مشاغلی برای اهالی دیار باقی
در مورد شغل‌هایی که اگر نباشند «میت» روی زمین خواهد ماند

مشاغلی برای اهالی دیار باقی

نویسنده : سید مصطفی موسوی -محمد امین شرکت -حامد نادری

یک روزی برای همه اتفاق می‌افتد. منظورمان مردن نیست! منظورمان این است که اگر زبانمان لال، زبانمان لال یک وقتی گوش شیطان کر، یک از نزدیکان‌تان فوت کند، در آن وقت حسابی حال و هوای شما عوض خواهد شد. در آن حال علاوه بر ناراحتی شدید به خاطر از دست دادن فرد متوفی، برگزاری مراسم کفن و دفن به آبرومندترین شکل ممکن برای بازماندگان دغدغه می‌شود. در این فرآیند افرادی هستند که اگر حضور آن‌ها نبود، یک خانواده داغدار می‌ماند و یک «میت» که هنوز روی زمین است. در فرهنگ‌ ما به غلط هر زمانی که می‌خواهیم شغل کسی را مسخره کنیم، شاید یکی از همین شغل‌ها را بگوییم غافل از اینکه به تأثیر‌گذاری و اهمیت این مشاغل پی‌برده باشیم. در این چهار گزارش با برخی از صاحبان این مشاغل به گفتگو نشسته‌ایم.


گفتگو با غسال‌

این‌جا آخرین حمام است!

ابتیوری / 31 ساله

شغل با خدایی است و مرا از گناه دور می‌کند و بیشتر یاد آخرت می‌اندازد. شستن اموات ترسی ندارد و اگر قرار بود دوباره شغلی را انتخاب کنم همین شغل را انتخاب می‌کردم.

حدودا روزی 30 تا40 مرده را غسل می‌دهم و استراحت ما وقتی است که حضرت عزرائیل مرخصی بگیرد!

اطرافیانم نسبت به من و شغلم احساس خوبی ندارند و ارتباط مان با آنها بسیار کم شده، من از این موضوع بسیار ناراحتم، کسی نیست که از آن‌ها بپرسد که آیا من کار اشتباهی می‌کنم که از من بدشان می‌آید؟

ارنواز / 38 ساله

راستش شستن اجساد ناقص و یا سوخته برای من سخت است و در روحیه‌ام تاثیر بدی دارد. وقتی جنازه جوانی زیر دستم می‌آید تا غسلش می‌دهم، دلم خیلی می‌سوزد و اشکم در می‌آید.

بعضی از اقوام، مرا تشویق می‌کنند و می‌گویند تو کار پر ثوابی داری و با برخی‌ها هم که مدام نیش و کنایه‌ می‌زنند، مجبور به قطع رابطه شده‌ایم.

وقتی یکی از آشنایانم را می‌شویم، یاد حرف‌هایی می‌افتم که موقع زنده بودنشان با آنها می‌زدم و می‌گفتند که وقت مرگ، تو ما را بشوي!

مردانه / 49 ساله

هرروز ساعت 7 ابتدا کار را با مرده‌های سردخانه شروع می‌کنیم و بعد نوبت به مرده‌های جدید می‌رسد که در آنها همه نوع وجود دارد، کوچک، بزرگ، پیر و جوان که از شهر یا روستا می‌آورند.

ما اینجا رازدار مرده‌هاییم و اگر فردی مشکل جسمانی داشته که خود و خدا می‌دانسته، حالا که ما هم می‌دانیم باید رازدار او باشیم. 

ما هیچ روزی تعطیل نیستیم. در عید و شهادت و حتی جمعه‌ها باید سر کار بیاییم. خانواده‌ام هم به پای من سوخته‌اند و آن‌ها هم هیچ تفریحی ندارند.

 

این مرده را به امید شفاعت آورده‌اند

گفتگو با خطبه‌خوان 

محتشمی / 48 ساله

 پدرم سال‌ها در حرم برای زائران روضه می‌خواند و بعد از  35 سال که خدا این توفیق را از او گرفت، من خواستم راه پدرم را ادامه دهم  ولی شرایط کار در آن قسمت را نداشتم و یکی از دوستانم این کار را به من پیشنهاد داد. من هم قبول کردم و به عنوان خادم  25 سال است در این قسمت مشغول هستم.

 میت را از بست شیخ طوسی برای آخرین زیارت می‌آوریم، این طوری از پایین پای حضرت وارد شده‌ایم و به ایشان احترام گذاشته‌ایم.

 میت 3 بار در حرم از دوش عزیزانش بر زمین گذاشته می‌شود، چون آهسته به زیارت امام رضا (ع) برود و از آن حضرت می‌خواهیم که شفیع آن فرد شود که تا دیروز با پای خود به زیارت می‌آمده و امروز بر دوش عزیزانش برای بار آخر به زیارت آمده است و از آشنایان و اطرافیانش می‌پرسیم که فلانی چه جور آدمی بود؟ روایت داریم که اگر 40 مومن بگویند آدم خوبی بود، در درگاه خدا بخشیده می‌شود.

آستان قدس به خاطر این کار به ما پولی پرداخت نمی‌کند و افتخاری کار می‌کنیم، هر صاحب عزایی به اندازه توانایی‌اش مبلغی را به عنوان انعام یا هدیه به ما می‌دهد.

 

بشنو، بفهم اى فلان بن فلان

گفتگو با تلقین‌خوان

محمدی / 50 ساله

هر کسی را بهر کاری ساختند / مهر او را در دلش انداختند .... 

افتخار مي‌کنم که در خدمت اموات هستم، به کارم عشق مي‌ورزم و عاشقانه کار مي‌کنم. اين کار جزئي از وجود من شده است، به قول بچه‌ها من فوق تخصص اين کار را دارم.

+ بنده در فیلم «چند می‌گیری گریه کنی» در کنار آقای لولایی بر آن جنازه که مثلا جنازه مرحوم نوذری بود، نماز خواندم، چون دیگر روحانیون این کار را قبول نمی‌کردند، و بر جنازه خود مرحوم نوذری و پوپک گلدره و بابک بیات و بسیاری از بازیگران دیگر هم نماز خوانده‌ام.

یک روز که در بهشت رضا بودم، دختری را آوردند که هیچ‌کس را نداشت و از دو خانمی که آن‌جا بودند خواستم که کمکم کنند ولی قبول نکردند و مجبور شدم تنهایی کار کفن و دفن او را انجام دهم. و شب در خواب، خوابش را دیدم که با یک هندوانه شیرین (با این‌که از آن نخوردم ولی شیرینی‌اش را احساس کردم) به استقبال من آمد و گفت این هدیه از طرف من به شماست.

کفن کردن پدرم را انجام دادم، با دیگران خیلی تفاوت نداشت، البته از لحاظ روحی ناراحت بودم ولی گریه نکردم یعنی هر کار کردم که گریه کنم نتوانستم! بعضی وقت‌ها هم شده برای جوانی دلمان سوخته و گریه کرده‌ام ولی آدم وقتی خیلی یک کار را انجام دهد برایش عادی می‌شود.

پسرم در برابر گفتن شغل پدرش هیچ خجالت نمی‌کشد و می‌گوید اگر پدرم میت‌های شما را دفن نمی‌کرد، شما حاضر می‌شدید این کار را بکنید؟!

 

سنگ قبر ساده ساده دوست دارم

گفتگو با سنگ قبر‌ساز

صفری / 34 ساله

از همان دوران نوجوانی خط من خیلی خوب بود، یکی از همسایه‌های ما به این حرفه مشغول بود. یک روز خطاط کارگاهش مریض شد و سر کار نیامد. او هم که می‌دانست خط من خوب است، از من خواست که یک هفته به جای آن خطاط سر کار بیایم، من هم چون کاری نداشتم قبول‌کردم. همان یک هفته کار بود که به ماه‌ها و سال‌ها تبدیل شد و الان بیش از ۱۲ سال می‌شود که به این کار مشغول هستم.

عجیب ترین سنگی که درست کردم سنگ یک امام‌زاده بود در کرمان که به شکل یک قله بود و چندین تن وزن داشت که با جرثقیل حملش کردند.

 معروف‌ترین مرده‌ای که من برایش سنگ قبر درست کردم، مرحوم آیت‌ا... عبادی امام جمعه سابق مشهد بود. عکس خودشان به همراه دو پسر شهیدش روی سنگ کار شد. یادم می‌آید فقط عکس‌ها حدود چهار ساعت وقت گرفت که این کار یکی از سخت‌ترین کارهای من بود.

خیلی‌ها می‌آیند و برای خودشان سنگ سفارش می‌دهند. بعدش می‌برند خانه خودشان تا همیشه چشم‌شان به آن بیافتد و همیشه به یاد مرگ باشند.

برای خودم سنگ قبر درست نکرده‌ام ولی به دوستانم سپرده‌ام که هر وقت مُردم سنگم را چه کسی درست کند، ساده؛ فقط اسم و فامیل و سال تولد و فوت، فقط همین!

نظرات کاربران
کد امنیتی
zza
zza
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
جالب بود