صباجون! تو رو جون ما
آنتن

صباجون! تو رو جون ما

نویسنده : امیر سعید صبا

سلام بر جیم خوانان عزیز، در این چند روز اخیر دو بار اشک در چشمانم به صورت خیطی حلقه زده است، دفعه اول وقتی بود که عیال محترمه قبض برق را دستم داد که با دیدنش چشمانم نشتی داد ولی دفعه دوم که خیلی داغون ‌‌شدم همین دیروز بود. جوانی به سمتم آمد و پس از عرض ادب و ارادت، کلی از قیافه‌‌ام تعریف کرد، نگاهی به خودم انداختم و دیدم شکم که همان شکم است، دماغ که همچنان دراز است، دک و پوز هم که محض رضای خدا تغییری نکرده، پس لاجرم شصتم خبردار شد که کاسه‌‌ای زیر پیاله این همکارمان است، سپس کمی این پا و اون پا کرد و در حالی که شانه‌‌ام را ماساژ می‌‌داد از قلمم تعریف کرد و گفت: «تو بهترینی، برند مثقالی چند؟! دبیر جیم قدر تو را نمی‌‌داند، به نظرم بفروش برو خارج.» یواش یواش داشتم شک می‌‌کردم، که بینوا با بغض ترکیده گفت: صبا تو رو جون ما، توی آنتن این هفته یه اسمی هم از ما ببر، ثواب داره به خدا، 19 تیر تولدمه، دوست دارم برای اولین بار یکی بهم بگه «وحید تفریحی جون عزیز» حالا که اومدی می‌‌فهمم کی اومده، تولدت مبارک رفیق! 

من که تمام موهای بدنم سیخ شده بود حلقه اشک را از مقابل چشمانم زدودم و تا آمدم چیزی بگویم او را دیدم که از دیوار جیم عبور کرد و در افق محو شد! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
@@@***@@@
@@@***@@@
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
افق رو خوب اومدی
تبلیغات
تبلیغات