ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

 

اگر حقیقت دارد که جهان بسیار حرف می‌زند

بگذار همه خاموشی گزینند

تا به فصاحت سکوت

گوش فرا دهیم

اگر حقیقت دارد که جهان بسیار می‌بیند

بگذار همه چشم‌های خود را ببندیم

و منظره‌ درون را تماشا کنیم

از پشت چشم‌های بسته 

ریچارد نتریو 

 

مستان خرابات، ز خود بی‌خبرند

جمعند و ز بوی گل پراکنده‌ترند

ای زاهد خود پرست، با ما منشین

مستان دگرند و خود پرستان دگرند

رهی معیری

 

نادان همه جا با همه کس آمیزد

چون غرقه به هر چه دید دست آویزد

با مردم زشت نام همراه مباش

کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد

سعدی

 

تندباد

همه چیزی را برده است

جزسایه‌ای

که به سنگ کوچک خود 

تکیه داشت

شمس لنگرودی

 

ترسم بسوزد آخر، همراه من تو را نیز

این آتشی که از شوق در من کشد زبانه ...

حسين منزوی

 

چشمم افتاد به چشم تو ولي خيره نماند

شعله‌اي بود كه لرزيد ولي جان نگرفت

فاضل نظری

 

این لحظه که دل حریم دیدار شده ست

اشک آمده پیش چشم دیوار شده ست

دل خواست که در نهان ترا دارد دوست

دیوانه اشک، چون خبردار شده ست؟ 

محمدرضا شفیعی کدکنی

 

نمایش تمام شد

پرده را کنار بزن

خودت را می‌خواهم تماشا کنم حالا!

رضا کاظمی

 

وقتی آتشم می‌زنی

دردی احساس نمی‌کنم

اعصابی نمانده دیگر

پرویز فکرآزاد

 

به من هم بدبین باش

بوی گندِ واقعیت می‌دهم...!

فریبرز کاردار

 

سطلم را از چاه بیرون می‌کشم

پُر از اشکِ فریاد است

از هر چاهی

طاهر جیناک 

نظرات کاربران
کد امنیتی