اون لحاظ!

نویسنده : سعید برند

«اجازه دهید از همسر خودم نیز تشکر کنم، ماشاا... این قدر از همسرم تعریف کردم که فکر می‌کنم یک بار دیگر باید برای خواستگاری به خانه مادر زنم بروم، در هر صورت من از همسر و رئیس خودمان و هم چنین از خواهر عزیزم قدر دانی می‌کنم»

برای این که سریعا از ایجاد هر گونه سوء تفاهم شما جلوگیری به عمل آوریم، جا دارد که بگوییم این جملات اشک‌دراری که خواندید نه جملات بنده است و نه جملات «احمدپور مخبر» به هنگام دریافت جایزه اسکار! (حالا شاید سال بعد رایزنی کردیم و پورمخبر هم اسکار گرفت) راستش خود ابتدا به ساکن احتمال دادیم، این جملات خانوادگی بخشی از ناگفته‌های «محمدرضا غرضی» در مناظره سیاسی باشد، که پیشروی تا بدان جا و سر درآوردن از برنامه زنده تلویزیون جای تشکر از همه قوم و قبیله را دارد چه برسد به همسر و خواهر، آن دو یار دیرینه! ولی از آن‌جا که در جملات نه به دولت ضد تورم اشاره شده و نه به رای 55 میلیونی، پس مشخص است که حدس خود حقیرمان هم اشتباه از آب درآمده است.  اما همان طور که می‌دانید این جملات، جملات رئیس جمهور محترم در حاشیه مراسم تجلیل از زنان و خانواده است. واقعا خوشحالیم که رئیس جمهور ما اینچنین قدردان زحمات همسر و خواهرش است و همه ما باید از این ادبیات درس بگیریم، اما تصور بفرمایید محمود احمدی نژاد بار دیگر برای خواستگاری به خانه مادر زن محترمشان برود.

بعد از چاق سلامتی و کمی صحبت درباره وضعیت آب و هوا، ترافیک، گرانی مواد غذایی، اجاره خانه‌های بالا، قیمت سکه و ارز و خودرو و ... خواهر داماد محترم که احساس می‌کند اوضاع دارد کمی حساس می‌شود می‌گوید: خب بهتره بریم سر اصل مطلب...

-: ببخشید آقای داماد چه‌کاره‌اند؟

-: نوکر ملت ایران! که خودشون گفتن با آقایی جهان هم عوض نمی‌کنن

-: مبارکه، نون و پنیر و نوکر مردم آوردین، دخترمون رو بردین!  

نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/٢٨
٠
٠
جالب بود
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٣
٠
٠
آیکون خنده وپشت بندش قهقهه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠