سلام بر مردم سرزمینم
روی پرده

سلام بر مردم سرزمینم

نویسنده : دست قیچی

«در این لحظه بسیاری از ایرانیان در سراسر جهان، ما را نگاه می‌کنند و فکر می‌کنم بسیار خوشحال باشند. آن‌ها خوشحالند نه فقط برای یک جایزه مهم سینمایی یک فیلم یا یک فیلمساز، بلکه خوشحالند چون... نام ایران در این‌جا به خاطر فرهنگ شکوهمند آن مطرح است... » این‌ها سخنانی بود که فرهادی 16 ماه پیش در هنگام دریافت جایزه اسکار بیان داشت. سخنانی که به‌عنوان تأثیرگذارترین سخنرانی اسکار 84‌ شناخته شد و بیش از هر تلاش مسئولان فرهنگی ما در نشان دادن فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی و معرفی منش صلح‌طلبانه ما به عموم جهانیان موفق بوده است. اما فرهادی عقب ننشسته است و علاوه بر ادامه روند فیلمسازی خود، همچنان به‌تنهایی و در زمین حریف به نبرد سختی در عرصه فرهنگی مشغول است و شمایل‌های شناخته شده سینمایی را بازتعریف می‌کند. در دنیایی که هالیوود از سریال‌های تلویزیونی گرفته تا فیلم‌های سینمایی و حتی انیمیشن‌هایی مثل شیرشاه و علاء‌الدین، ریش داشتن و مومشکی بودن را به‌عنوان نشانه آدم بدها معرفی می‌کند، فرهادی 3 نفر از نژادهای مختلف عرب، ایرانی و اروپایی را زیر یک سقف جمع می‌کند تا نشان دهد که این کاراکتر احمد با همان ریش و موی تیره است که مدام در راستای صلح و آشتی بین شخصیت‌ها حرکت می‌کند و درنهایت هم همه امور را سامان می دهد. تراژدی اصلی در «جدایی نادر از سیمین» این بود که چرا شرایط باید به‌گونه‌ای باشد که کودک می‌بایست ناچار از انتخاب بین یکی از والدین باشد. این انتخاب دو سر باخت دغدغه فرهادی در آن زمان بود. کاراکتر احمد در فیلم گذشته، آینده انتخاب گزینه عزیمت به خارج در فیلم «جدایی...» است. احمد عقل‌گرایی و قانون «کلاه خود را بچسب» این دیار را هم خوش نمی‌دارد، به دام افسردگی می‌افتد، مدام خود را در خانه محبوس می‌کند و درنهایت هم به کشورش بازمی‌گردد. به قول دوست‌اش که گفت: «تو اصلا از اولش هم آدم این‌جا نبودی»  اما احمد باز هم در بازگشت به فرانسه برای پایان یک رابطه نمی‌تواند خود را متعهد به گذشته نداند. در کشوری که سمیر دو دل است که مسئولیت یک چمدان شکسته را بپذیرد یا خیر و عقل‌گرایی غربی مدام تأکید می‌کند که مواظب باش رنگی نشوی، احمد با آن خوی نرم خود، رنگی می‌شود تا این روابط را نجات دهد و تکه‌های خرد شده‌ای از افراد را که در گذشته جا مانده سامان بدهد. حتی تنها جایی که شمایل آرام احمد می‌شکند و او فریاد می‌زند، هدف‌اش سامان دادن رابطه لوسی با مادرش است. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 521

٩٦/١٠/٢٨
چهره هفته

هزینه‌ها با کی بود؟

٩٦/١٠/٢٨
جارچی

جارچی 521

٩٦/١٠/٢٨
شبکیه

غافلگیری عالیجناب به خاطر وارونگی من و شارمین

٩٦/١٠/٢٨
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

تو همان ناب‌ترین جاذبه دنیایی

٩٦/١٠/٢٨
چرا لیسانسه‌ها2 بهترین سریال روی آنتن تلویزیون است؟

لبخند کشدار، قهقهه عمیق

٩٦/١٠/٢٨
مینی

مینی 521

٩٦/١٠/٢٨
بازیگری سروش

دیالوگی گوید و از صحنه رود

٩٦/١٠/٢٨
روزنامه نگاری صحت

یک ستون کاملا تکراری

٩٦/١٠/٢٨
آنتن

قدرت چانه‌زنی جیمیان!

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

عصر پسافیلتر تلگرام

٩٦/١٠/٢٨
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و مهاجرت معکوس

٩٦/١٠/٢٨

سروش کتاب باز

٩٦/١٠/٢٨
ساختنیجات

تابلو بسازید در حد بوندس لیگا‌!

٩٦/١٠/٢٨
پایان نامه

درآمدزایی با سوسمار کچاپ

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

سانچی به یک ماموریت طولانی مدت رفته است

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

در مذمت تحصیل و در ستایش بی‌سوادی

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

خیریت یک سفر

٩٦/١٠/٢٨
شاخ هفته

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 521

٩٦/١٠/٢٨