ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

تنهایی

چه واژه مهجوری است

وقتی 

از رگ گردن نزدیکتری به من!

نسرین فخیمی

 

داد درویشی از سر تمهید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت از دوزخ ای نکو کردار

قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد

عِقد گوهر ز دُرج راز آورد

گفت در دوزخ آنچه گردیدم

درکات جحیم را دیدم

آتش هیزم و زغال نبود

اخگری بهر انتقال نبود

هیچکس آتشی نمی افروخت

زآتش خویش هر کسی می‌سوخت

صغیر اصفهانی

 

این که جز عشق هیچ نیست

تنها چیزیست که از عشق می‌دانیم

همین کافیست

بارِ کشتی باید

به قدرِ گنجایشِ آن باشد

امیلی دیکنسون

 

آنقدر آرامم 

که شک دارم به بودنم!

ترسم نه از طوفان،

از مرداب شدن روحی ست

که هم قافیه پرواز

ترانه می‌سازد !!!

سامره حمیدیان

 

صدای آب می‌آید 

مگر در نهر تنهایی چه می‌شویند؟

لباس لحظه‌ها پاك است...

سهراب سپهری

 

از تمام این ضمایر

 بی تو کاری بر نمی‌‌آید

اسم‌‌ها، جسمند

هرچه خواهد باش

من «تو» می‌خواهم

علی میرافضلی 

 

چو کس با زبان دلم آشنا نیست  

چه بهتر که از شکوه خاموش باشم    

چو یاری مرا نیست، بهتر

که از یاد یاران فراموش باشم

دکتر علی شریعتی

 

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

حافظ

نظرات کاربران
کد امنیتی