بخشش روى ديوار مردم
محرمانه مستقیم

بخشش روى ديوار مردم

نویسنده : حامد نادری راد

این روز‌ها برای اینجور آدم‌ها از واژه «اراذل و اوباش» استفاده می‌کنند. از آن اراذل و اوباشی که حتی نیروهای حکومت هم بلد نبودند حریفش شوند. آوازه رذالت این جوان قلدر آنقدر پیچیده بود که بسیاری از کاروان‌هایی که از مسیر شهرش عبور می‌کردند، جرأت حرکت در شب را نداشتند. راهزنی و دزدی اموال مردم شغلش شده بود. در تاریخ نوشته‌اند اسمش «فضیل» بود.

فضیل به یکی از خانواده‌های مؤمن شهر خبر داده بود که آماده باشید، امشب می خواهم دختر جوان‌تان را به زور از شما جدا کنم. دختر را می‌خواست به عنوان کنیز بفروشد. آن شب خانواده دختر و خودش تا نزدیک سحر جز دعا و گریه و زاری کاری نداشتند که بکنند. دختر قرآن را باز کرده بود. مشغول تلاوت بود که ...

 

می‌گویند وقتی می‌خواهید دعا کنید، دسته جمعی و کنار هم باشید، شاید به خاطر حضور و دعای چند تا آدم خوب، آن آدم بد‌ها هم آمرزیده شوند. درست مثل وقتی که میوه‌ها را از یک کنار می‌فروشند، بالاخره آن میوه‌های خراب هم مشتری پیدا می‌کنند.

 

طناب را انداخت روی دیوار، خودش را کشید بالا، دید چراغ کوچکی روشن است. زمزمه‌ای به گوشش می‌رسید. از جنس التماس و گریه نبود. با خودش فکر می‌کرد شاید پدر یا مادر دختر بیایند به دست و پایش بیفتند، خواهشی، التماسی! صدا از جنس هیچ کدامش نبود. صدای قرآن می‌آمد..

 

خدایا به تو پناه می برم؛ از پیروی هوای نفس و مخالفت با هدایت، از خواب غفلت، از اصرار بر گناه و کوچک شمردن معصیت و بزرگ فرض کردن طاعت. خدایا به تو پناه می برم؛ از تسلط شیطان بر وجودم و سرانجام بد و گرفتار شدن در عذاب... 

 

دقیق گوش می‌کرد، دختر جوان این آیه را می‌خواند: «آیا وقت آن نرسیده، آن‌هایی که به خدا ایمان دارند، دل‌هایشان را برای او نرم و خاشع کنند؟!» این را که شنید، پاهایش سست شد، روی همان دیوار نشست. انگار زمین و زمان به هم ریخته‌ بود. با خودش فکر می‌کرد که در اعماق قلبش به این سؤال چه جوابی بدهد. خیلی زود به جواب رسید. وقتش رسیده بود... آری

 

سلام بر تو ای ماهی که چه بسیارند آزادشدگان از عذاب تو در این ماه... سلام بر تو وقتی که بسیاری از گناهان را نابود می‌کنی و انواع عیب‌ها را می‌پوشانی... سلام بر تو ای یاری که در مبارزه با شیطان ما را کمک می‌کنی... 

 

فضیل ابن عیاض، همان راهزن دیروز، همان کسی که دختر مردم را از خانه شان می‌دزدید، با همان تصمیم روی دیوار، در همان لحظه‌ای که خدا درهای رحمت را به رویش باز کرد، طوری برگشت که بعد‌ها شاگرد امام صادق (ع) شد و در عبادت و زهد از بزرگان زمان خودش گشت.

 

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دعوت خدا و پیامبرش به چیزی که به شما حیات می‌بخشد اجابت کنید...»  ... درهای رحمت خدا، در ماه بندگان خدا، برای همه باز است، آیا کسی هست که نخواهد بخشیده شود؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٢٠
١
٠
خدا از این هشدار ها به ما هم عنایت کنه...و قدرت تحول رو هم نیز
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
شاخ هفته

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

بازار رمالی در فوتبال دودوتا چارتای ساده

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 512

٩٦/٠٨/٢٤
دات کام

ساوند کلاود؛ غنیمتی برای موزیک دوستان

٩٦/٠٨/٢٥
تبلیغات